مداد، رسانه آنلاین مونترال

تبلیغات
 

از ایران تا افغانستان به نام زن، زندگی و آزادی صد روز پس از جنبش مردمی ایرانیان با شعار محوری زن، زندگی، آزادی

هفته‌ی گذشته و در حالیکه ایرانیان در سراسر جهان، صدمین روز از خیزش سراسری خود بر علیه ظلم ساختاریافته، دیکتاتوری مذهبی و نگاه عقب‌افتاده‌ی دینی به زن و جایگاه او در جامعه را در تقویم علامت می‌زدند، زنان و دختران افغان دو حق ادامه تحصیل و کار در مراکز غیردولتی را از دست دادند.

زنان افغان و زنان ایرانی گرچه هر دو زخم‌خورده‌ی یک تفکر عقب‌مانده‌اند و از این نظر با دشمنی یکسان مبارزه می‌کنند اما به نظر می‌رسد زنان افغان به دلیل تفاوت‌های فرهنگی دو جامعه، در موقعیت آسیب‌پذیرتری نسبت به خواهران ایرانی خود قرار دارند.

حالا که خیزش سراسری مردم در ایران با شعار زن، زندگی و آزادی به سرتیتر خبرهای جهان تبدیل شده است، وظیفه‌ی ما در قبال دیگر همسایگان‌مان چیست؟

یادداشت پوریا ناظمی، خبرنگار ساکن اتاوا را در این خصوص بخوانید:

تبلیغات: برای کسب اطلاعات بیشتر روی هر پوستر کلیک کنید

 

ایرانیان در داخل با شجاعت و پایداری کم‌نظیری در برابر موج تهدیدها، فشارها و احکام سنگین قضایی هنوز ایستاده‌اند و ایرانیان خارج از کشور که با آنها همدل هستند سعی کرده‌اند در حد توان و وسع خود، صدای هموطنان‌شان را در جهان بازتاب دهند.

تلاش برای جلب نظر و توجه جامعه جهانی، شهروندان سایر کشورها، رسانه‌ها و مقام‌های سیاسی کشورهای مختلف ازجمله فعالیت‌های ایرانیانی بوده که خارج از ایران به حمایت از جنبش ایرانیان پرداخته‌اند.

در این مدت یکی از نقدهایی که به جامعه مدنی جهانی واردشده این بوده که برخلاف شعارها و ادعاهای رایج، بخش بزرگی از بدنه این جامعه مدنی و فعالان حقوق زنان و حقوق بشر در مقیاس جهانی (در مقایسه با توان و نفوذی که دارند) در مورد رویدادهای ایران یا سکوت کرده یا به رفتاری شعاری و سطحی بسنده کرده‌اند.

چند هفته پیش جسیکا چستین، هنرپیشه برجسته آمریکایی که از ابتدای اعتراضات سعی کرده بود بازتابی از رویدادهای ایران را به گوش شهروندان خارجی برساند، در گفتگویی گفته بود: «من هرجا می‌روم از من می‌خواهند درباره اوکراین صحبت کنم. به نظر من اوکراین مهم است اما همان اندازه ایران هم اهمیت دارد اما وقتی درباره ایران صحبت می‌کنم خیلی از رسانه‌ها علاقه‌ای به بازتاب آن ندارند.»

برای توضیح این مساله می‌توان وارد بحث‌های پیچیده و عمیقی شد. به سابقه دیگرپنداری رسوب‌کرده در باور بسیاری از فعالان سیاسی و مدنی غربی اشاره کرد که با وجود تلاش‌شان برای پذیرا شدن دیگران، هنوز این باور در رفتار آنها، خودش را بروز می‌دهد. برخی از متفکران و اندیشمندان اروپایی و آمریکایی باوجود همه پیشرفت‌های موجود هنوز مساله حقوق بشر و زنان را مساله‌ای متعلق به جهان اول می‌دانند و اصولاً طلب آن را برای دیگران چیزی در حد شعار می‌دانند و برخی نیز پا را فراتر می‌گذارند. بخشی دیگر از طیف افراطی اصطلاحاً پروگرسیو چنان در مسیر رواداری ظاهری خود افراط می‌کند که نقش بدیهی‌ترین حقوق انسانی در کشورهای غیر غربی، از مساله حجاب در ایران گرفته تا ختنه زنان در برخی کشورهای آفریقایی را به مساله فرهنگی کاهش می‌دهد و به بهانه احترام به فرهنگ‌های دیگر، سعی می‌کند از کنار آن به‌سادگی عبور کند.

