مداد، رسانه آنلاین مونترال

تبلیغات
 

چرا جیمی کارتر یک عذرخواهی به مردم ایران بدهکار است

نویسنده: لیزا دفتری (Lisa Daftari) روزنامه‌نگار تحقیقی در حوزه روابط خارجی است که به طور ویژه به سیاست‌های خاورمیانه و مقابله با تروریسم به فعالیت می‌پردازد. خانم دفتری به فارسی، انگلیسی و اسپانیایی تسلط دارد. لیزا دفتری فرزند یک زوج ایرانی یهودی است. او در ایالات متحده به دنیا آمد و تحصیلاتش را نیز در این کشور گذراند. او در حال حاضر با شبکه فاکس نیوز همکاری دارد و پیش از این بارها در برنامه‌های شبکه‌های مختلفی مثل سی‌بی‌اس، ان‌بی‌سی و پ‌بی‌اس حضور یافته و با رسانه‌هایی مثل واشنگتن پست و صدای آمریکا نیز همکاری دارد. او همچنین سردبیر وبسایت خبری فارین دسک (The Foreign Desk) است که به صورت تخصصی به اخبار بین‌الملل و سیاست خارجی آمریکا می‌پردازد.

تبلیغات: برای کسب اطلاعات بیشتر روی هر پوستر کلیک کنید

 

خیلی‌ها در دنیای غرب، نگاهی تحسین‌آمیز به زندگی جیمی‌ کارتر پس از دوره ریاست جمهوری دارند.

کارتر (پس از دوره ریاست جمهوری) با ساخت خانه‌هایی (برای نیازمندان) در قالب پروژه «سرپناه برای انسانیت» (Habitat for Humanity)، برخی تلاش‌ها در زمینه حقوق بشر، یا تدریس داوطلبانه در مدارس، کوشیده مشکلات تلخی که طی تک‌دوره ریاست جمهوری‌اش انباشه کرده را جبران کند.

این رئیس جمهوری سابق ایالات متحده در سن ۹۸ سالگی در ماه فوریه اعلام کرد بدون مراقبت‌های پزشکی اضافه، قصد دارد روزهای پایانی زندگی‌اش را در خانه‌ بگذارند. گزارش‌ها از روحیه خوب او حکایت دارد. او بستنی می‌خورد و دوستانش را نیز می‌بینید. اینها پایانی دلنشین برای یک عمر طولانی هستند. با این وجود، رئیس سی‌ونهمین رئیس جمهور آمریکا برای اصلاح میراث خود از دوره ریاست‌جمهوری باید یک کار انجام دهد.

کارتر یک عذرخواهی به مردم ایران بدهکار است.

منتقدان کارتر همیشه به نحوه مدیریت او در بحران گروگان‌گیری در ایران به ‌عنوان بارزترین کاستی در دوران ریاست جمهوری‌اش اشاره می‌کنند. در طول این کابوس ۴۴۴ روزه، یک گروه دانشجویی، ۵۲ دیپلمات و غیرنظامی آمریکایی را گروگان گرفت و تلاش‌ها برای مذاکره و حتی اقدام نظامی هم نتوانست آنها را آزاد کند. خوشبختانه، آن دوره غم‌انگیز سرانجام در ۲۰ ژانویه ۱۹۸۰ به پایان رسید، یعنی همان روزی که رونالد ریگان به عنوان رئیس جمهور در ساختمان کنگره ایالات متحده سوگند یاد کرد.

اما گناه واقعی کارتر یعنی خطای اصلی که از آن زمان، به سیاست ایالات متحده در خاورمیانه شکل داده و آن را پیچیده‌تر کرده است، قبل از آن روی داد. بزرگ‌ترین اشتباه کارتر، تضعیف فاجعه‌بار و عدم حمایتش از حاکم قانونی ایران، یعنی محمدرضاشاه پهلوی بود که همزمان با وقوع انقلاب در کشورش، شجاعانه با سرطان خون دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

اگر منصف باشیم، کارتر نقش مهمی در اشتباه ژئوپلیتیکی خود داشت.  به نظر می‌رسید که وزارت امور خارجه او، به شکلی موثر به تشویق اعتراضات فزاینده علیه سلطنت شاه می‌پرداخت. این ماجرا زمانی به اوج رسید که سايروس ونس، وزیر امور خارجه ایالات متحده دولت کارتر، اعلام كرد كه شاه براي مدت نامعلومی برای «تعطيلات» به مرخصی می‌رود.  اما مسئولیت نهایی بر عهده کارتر است، کسی که کوسه‌های بنیادگرا را دید که دور یک شاه بیمار می‌چرخیدند و با اعتماد کردن به رهبر تبعیدی جمهوری اسلامی، یعنی خمینی و سرنگونی شاه که چندین دهه متحد آمریکا بود، به قدرت‌گرفتن جانشین فاجعه‌بار او کمک کرد.

