مداد، رسانه آنلاین مونترال

تبلیغات
 

ما، رسانه و جامعه در انقلاب

تصویر پیوست از یک کار تحقیقی در فصل‌نامه‌ی مدیریت بحران از دانشگاه امام حسین، یکی از آن تصاویری بود که از همان روزهای ابتدایی خیزش، بارها منتشر شد و احتمالاً شما هم تا به امروز چندین بار آن را دیده‌اید.

جدولی که ۱۳ روش مختلف عملیات روانی مورد تأیید فرماندهان نیروهای سرکوبگر برای کنترل اجتماعات را لیست کرده است. اما علی‌رغم آگاهی کامل از وجود این «۱۳ فرمان»، اگر هر کدام از ما در حال حاضر که بیش از دو ماه از آغاز این حرکت گذشته، خوب فکر کند، احتمالاً در دام چند تایی از این ترفندها افتاده است.

بند هفتم این جدول از نظر «مداد» به عنوان یک رسانه و نقشی که در کامیونیتی کوچک اما متحدمان در استان کبک دارد، قابل بررسی است مخصوصا الان که وحدت و تمرکز خواست‌های اجتماعات ایرانی در سراسر جهان، دولت‌ها را وادار به تغییر مسیر و همراهی با شهروندان ایرانی‌تبار خود نموده است.

ایجاد کانون‌های خبری جدید معمولاً با تخریب رسانه‌های موجود و تلاش برای بازتعریف وظیفه‌ی یک رسانه یا خبرنگار، آغاز می‌شود. موضوعی که پیش بردن آن در فضای احساسی این روزها کار بسیار ساده‌ای است.

با توجه به همین مهم شاید بد نباشد که در این بزنگاه به این پرسش‌ها پاسخ داده شود که اصولاً رسانه چیست و فرق آن با رسانه‌ی اجتماعی در کجاست، رسانه چه وظیفه‌ای بر عهده دارد، جایگاه آزادی بیان مخاطب کجاست، رسانه‌ی مستقل یعنی چه، جایگاه انتخاب خبر و نقش هیئت تحریریه در ساختار خبررسانی چیست.

پوریا ناظمی، دانش‌آموخته‌ی روزنامه‌نگاری از دانشگاه کنکوردیا که چند کتاب نیز در این حوزه منتشر کرده، در یادداشتی به این پرسش‌ها پاسخ داده است:

تبلیغات: برای کسب اطلاعات بیشتر روی هر پوستر کلیک کنید

 

دو ماه از کشته شدن مهسا امینی در زمانی که در اسارت گشت ارشاد بود می‌گذرد. مرگ دلخراش مهسا امینی باعث شد تا شکاف‌ها و گسل‌های عمیقی که از چهار دهه پیش در جامعه ایران شکل گرفته بود، فعال شده و یکی از کم‌سابقه‌ترین اعتراضات تاریخ سیاسی ایران پس از انقلاب ۵۷ را رقم بزند.

جنبش اعتراضی مردم ایران که با محوریت نقش زنان، با شعار زن، زندگی و آزادی آغاز شد به طور مشخص و بدون هر تعارفی تغییر بنیادی و تغییر رژیم ایران را به عنوان یکی از اهداف خود اعلام کرد. در همین حال عدم جایگاه رهبری و ساختار افقی جنبش و روش‌هایی که برای مقابله انتخاب کرد، بسیاری را امیدوار ساخت که برخلاف اعتراضات قبلی، این خیزش سراسری بتواند تبدیل به حرکتی انقلابی شده و به هدف خود که عبور از جمهوری اسلامی و دستیابی به آزادی، دموکراسی است، برسد.

بر خلاف بسیاری از تحلیل‌ها، دینامیک سریع رویدادهای ایران، تجربه و روش متفاوتی که معترضان انتخاب کرده‌اند و پاسخگویی آنها به شرایط در لحظه، همین طور حمایت و پشتیبانی کم سابقه ایرانیان خارج از کشور و به تبع آن دولت‌های خارجی، باعث شده که این اعتراضات شبیه به هیچ یک از اعتراضات معاصر نباشد و در نتیجه الگویی برای تحلیل آن وجود نداشته باشد.

