محیط کار فقط محل انجام وظایف حرفهای نیست و گاهی روابط میان همکاران به دوستی یا رابطه عاطفی تبدیل میشود.
چنین رابطهای در کبک بهخودیخود ممنوع نیست، اما وقتی پای رابطه عاطفی به محیط کار باز میشود، موضوعاتی مانند تعارض منافع، تبعیض، روابط قدرت و حتی آزار روانی یا جنسی میتواند مطرح شود.
یکی از مهمترین مسائل زمانی ایجاد میشود که دو فرد در رابطه عاطفی، رابطه سلسلهمراتبی هم داشته باشند؛ برای مثال، یکی مدیر مستقیم دیگری باشد.
در این شرایط، تصمیمهایی مانند ارزیابی عملکرد، افزایش حقوق، ارتقا یا تعیین وظایف میتواند شائبه جانبداری ایجاد کند. حتی اگر تصمیم مدیر کاملاً بیطرفانه باشد، ظاهر تعارض منافع نیز میتواند برای محیط کار مشکلساز شود.
به همین دلیل، در بسیاری از سازمانها کارکنان موظفاند چنین روابطی را طبق مقررات داخلی به مدیر یا واحد منابع انسانی اطلاع دهند تا در صورت لزوم، مسئولیتهای مدیریتی یا فرایند تصمیمگیری تغییر کند.
رفتار حرفهای در محیط کار نیز اهمیت دارد. ابراز محبت یا صمیمیت میان دو همکار، بهویژه در حضور سایر کارکنان، میتواند باعث ناراحتی یا ایجاد احساس تبعیض در تیم شود. این موضوع در مهمانیها و برنامههای اجتماعی مرتبط با کار نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا رفتار خارج از چارچوب حرفهای ممکن است پیامدهای شغلی داشته باشد.
از نظر حقوقی، رابطه عاطفی میان دو همکار نباید با آزار روانی یا جنسی اشتباه گرفته شود.
ماده ۸۱.۱۸ قانون استانداردهای کار کبک آزار روانی را رفتاری آزاردهنده تعریف میکند که معمولاً از رفتارها، گفتارها، اعمال یا حرکات تکرارشونده و خصمانه یا ناخواسته تشکیل میشود و به شأن یا تمامیت روانی یا جسمی کارمند آسیب میزند و محیط کاری زیانباری ایجاد میکند. این ماده رفتارهای دارای ماهیت جنسی را نیز دربرمیگیرد و در شرایطی حتی یک رفتار بسیار جدی میتواند مشمول این تعریف شود.
بنابراین، پایان یک رابطه عاطفی، بهخودیخود آزار روانی نیست، اما رفتارهای ناخواسته، انتقامجویانه یا جنسی پس از جدایی میتوانند موضوعی کاملاً متفاوت باشند.
در چنین شرایطی، مسئولیت فقط متوجه کارکنان نیست. طبق ماده ۸۱.۱۹، کارفرما باید اقدامات معقولی برای پیشگیری از آزار روانی انجام دهد و اگر از چنین رفتاری مطلع شود، برای متوقف کردن آن اقدام کند. قانون همچنین کارفرمایان را ملزم به داشتن سیاستی برای پیشگیری و رسیدگی به موارد آزار روانی کرده است.
در نتیجه، بهترین راه این نیست که سازمانها صرفاً روابط عاطفی میان کارکنان را ممنوع کنند؛ بلکه باید قواعد روشن درباره تعارض منافع، رابطه مدیر و زیردست، حفظ حرفهایگری و نحوه برخورد با اختلاف یا جدایی داشته باشند.
برای کارکنان نیز مهم است که رابطه شخصی را تا حد امکان از تصمیمهای حرفهای جدا کنند و در صورت وجود رابطه سلسلهمراتبی یا تعارض منافع، مقررات محل کار را جدی بگیرند.
برگرفته از La Presse
♦️سلب مسئولیت: این مطلب صرفا جنبه اطلاعرسانی داشته و جایگزین مشاوره با وکیل نیست.














Add comment