مردی که هفته پیش موهایم را کوتاه کرد، نکته جالبی درباره طرح «نیروی کار موقت خارجی» به من آموخت و آن هم اینکه این طرح، بیدروپیکرتر از چیزی است که فکر میکردم!
رفع مشکلات موجود در این شیوه جذب مهاجر و نیز سایر مشکلاتی که در نظام مهاجرپذیری کانادا وجود دارد، فقط و فقط به همت دولت ترود بستگی دارد. به همین دلیل، زیاد امیدوار (به اصلاح آنها) نباشید!
پس از اینکه شان فریزر از سمت وزارت امور مهاجرت به هدایت وزارت مسکن منصوب شد، گفت که کانادا نمیتواند «درهایش را به روی تازهواردان ببندد.» این دقیقا همان موضوعی است که منتقدان دولت بر آن تاکید دارند. آیا ممکن است کاناداییها درباره این موضوع مهم اقتصادی به شکلی جدی صحبت کنند؟ یا اینکه باز هم قرار است بحث درباره این موضوعات به دعواهای سیاسی کشیده شود؟
لیبرالها عادت دارند که پیش از تدوین و اجرای سیاستهایشان، ابتدا راهبردهای بازاریابی برایش طراحی میکنند و سپس از این سیاستها برای پررنگتر جلوه دادن شعارهایشان بهره میگیرند. باید ببینیم آیا لیبرالها میتوانند این مسیر نادرست را اصلاح کنند یا اینکه باز به شعار دادن و حمله کردن به پیشنهاداتی اصلاحی با برچسبزنیهایی مثل «بیگانههراسی» ادامه میدهند.
حزب لیبرال هر سال اقدام به افزایش ظرفیت جذب مهاجر در کانادا میکند و در عین حال، فرآیند جذب نیروی کار ساده و کمدرآمد را برای کسبوکارها سادهتر میکند. بسیاری از این نیروهای کار که جذب میشوند، بر خلاف چیزی که گفته میشود، چندان نیروی کار «موقت» نیستند. همچنین مدارس، دانشگاهها و کالجها نیز با ورود صدها هزار دانشآموز و دانشجوی خارجی روبروست که بسیاری از آنها فقط به خاطر تبدیل شدن به یک نیروی کار نهچندان موقت خارجی به دنبال گرفتن ویزای کانادا هستند.
یکی از معایب این ماجرا اینجاست که فشار بر بازار مسکن در کانادا را افزایش داده است. افزایش ناگهانی ورود مهاجر پس از پایان دوره همهگیری کووید-۱۹ موجب شد قیمت مسکن به شدت بالا برود و نرخ اشغال واحدهای مسکونی نیز به شدت پائین بیاید. واقعیت این است که این موضوعات سیاسی نیستند، بلکه صرفا یک دودوتا چهارتای ساده است (که بر زندگی کاناداییها تاثیر میگذارد).
لازم نیست لیبرالها فرآیند جذب مهاجر را متوقف کنند، بلکه کافی است آن را به ظرفیت قبل بازگردانند و به شکلی حسابشدهتر به جذب مهاجران دارای مهارتهای بالا بپردازند. چنین رویکردی باید اساس نظام مهاجرتیمان باشد. بازگشت به این رویکرد که مورد قبول اکثریت مردم است، برای کاناداییها و اقتصاد کشور سودمند خواهد بود.
برگردیم به ماجرای آرایشگر محلمان. وقتی بعد از ظهر جمله به آرایشگاه محل رفتم، آنجا حسابی خلوت بود و به همین دلیل، بلافاصله روی صندلی نشستم و شروع کردم به گپ زدن با این آرایشگر. او به خوبی میتوانست به انگلیسی (البته با لهجه اسپانیایی) صحبت کند. از او پرسیدم اهل کجایی؟ پاسخ داد: «مکزیک».
- چه مدت است در کانادا هستی؟
- یک سال و هفت ماه
- چطور وارد کانادا شدی؟
- در اینترنت دنبال شغل گشتم، یک پیشنهاد شغلی پیدا کردم و برایش درخواست دادم.
- برنامه نیروی کار خارجی؟
- بله
این آرایشگر موهایم را به خوبی کوتاه کرد (البته با در نظر گرفتن اینکه نصف موهای سرم ریخته است!) و در عین حال، درک بهتری نسبت به یکی از برنامههای مربوط به نظام مهاجرپذیری کانادا به من داد.
کاملا منطقی است که کانادا سیستمی برای تامین نیروی کار ماهر داشته باشد. اصلا برنامه نیروی کار موقت خارجی نیز با همین هدف تدوین شد.