یکی از ویژگی‌های چنین حرکتی – که حداقل در این مرحله فاقد نهاد رهبری و در نتیجه نهادی برای تعیین چارچوب‌های حرکت و تایید یا رد رفتارهای درون جنبش است – این است که با وجودی که کلیت ساختار جنبش در مسیری حرکت می‌کند اما این حرکت حاصل و برآیند رفتارهای شخصی و گروهی است که ممکن است درون خود با یکدیگر اصطکاک داشته باشند.

به عبارتی اگرچه ممکن است بتوان گفت مردم معترض چه هدفی را به عنوان یک کل دنبال می‌کنند، (در این مورد براندازی رژیم) اما نمی‌توان یک الگوی یکسان برای رفتار، نظرات یا امر مطلوب تک‌تک اعضا مشخص کرد. این نوشته در صدد تفسیر جنبش نیست. بلکه هدفش بیان چند نکته‌ای درباره یکی از بسیار پارامترهای موثر در چنین وضعیتی، یعنی «رسانه» است.

رسانه و انقلاب

جایگاه رسانه در شرایط کنونی کجا است؟

بیایید با این نکته ساده شروع کنیم که چیزی به نام رسانه در قالب یک ساختار واحد و همسان وجود ندارد. ما رسانه‌های مختلف داریم که با شرح وظایف مختلف و مخاطبان مختلف از روش‌های رسانه‌ای مختلف برای ارتباط استفاده می‌کنند. بسته به ابعاد سازمان رسانه‌ای ممکن است شما درون یک رسانه نیز با تنوع دیدگاه و رویکردها مواجه باشید. قطعا ما رسانه‌هایی داریم که بازوهای دولتی هستند و بخشی از نظام پروپاگاندا را تشکیل می‌دهند. رسانه‌های متعددی داریم که اگرچه شاید از نظر مالی مستقلند اما خود را وقف هدف یا کارزاری مشخص کرده‌اند و بیش از آنکه بازگو کننده تمام واقعیات باشند بر اساس اهداف خود، خبرها را دستچین می‌کنند. رسانه‌های دیگری نیز وجود دارند که سعی می‌کنند تا حد امکان از سوگیری‌های شخصی خود دور باشند و استقلال خبری را حفظ کنند.

انتظار ما از هر یک از این رسانه‌ها متفاوت است. ما از ارگان یک حزب یا گروه انتظار داریم خبرها و رویدادها و مواضع آن حزب را بیان کند و به نوعی نقش روابط عمومی آن را داشته باشد. از رسانه‌ای که تلاش می‌کند مستقل باشد نیز انتظار داریم خبرها را بر اساس راستی‌آزمایی منتشر کند.

همین طور ما در عصر پر رونق اخبار جعلی و دروغ قرار داریم و در این بین تلاش‌های نهادهای سیاسی برای مهندسی افکار عمومی بر اساس رسانه‌های خود یا ساخت و طراحی شبه‌رسانه‌هایی که یک شبه ظاهر می‌شوند و حتی ظاهری منتقد به خود می‌گیرند، امر پنهانی نیست.

اما در میانه اعتراضات و رویدادی اجتماعی مانند آنچه این روزها ایران و اجتماع ایرانیان خارج از کشور را در بر گرفته است، بسیاری از مخاطبان از رسانه‌ها می‌خواهند کنار مردم قرار بگیرند. این خواست موجه و درست و اخلاقی است اما در عمل اگر همه بر سر تعریف درستی از آن به توافق نرسیم، این کار با چالش همراه خواهد شد.

وقتی از کنار مردم بودن رسانه صحبت می‌کنیم دقیقا چه منظوری داریم آیا از رسانه انتظار داریم دقیقا و تماما همان چیزی که مردم می‌خواهند را بازگو و تکرار کند؟ کدام مردم؟ شما اگر در اعتراضات اخیر در مونترال حاضر بوده باشید احتمالا شاهد تنوع شدید بخش‌های مختلف مردم بوده‌اید. از سوی دیگر موافقان رژیم فعلی آیا جزیی از مردم هستند؟ آیا باید در تقسیم مساوی بلندگوی رسانه به آنها همان اندازه که به معترضان – و همه اجزای تشکیل دهنده آنها – فضا داده می‌شود، فضا داد؟ آیا اگر رسانه‌ا‌ی چنین کند می‌تواند ادعا کند معتدل است؟