برخی از پیشروترین چهره‌های ترقی‌خواه سیاسی در ایالات‌متحده به‌وضوح گفته‌اند می‌هراسند تا دفاع بی‌قیدوشرط و فعال‌شان از جنبش زنان در ایران در مساله‌ای که حجاب، نقشی اصلی در آن دارد، به اسلام‌هراسی تعبیر شود.

دوست داشته باشیم یا نه این نگاه تبعیض‌آمیز در مواجهه با رویدادهای مشابه بسته به محل رخ دادن آن وجود دارد.

به یاد دارید زمانی که دادگاه عالی ایالات‌متحده، مساله حق سقط‌جنین را از حقی فدرال به انتخابی برای ایالت‌ها کاهش داد چه تعداد راهپیمایی در سراسر جهان از آمریکا و اروپا گرفته تا آسیا و آفریقا و حتی کشورهایی که خود با بحران مساله زنان دست‌به‌گریبان بودند مانند افغانستان، برگزار شد؟

یادتان هست زمانی که در ابتدای جنگ اوکراین خبرنگاران شبکه‌های غربی که برای پوشش موج پناه‌جویان رفته بودند از اینکه این جنگ‌زده‌ها شبیه «ما» هستند و اروپایی و سفیدپوست هستند و برای همین هم این جنگ شبیه اتفاقات «عادی» در خاورمیانه نیست، شگفت‌زده شده بودند؟

در همین حال به یاد بیاوریم که در همین شرایط چقدر حمایت‌ها و بازتاب صدای ایرانیان توسط افراد مختلف حتی اگر در حد یک توییت کوچک بود برای ما و برای مردمی که در خیابان‌های ایران سینه خود را سپر گلوله می‌کردند، الهام‌بخش و دلگرم‌کننده بود.

ما به‌حق خواستار توجه بیشتر جامعه جهانی و به‌خصوص نهادهای مدنی جهانی به اعتراضات ایران هستیم و به‌درستی استدلال می‌کنیم شعار زن، زندگی، آزادی شعاری بی‌مرز و بی نژاد است که همه مردم جهان باید بتوانند در اطراف آن گردهم ‌آیند.

حالا اما فرصتی است که ما نشان دهیم این جنبش به معنی واقعی فراتر از ایران معنی دارد و ایرانیان در حالیکه سودا و رویای ایرانی بهتر و آبادتر و آزادتر و مهربان‌تر با زندگی برای خود دارند، این اهداف را برای همگان می‌خواهند.

این هفته حکومت طالبان سرانجام ورود دختران و زنان افغانستان به دانشگاه را ممنوع کرد. تصمیم طالب نه عجیب بود و نه غیرمنتظره. این طالبان همان طالبان است که ایالات‌متحده و جهان علیه آن قیام کرد و وقتی به هزار و یک دلیل ناچار شد قدرت را به آن‌ها دوباره وا‌بگذارد، سعی در توجیه خود کرد که این طالبان با آن طالبان قدیمی متفاوت است و از افسانه‌ی طالبان ورژن دوم سخن گفت.

طالبان زنان و دختران افغان را از تحصیل محروم می‌کند و با صدای بلند و بی‌شرم و حیا می‌گوید که بر اساس احکام الهی چنین می‌کند. دختران و زنان افغانستان امروز تنهاتر از سال‌های قبل هستند.

