Is there a difference between "Islamophobia" and "anti-Muslim hatred"?
Some use the terms interchangeably.
But others say these are two separate ideas – one about people who follow a faith, and the other about a set of beliefs.
Lawyer and activist @kshahrooz explains. pic.twitter.com/bFyhc3rBPG
— Natasha Fatah (@NatashaFatah) June 12, 2021
به عنوان یک مسلمان که در عمل تکالیف دینی را انجام نمیدهد و صرفا در یک جامعه اسلامی به دنیا آمده، با موضوع اسلام آشنایی دارم و این ماجرا به نوعی به من هم مربوط میشود. فکر میکنم مشکل عبارت «اسلامهراسی» این است که دو مفهوم کاملا متفاوت را با هم ترکیب میکند. یک موضوع، اقدامات خصمانه علیه مسلمانان، آن هم بدون دلیل و صرفا به دلیل مسلمان بودن آنهاست که فکر میکنم مشمئزکننده است و باید آن را خیلی جدی بگیریم. میدانید که مقرراتی درباره جرایم مرتبط با نفرت داریم که باید بهتر اجرا شوند و من هم موافقش هستم.
اما معنای دیگر اسلامهراسی، یا حداقل آنچه میتوان از آن برداشت کرد، هر نوع انتقاد به دکترین اسلامی و آئینهای اسلامی است و فکر میکنم در یک جامعه دموکراتیک لیبرال مثل کانادا، حق نداریم به مردم بگوییم از دین انتقاد نکنند.
برای انتقاد از اسلام، نیاز به اجازه داریم؟ خیر! اسلام یک نژاد یا ملیت نیست و فقط یک دین است. هر دین مجموعهای از نظرات و آئينهاست و در هر جامعه دموکراتیکی، مردم میتوانند از نظرات مختلفی انتقاد کنند. ما میتوانیم از نظرات علمی انتقاد کنیم. میتوانیم از سیاستمداران انتقاد کنیم و البته باید بتوانیم از ایدههای دینی نیز انتقاد کنیم.
تردیدی نیست که این انتقادها ممکن است برای برخی افراد آزاردهنده باشد که البته اصلا خوشایند نیست. با وجود اینکه آزار عمدی احساسات افراد کار خوشایندی نیست، اما قوانین برای احساسات مردم تدوین نمیشوند.
طی هفته گذشته، صحبتهای زیادی درباره قانون m103 صورت گرفت. این قانون غیرالزامآور علیه اسلامهراسی تصویب شد. اما انگار یک جای کار مشکل دارد. آیا عبارت اسلامهراسی در اینجا درست است؟ آیا تصویب یک قانون غیرالزامآور درست است؟ اصلا نگرانی اصلی که به تصویب این قانون انجامید چه بود؟
به نظرم اصلا کار درستی نیست دولت بخواهد دهان کسانی که به انتقاد از اسلام میپردازند را به بهانه اسلامهراسی را ببندد. چرا دولت باید کسانی که به نقد اسلام میپردازند را مبلغ اسلامهراسی معرفی کند؟
ماجرایی که چند روز پیش در لندن (انتاریو) روی داد یا ماجرای چند سال پیش مسجد کبک را در نظر بگیرید. آیا این اتفاقات به خاطر اسلامهراسی روی داد؟ یا اینکه فرد مهاجم دچار نفرت از مسلمانان بود؟
فکر میکنم کسانی که این حملات را صورت دادند، افراد شروری بودند که از مسلمانان، صرفا به دلیل تفاوتهایی که با آنها داشتند، متنفر بودند. حملات صورت گرفته حتما باید محکوم شود، چون اقداماتی شرورانه بود.
با این وجود، باید مراقب باشیم به بهانه محکوم کردن این اقدامات، حق مردم برای آزادی بیان و انتقاد از ادیان را ضایع نکنیم. من بیشتر نگران آن دسته از افرادی در جامعه مسلمانان هستم که انتقاداتی دارند و درست یا غلط، بر این باورند که اسلام با حقوق بشر و برابری ناسازگار است. اینکه چنین دیدگاهی درست است یا نه، اصلا مهم نیست. این افراد باید این حق را داشته باشند که بدون نگرانی، دیدگاه خود را بیان کنند.
عزم دولت و پارلمان برای بررسی مشکلات جامعه مسلمانان قابل تقدیر است. حادثه چند روز پیش لندن (انتاریو) نشان داد مسلمانان با تعصبات و خطراتی روبرو هستند. اما امیدوارم دولتمردان و نمایندگان پارلمان به عبارتهایی که به کار میبرند، بیشتر دقت کنند، زیرا بیدقتی در این مسیر میتواند به نقض حقوق بشر بیانجامد.