درخواست ساده و موجه انتظار از رسانه در همراهی با مردم (که به خصوص در این اعتراض اخیر خود از مولفه‌های متعدد تشکیل شده‌اند) در عمل ما را به بحرانی می‌رساند که باید در آن دست به انتخاب زد. انتخاب اینکه چه کسی مردم است و چه کسانی از رده مردمی خارج شده است. این همان مسیری است که اتفاقا رژیم‌های دیکتاتوری و به خصوص زمانی که در خطر قرار می‌گیرند بر آن تاکید می‌کنند. آنها با کمک رسانه‌های خود، ایجاد فضای احساسی میان رسانه‌های فعال یا جعل و ساخت شبه‌رسانه‌هایی سعی می‌کنند، با القای نقش قهرمان و فعال اجتماعی به رسانه، خطوط شکاف و گسل درون جوامع و به طور خاص معترضان را شدید‌تر کنند و بر تندرویی احساسی جامعه بیفزایند تا این بخش‌ها به جای تمرکز بر کار خود که مبارزه با حکومت دیکتاتور است، بر اختلافات میان خودشان انرژی را هدر دهند.

پس کار رسانه چیست و چه انتظاری باید از آن داشت؟

مارتی بارون، سردبیر سابق روزنامه واشنکتن پست و سردبیر اسبق بوستون گلوب (که افشای پرونده آزار جنسی کیسای کاتولیک در زمان سردبیری او اتفاق افتاد) در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ که از یک سو ترامپ علیه رسانه‌های سنتی اعلام جنگ کرده بود و به روش خود به رسانه حمله می‌کرد و از سوی دیگر بخشی از بدنه جامعه آمریکا خود را در نقش یک جنبش مقاومت ارزیابی می‌کرد و در مقابل ترامپ و برنامه‌هایش به پا خواسته بود، به این سوال این گونه پاسخ داد: «وقتی آنها به ما اعلام جنگ می‌کنند ما در روزنامه وارد جنگ نمی‌شویم بلکه کارمان را درست‌تر و دقیق‌تر انجام می‌دهیم. ما بخشی از جنبش مقاومت نیستیم. ما باید فکت‌ها را براساس دقیق‌ترین روشی که می‌دانیم و می‌توانیم به مخاطبان برسانیم.»

جای رسانه کوچکی مانند «مداد» کجاست؟

طبیعتا رسانه کوچکی مانند «مداد» حتی در دورترین تصورات هم قابل مقایسه با نهادی مانند واشنگتن‌پست نیست. اما در حد امکانش به نظرم باید از او خواست که اولا میان بخش خبر و دیدگاه‌های خود تفاوت قایل شود و در بخش خبررسانی بر اساس اطلاعات موجود عمل کند.

اگر ما بتوانیم در حد توان اندک خود در جهان اشباع شده از شبه‌خبر و شبه‌رسانه، کار خبری را در همان حدی که می‌توانیم، دقیق انجام دهیم، این وظیفه و تعهد رسانه‌ی کوچکی مانند «مداد» خواهد بود.

اعتدال در رسانه به معنی این نیست که فضای یکسانی به هر صدایی داده شود. چنین فضایی را رسانه‌های اجتماعی به وجود آورده‌اند. اما کار اصلی ما دنبال کردن داستان‌هایی است که برای مخاطبان‌مان ارزش دارد.

پس سهم آزادی بیان در این بین چه می‌شود؟

چطور رسانه کوچکی مانند «مداد» می‌تواند ادعای دنبال فکت بودن بکند و ادعای دفاع از آزادی بیان داشته باشد اما برای مثال برخی از نظرات را پاک کرده یا مثلا به نوشته من اجازه انتشار ندهد؟ این نکته و سوال فوق‌العاده مهمی است که جوابش را بار دیگر باید با مرور کردن صورت مساله پیدا کرد. آزادی بیان، یعنی هر فردی می‌تواند بدون نگرانی از عواقب سخنانش نظرات خود را بیان کند.