هنگامی که دولت (ایالات متحده) اعلام کرد که کارتر در ژانویه ۱۹۷۹ با سران کشورهای اروپایی دیدار خواهد کرد، شاه به درستی فهمید که خروج او از قدرت، موضوع اصلی آن جلسه است. یازده روز بعد، شاه از کشور خود خارج شد، بدون اینکه گزینه دیگری داشته باشد. در آن مقطع، تسلط اصولگرایان (بر ایران) دیگر تقریبا اجتناب ناپذیر شده بود.

البته الان بقیه ماجرا را می‌دانیم. در سال ۲۰۱۶، بی‌بی‌سی به اسنادی دست یافت که نشان داد چگونه «دولت کارتر راه را برای بازگشت خمینی از تبعید به ایران هموار کرد.» مقامات دولت کارتر که از جزئیات گزارش بی‌بی‌سی آگاهی داشتند، صحت آن را به چالش نکشیده‌اند. حمایت از سرنگونی شاه یک اشتباه تاریخی بود. این اشتباه بازتاب‌هایی داشت که تا به امروز هنوز در سراسر ایران و بقیه خاورمیانه احساس می‌شود.

کارتر با انگیزه برکناری شاه و اعتماد کردن به یک روحانی صریح، به جای فردی که دوستی‌اش با ایالات متحده ثابت‌ شده بود (یعنی شاه)، ایران را به یک رژیم ظالم، بنیادگرا و سرکوبگر سپرد که از آن زمان، به طور سیستماتیک فرهنگ، اقتصاد و کرامت انسانی ایران را نابود کرده است. اکنون بیش از چهار دهه است که مردم ایران تلاش کرده‌اند تا داستان خود را به جهانیان بازگو کنند، داستان تمدنی پرافتخار، جانشین امپراتوری بزرگ ایران که البته طعمه سیاست‌های حزبی آمریکا شد و در نتیجه، از زمان خود عقب افتاد.

جالب اینجاست که، کارتر شاه ایران را به خاطر عدم رعایت استانداردهای مترقی غرب سرزنش کرد. به همین دلیل، او مردم ایران را به چنگ کسانی انداخت که کودکان را اعدام می‌کنند، به زنان تجاوز می‌کنند و رقصندگان، روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نویسان بی‌گناه را فقط به دلیل اینکه ابراز وجود می‌کنند و به دنبال آزادی بیان هستند، زندانی می‌کنند.

در کشوری که مادرم در سال‌های دهه ۱۹۷۰ چندین بورسیه تحصیلی برای حضور در دانشگاه دریافت کرد، اکنون زنان در دادگاه‌های شرعی ایران نیمی از ارزش یک مرد را دارند.

اگر از آن سال‌ها به زمان حال بر‌گردیم، نتایج شرم‌آور شکست مفتضحانه کارتر در حمایت از شاه بیش از هر زمان دیگری مشهود می‌شود. همان طور که رسانه‌ها نیز این خبر را منتشر کردند، پلیس وحشی اخلاق ایران (گشت ارشاد)، مهسا امینی ۲۲ ساله را در سپتامبر سال قبل به جرم نداشتن حجاب مورد تائید حاکمیت دستگیر کرد. با وجود تلاش پلیس برای لاپوشانی و ادعای اینکه مهسا امینی بر اثر سکته قلبی مرده است، شاهدان عینی گزارش دادند که او مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود. قتل او موجی از اعتراضات (با محوریت شعار) زن، زندگی، آزادی را برانگیخت که تا امروز ادامه دارد و حتی اعتراضات سال‌های ۲۰۰۹، ۲۰۱۷ و ۲۰۱۹ را تحت‌الشعاع قرار داد. گروه‌های حقوق بشر گزارش می‌دهند که حداقل ۵۲۲ معترض از جمله حداقل ۷۰ کودک (در جریان اعتراض سال گذشته) کشته شده‌اند. این بار مردم ایران در تلاش خود که تغییر رژیم است، متحد هستند.