همان‌هایی که از اظهارنظر درباره رویدادهای ایران امتناع کرده یا تردید می‌کنند، درباره حرف زدن و از آن مهم‌تر اقدام عملی در برابر این ظلم محتاط‌تر هستند. هرچه نباشد این بخشی از سیاست خارجی غرب بود که قدرت را در افغانستان به طالبان واگذار کند و از آن‌طرف این اقدام را این بار رئیس‌جمهور و دولتی دموکرات در آمریکا صورت داد که به‌طور عادی و زمانی که اقدامی از سوی جمهوری‌خواهان در این مسیر صورت می‌گرفت، صدای اصلی اعتراض به شمار می‌رفت.

زنان و دختران افغانستان و در کنار آن‌ها مردان و پسران افغانستانی که خواستار افغانستانی مترقی و آزاد و همراه با شور زندگی هستند، همه و همه قربانی این تبعیض آشکار هستند.

تصمیمی که وجود زن را هدف قرارگرفته، آزادی را منع کرده وزندگی آنها را به کابوس بدل کرده است.

اگر شعار ما زن، زندگی و آزادی است شاید تصمیم سختی نباشد که ازاین‌پس در تمام اجتماعات و تظاهرات خود، در تمام گردهمایی‌ها و همه جلسات سیاسی و مشورتی، سرنوشت خود را از خویشاوندان شرقی خود جدا نکنیم. آنجایی که می‌توانیم صدای آن‌ها باشیم و فریاد مظلومیت آنها را به گوش دیگران برسانیم. همان‌طور که آنها در جایی که می‌توانند صدای ما خواهند بود.

اگر پروژه و طرحی برای کمک به دسترسی به شبکه، آموزش و هزار و یک مورد دیگر داریم به فکر اجرای آن در افغانستان و برای مردمان افغانستان باشیم.

در تظاهرات خود نام زنان و دختران افغانستان را در کنار نام عزیزانمان فریاد بزنیم و همان‌طور که خواستار اعمال فشار بر حکومت ایران برای اصلاح رفتارش با مردم یا تغییر آن هستیم، از جامعه جهانی بخواهیم که در برابر طالبان نیر نرمش نشان ندهد.

شاید این نخستین گام برای ساخت جهانی بهتر و متحد حول شعاری بنیادی و بی‌مکان و زمان باشد.

 

 

 

 

 

مسعود هاشمی، مشاور املاک در مونترال
 

نیازمندیهای مداد
کسب‌وکارهای مونترالی

محمد تائبی، مشاور و بروکر بیمه
محمد تائبی، مشاور و بروکر بیمه
کلینیک دندانپزشکی ویلری، دکتر عندلیبی
دارالترجمه رسمی فرهنگ
مریم رمضانلو، کارشناس وام مسکن
 
رضا نوربخش، نماینده فروش نیسان
آکادمی موسیقی هارمونی
آکادمی موسیقی هارمونی

«مداد» در چند خط

«مداد»، مجله آنلاین مونترال
مداد یعنی کودکی، صداقت، تلاش تا آخرین لحظه، یعنی هر قدر کوچک‌تر، همان‌قدر باتجربه‌تر

ارتباط با «مداد»:
تلفن: 4387388068
آدرس:
No. 3285 Cavendish Blvd, Apt 355
Montréal, QC
Canada

مداد مسئولیتی درباره صحت آگهی‌ها ندارد

بازنشر فقط به شرط لینک به مطلب اصلی در وب‌سایت مداد

«مداد» در شبکه های اجتماعی

مداد، مجله آنلاین مونترال

آمار بازدید از «مداد»

  • 823
  • 2,473
  • 13,471
  • 63,112
  • 1,349,299

MÉDAD
Persian E-magazine of Montr
éal

MÉDAD is an Independent, Montreal based, Persian Language E-Magazine.
Using the digital platform, Medad is trying to be the voice of Afghan / Iranian-Montrealers.
Medad Editorial is formed by a group of experienced and independent journalists.

Tel: 4387388068

Address:3285 Cavendish Blvd, #355
Montréal

امیر سام | مشاور املاک در مونترال