البته که اگر این نظرات در بر دارنده اتهام باشد ممکن است از او در دادگاه سوال شود، این تضادی با آزادی بیان ندارد. آن دادگاه نه به دلیل بیان شما که به دلیل اتهامی که به دیگری وارد شده است، برگزار می‌شود. اما هیچ کس حق ندارد جلوی حرف زدن شما را بگیرد یا شما را بابت اظهار نظرتان از حقوق اجتماعی طرد کند. اما این آزادی بیان به این معنی نیست که هر فردی حق دارد که در هر جایی که خواست هر حرفی که دوست داشت را بزند.

من و شما نمی‌توانیم مقاله‌ای برای یکی از مجلات معتبر بنویسیم و وقتی آن مجله از انتشار آن سر باز زد، آن مجله را متهم به نقض آزادی بیان کنیم. هر رسانه‌ای ممکن است برای خودش ساز و کار ویژه‌ای برای مدیریت بخش نظرات اعمال کند و حتما اگر رسانه حتی بخواهد خود را شبیه به رسانه‌ای حرفه‌ای جا بزند باید اصول اولیه‌ای در تحریریه خود رعایت کند.

این روش‌ها ممکن است مورد نقد جدی باشد، آمیخته به خطا بوده و نیازمند اصلاح باشد. (شاید حجم تبادل نظر و نقدی که در همین رسانه «مداد» میان نویسنده و سردبیر رخ داده و می دهد برای شما باورنکردنی باشد) اما رسانه را نمی‌توان به دلیل داشتن اصول سردبیری متهم به نقض آزادی بیان کرد.

آنجایی نقض آزادی بیان اتفاق می‌افتد که ما با اهرم بیرونی خواستار خفه شدن صداهایی باشیم که در جامعه وجود دارد. زمانی که برای مثال با تهدید یک رسانه سعی کنیم آن را از انتشار چیزی که باید منتشر کند، بازداریم یا با اعمال فشار از او بخواهیم متنی را که مطابق سیاست‌های هیئت تحریریه‌اش مناسب انتشار نیست، نشر دهد.

این روزها که جامعه با تحولاتی شدید و بنیادی و به شدت پویا روبرو است، همه ما نیاز به کمی هوشیاری بیشتر داریم. ما در «مداد» نیازمند این هستیم که نقدهای شما را بشنویم. شاید لازم باشد همه ما مراقب روش‌هایی باشیم که نظامی که موجودیت خود را در خطر دیده برای بقا به کار می‌برد و اتفاقا این روزها بر اساس اسناد و مدارک حتی رفتارش پنهان هم نیست.

تفرقه‌اندازی‌های بی‌دلیل، اتهام‌های غیر قابل اثبات، ساخت رسانه‌های موازی و یک شبه از جمله مسایلی است که باید مراقب آن باشیم.

 

مسعود هاشمی، مشاور املاک در مونترال
 

نیازمندیهای مداد
کسب‌وکارهای مونترالی

محمد تائبی، مشاور و بروکر بیمه
محمد تائبی، مشاور و بروکر بیمه
کلینیک دندانپزشکی ویلری، دکتر عندلیبی
دارالترجمه رسمی فرهنگ
مریم رمضانلو، کارشناس وام مسکن
 
رضا نوربخش، نماینده فروش نیسان
آکادمی موسیقی هارمونی
آکادمی موسیقی هارمونی

«مداد» در چند خط

«مداد»، مجله آنلاین مونترال
مداد یعنی کودکی، صداقت، تلاش تا آخرین لحظه، یعنی هر قدر کوچک‌تر، همان‌قدر باتجربه‌تر

ارتباط با «مداد»:
تلفن: 4387388068
آدرس:
No. 3285 Cavendish Blvd, Apt 355
Montréal, QC
Canada

مداد مسئولیتی درباره صحت آگهی‌ها ندارد

بازنشر فقط به شرط لینک به مطلب اصلی در وب‌سایت مداد

«مداد» در شبکه های اجتماعی

مداد، مجله آنلاین مونترال

آمار بازدید از «مداد»

  • 2,298
  • 2,056
  • 13,766
  • 55,703
  • 1,341,421

MÉDAD
Persian E-magazine of Montr
éal

MÉDAD is an Independent, Montreal based, Persian Language E-Magazine.
Using the digital platform, Medad is trying to be the voice of Afghan / Iranian-Montrealers.
Medad Editorial is formed by a group of experienced and independent journalists.

Tel: 4387388068

Address:3285 Cavendish Blvd, #355
Montréal

امیر سام | مشاور املاک در مونترال