شهرام یزدانپناه | ۲۵ اوت ۲۰۲۶
دوشنبهشب، سالن شورای شهر مونترال برای ساعاتی به صحنهی یکی از مناقشهبرانگیزترین بحثهای سیاسی این شهر تبدیل شد؛ بحثی که موضوعش نه مسکن بود، نه حملونقل عمومی، نه خیابانهای پر از چاله و نه هیچکدام از مشکلات روزمرهی شهری مونترال. موضوع، اسرائیل و فلسطین بود.
ماجرا از طرحی آغاز شد که حزب شهری «پروژه مونترال»، اپوزیسیون رسمی شهرداری، به شورای شهر ارائه کرده بود. این طرح دو هدف اصلی را دنبال میکرد:
• از اسرائیل با اتهامهایی چون رژیم «آپارتاید» و حکومت «نسلکشی» یاد شود
• از شهرداری خواسته شده بود روابط نهادی خود را با دولت اسرائیل، نهادهای اسرائیلی و شهرداریهای این کشور تعلیق کند.
طبیعی بود که چنین پیشنهادی پای دو گروه را به شهرداری باز کند. بیرون ساختمان، طرفداران فلسطین برای تصویب طرح فشار میآوردند و مخالفان آن، از جمله شماری از اعضای جامعهی یهودی و طرفداران اسرائیل، برای جلوگیری از تصویبش آمده بودند.
اما گروه کوچک سومی هم آنجا بود؛ چند جوان ایرانی که نه برای دفاع از دولت اسرائیل آمده بودند و نه برای مخالفت با همبستگی با مردم فلسطین. اعتراض آنها به چیزی بود که در این روایت گم شده بود: جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران و شبکهای از گروههای مسلح که سپاه پاسداران طی دههها در منطقه ساخته و حمایت کرده و آن را «محور مقاومت» مینامد.
این غیبت، اتفاق تازهای نیست.
در سالهای اخیر، هر بار که بخشی از جریانهای چپ و فعالان موسوم به «ضدجنگ» دربارهی منازعات خاورمیانه روایت کردهاند، یک الگوی آشنا بارها تکرار شده است: حذف گروههای محور مقاومت از روایتی که در منطقه رخ میدهد
اگر دائم به روایت آنها گوش دهید بهتدریج باور خواهید کرد که دیگر اسرائیل با حماس نمیجنگد؛ اسرائیل با «مردم فلسطین» میجنگد. اسرائیل با حزبالله نمیجنگد؛ اسرائیل با «مردم لبنان» میجنگد. و وقتی جنگ به ایران میرسد، دیگر جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران و دههها سیاست «مرگ بر اسرائیل» و سرمایهگذاری نظامی و مالی جمهوری اسلامی برای ایجاد شبکهای از نیروهای نیابتی در منطقه در مرکز داستان نیست؛ صحنه تبدیل میشود به «آمریکا و اسرائیل در برابر مردم ایران».
با یک جابهجایی ساده در روایت، یکی از بازیگران اصلی صحنه را به شکل اعجابآوری ناپدید میکنند.
دوشنبهشب چند ایرانی تلاش کردند همین قسمت گمشدهی تصویر را وارد سالن شورای شهر کنند.
یکی از آنها آیریک، از جوانان فعال مونترال بود که در جلسهی عمومی شورای شهر پشت میکروفن رفت و از تجربهی زندان سیاسی خود در ایران و از مشاهداتش دربارهی افراطگرایی و عدم تحمل دیگران حرف زد.
او از حضور افرادی در برخی تجمعات مونترال سخن گفت که از جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران حمایت میکنند و هشدار داد که برخی از همین جریانها اکنون برای قطع روابط مونترال با اسرائیل فشار میآورند و نگرانی جامعهی ایرانی از این موضوع را مطرح کرد.
اهمیت حضور این چند ایرانی دقیقاً همینجا بود.
در سالنی که مناقشه عملاً میان دو روایت اسرائیلی و فلسطینی تقسیم شده بود، آنها روایت سومی را مطرح کردند: اگر قرار است دربارهی جنگهای خاورمیانه حرف بزنید، جمهوری اسلامی که نقش مهمی در ایجاد این جنگها دارد را از داستان پاک نکنید.
♦️چه بر سر لایحه آمد؟
سورایا مارتینز فرادا، شهردار مونترال، از ابتدا با جهتگیری اصلی این طرح همراه نبود. موضع او دربارهی وظیفهی شهرداری بود: سیاست خارجی در حوزهی مسئولیت دولت فدرال است و شورای شهر مونترال قرار نیست وزارت امور خارجهی دیگری برای کانادا باشد.
سرانجام حزب حاکم شهرداری متن را بهشدت تغییر داد تا جاییکه در نسخهی اصلاحشده هیچ یک از خواستهای اصلی «پروژه مونترال» وجود نداشت.
اشاره به «آپارتاید» حذف شد. نسبتدادن «نسلکشی» به اسرائیل کنار گذاشته شد. درخواست تعلیق روابط نهادی مونترال با اسرائیل و نهادها و شهرداریهای اسرائیلی نیز از متن بیرون رفت.
اما از آن سو چیزهایی به لایحه اضافه شد. به حملهی هفتم اکتبر حماس به غیرنظامیان اسرائیلی اشاره و تصریح شد که حماس از سوی دولت کانادا سازمانی تروریستی شناخته میشود. محکومیت تروریسم، گروگانگیری و خشونت علیه غیرنظامیان نیز وارد متن شد.
نسخهی جدیدی که سرانجام با ۵۴ رأی موافق در برابر ۶ رأی مخالف تصویب شد؛ چنان متفاوت بود که ناتالی گوله، از چهرههای اصلی پروژه مونترال را ناامید کرد و او نسخهی نهایی را بسیار «رقیقشده» خواند.
و در گوشهای از همان سالن، چند جوان ایرانی هم یادآوری کردند که خاورمیانه یک بازیگر کودککش دارد که حذفش از روایت جنگ، آن را از واقعیت حذف نمیکند.
نام آن بازیگر جمهوری اسلامی است.













Add comment