اما این نظام، به این صورت پیش نمیرود. در مقابل، شاهد این هستیم که کارفرمایان برای یک سری مشاغل با درآمد اندک که نیاز چندانی به تخصص ندارند، نیروی کار خارجی را با هزینهای بسیار کم استخدام میکنند؛ به جای اینکه به خودشان زحمت بدهند و در داخل کشور به دنبال نیروی کار بگردند، دستمزد بالاتری پیشنهاد دهند یا روی فناوری یا آموزش بیشتر نیروهایشان به منظور بهرهوری سرمایهگذاری کنند.
بانک مشاغل طرح نیروی کار موقت خارجی کانادا شامل حدود ۱۰ هزار آگهی شغلی است که کارفرمایان برای جذب کارگران خارجی درج کردهاند. بیشتر مشاغل دستمزد سالانهای کمتر از ۴۰ هزار دلار دارند. همچنین تقریبا همه آنها دستمزدی زیر ۶۰ هزار دلار در سال پرداخت میکنند که کمتر از میانگین دستمزد در کاناداست.
برای مثال، ۱۷ کارفرما، از ادمونتون تا مونترال، به دنبال آرایشگر مرد هستند و دستمزدشان نیز از ساعتی ۱۵ دلار آغاز میشود.
همچنین برخی مشاغل با دستمزد بالا هم در این میان به چشم میخورد. یک مجموعه ارائهدهنده خدمات پزشکی در ونکوور به دنبال جذب ۵ پزشک خانواده است و دستمزدی بین ۳۰۰ هزار تا ۳۵۰ هزار دلار در ساعت را نیز پرداخت میکند. یک کلینیک دامپزشکی هم برای استخدام دامپزشک اورژانس بیش از ۱۹۰ هزار دلار حقوق سالانه در نظر گرفته است. شرکت ایبی (eBay) در تورنتو هم دستمزدی ۱۶۰ هزار تا ۱۸۰ هزار دلاری را برای استخدام مهندس نرمافزار در نظر گرفته است.
با این وجود، بیشتر آگهیهای موجود در این بانک استخدامی به مشاغل با دستمزد پائین اختصاص دارد.
شرکت هاوم هاردور در ووداستاک (انتاریو) به دنبال دو صندوقدار با دستمزد ۱۶/۵۵ دلار در ساعت است. شرکت مکس کانوینینس در ادمونتون هم یک صندوقدار با دستمزد ۱۵ دلار در ساعت استخدام میکند. سیتی اوینیو مارکت در پورت کواکویتلام (بریتیش کلمبیا) هم یک آگهی استخدام مشابه البته با دستمزد ساعتی ۱۷ دلار دارد.
یک شعبه از تیمهورتون در شربورک (کبک) هفت نفر پیشخدمت با حقوق ساعتی ۱۵/۲۵ دلار را استخدام میکند و وسترن پیتسا در رجاینا نیز نیازمند چهار پیشخدمت با دستمزدی معادل ۱۴ دلار در ساعت است.
همه این مشاغل با دستمزد پائین، در کنار سایر مشاغل مشابه به عنوان شغلهایی دائمی و تماموقت درج شدهاند. در واقع این مشاغل موقت نیستند، در حالی که برنامه جذب کارگران موقت با هدف تامین «موقت» نیروی کار تدوین شده است.
داستان به همین جا ختم نمیشود و باید به یک گروه دیگر هم اشاره کرد: کسانی که با ویزای تحصیلی وارد کانادا میشوند، به مشاغل خدماتی با درآمد پائین میپردازند و سپس از اعتبار مدرک تحصیلیشان در کانادا به علاوه سابقه شغلی خود به دنبال اقامت دائم در کانادا خواهند بود.
اگر همه کسانی که با این شیوه وارد کانادا شدهاند در رشتههای مهندسی، علوم رایانه یا سایر رشتههای پردرآمد فارغالتحصیل شوند، این الگو میتواند سودمند باشد. اما این رویه برای بیشتر دانشجویان خارجی در کانادا صدق نمیکند.
همان طور که چند روز پیش نیز در یک مقاله دیگر نوشتم، برنامه ما برای استفاده از شیوههای مختلف جذب مهاجر به منظور افزایش سرانه درآمد ناخالص داخلی به خاطر تمرکز زیاد بر روی مشاغل با تخصص و درآمد پايین، با موانعی جدی روبرو شده است.
این امکان وجود دارد که نظام مهاجرتیمان را بهبود بخشیم. اما ابتدا باید درباره اهداف نظام مهاجرتی با خودمان روراست باشیم. و این دقیقا همان کاری است که انجام نمیدهیم!
منبع: گلوب اند میل