بسیاری از معترضان، از جمله خود من، بعد از انقلاب به دنیا آمدند و هرگز در زمان شاه زندگی نکردند. اکنون، ایرانیان در شعارهای سیاسی رنگارنگ و غالباً شعرمانندی که در خیابان‌ها فریاد می‌زنند، با عشق از شاه و حتی پدر او یاد می‌کنند و شعار می‌دهند «رضا شاه، روحت شاد!» آنها همچنین از پسر شاه، شاهزاده رضا پهلوی که در حال حاضر در خارج از واشنگتن دی‌سی، دور از وطن زندگی می‌کند، می‌خواهند که به عنوان رهبر بالقوه‌شان به ایران بازگردد.

بیش از دو سوم از جمعیت بیش از ۸۰ میلیون نفری ایران زیر ۴۰ ساله هستند. برای این ایرانیان، از جمله خود من، نوستالژی نسل دومی نسبت به ایرانی وجود دارد که از طریق داستان‌های والدین‌شان به آنها رسیده است. آنها می‌دانند که (ایران در زمان محمدرضاشاه) کامل نبود، اما در مقایسه با زندگی تحت رژیم کنونی، آرمان‌شهر بود.

فعلا هیچ پایانی برای رژیم بدذات بنیادگرای تهران قابل تصور نیست و این حقیقت آشکارتر می‌شود که ایران و جهان یک عذرخواهی عمیق و صمیمانه طلبکارند.

این عذرخواهی باید از سوی جیمی کارتر صورت گیرد.

منبع: نیوزویک

مسعود هاشمی، مشاور املاک در مونترال
 

1 comment

  • سلام

    پیشنهاد می کنم به جای عذر خواهی تشریف ببرد چند روزی در افغانستان بماند و بعد اواخر عمر گرانقدر خود را در ایران کنونی سپری کند.

    ایران تنها کشور متمدنی بود که در خاور میانه در بین اعراب و اسرائیل پتانسیل دموکراسی داشت اما اکنون دست ملا ها است.

    افغانستان هم مقابل چشم جهانیان به لطف امریکایی ها دست طالبان افتاد.

    از نظر امثال من امریکا در جهان و بخصوص در خاور میانه هیچ فرقی با ملا ها در ایران نمی کند. هردو دیکتاتور هستند و دیکتاتوری عمل می کنند نه عذر خواهی کارتر ارزشی دارد نه خمینی.

نیازمندیهای مداد
کسب‌وکارهای مونترالی

محمد تائبی، مشاور و بروکر بیمه
محمد تائبی، مشاور و بروکر بیمه
کلینیک دندانپزشکی ویلری، دکتر عندلیبی
دارالترجمه رسمی فرهنگ
مریم رمضانلو، کارشناس وام مسکن
 
رضا نوربخش، نماینده فروش نیسان
آکادمی موسیقی هارمونی
آکادمی موسیقی هارمونی

«مداد» در چند خط

«مداد»، مجله آنلاین مونترال
مداد یعنی کودکی، صداقت، تلاش تا آخرین لحظه، یعنی هر قدر کوچک‌تر، همان‌قدر باتجربه‌تر

ارتباط با «مداد»:
تلفن: 4387388068
آدرس:
No. 3285 Cavendish Blvd, Apt 355
Montréal, QC
Canada

مداد مسئولیتی درباره صحت آگهی‌ها ندارد

بازنشر فقط به شرط لینک به مطلب اصلی در وب‌سایت مداد

«مداد» در شبکه های اجتماعی

مداد، مجله آنلاین مونترال

آمار بازدید از «مداد»

  • 4
  • 1,004
  • 12,672
  • 58,324
  • 1,344,412

MÉDAD
Persian E-magazine of Montr
éal

MÉDAD is an Independent, Montreal based, Persian Language E-Magazine.
Using the digital platform, Medad is trying to be the voice of Afghan / Iranian-Montrealers.
Medad Editorial is formed by a group of experienced and independent journalists.

Tel: 4387388068

Address:3285 Cavendish Blvd, #355
Montréal

امیر سام | مشاور املاک در مونترال