مداد، رسانه آنلاین مونترال

تبلیغات
 

سربازان دیروزِ سپاه، متهمان امروزِ کانادا به بهانه‌ی مشکلات مهاجرتی معمار و مدرسه‌سازی که کارت پایان‌خدمت او را سپاه پاسداران صادر کرده است

قرار بود تروریستی اعلام‌شدن سپاه، راه را برای برخورد با فرماندهان و عوامل جمهوری اسلامی باز کند؛ اما حالا شماری از ایرانیان کانادا می‌گویند نتیجه برای آنها چیز دیگری بوده است: سربازی اجباری سال‌ها پیش، امروز اقامت خودشان و خانواده‌هایشان را تهدید می‌کند.

گلبرگ و همسرش یکی از همین خانواده‌ها هستند. همسر او نزدیک به دو دهه پیش دوران سربازی اجباری‌اش را به‌صورت امریه و به‌عنوان معمار در نوسازی مدارس گذرانده؛ اما چون کارت پایان خدمتش را سپاه صادر کرده، اکنون با احتمال «غیرقابل پذیرش» شناخته‌شدن از نظر امنیتی روبه‌روست.

طنز تلخ ماجرا اینجاست که گلبرگ می‌گوید شلیک سپاه به پرواز PS752 یکی از دلایل اصلی تصمیم خانواده‌اش برای ترک ایران بود. او که در ایران پزشک بود، برای ساختن زندگی تازه در کانادا از موقعیت حرفه‌ای خود گذشت، مدتی از همسرش جدا ماند و حتی برای تأمین هزینه‌های زندگی در یک فروشگاه کار کرد.

حالا همان خانواده‌ای که می‌گوید برای فاصله‌گرفتن از جمهوری اسلامی مهاجرت کرده، باید ثابت کند «وابسته» به سپاه نیست. گزارش «مداد» داستان این خانواده و یک پرسش بزرگ‌تر است: مرز میان فرمانده و عضو داوطلب سپاه با کسی که صرفاً سربازی اجباری‌اش به نام این سازمان ثبت شده، کجاست؟

تبلیغات: برای کسب اطلاعات بیشتر روی هر پوستر کلیک کنید

 

قرار بود قرارگرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی، فرماندهان و عوامل جمهوری اسلامی را هدف بگیرد؛ اما شماری از ایرانیان ساکن کانادا می‌گویند اکنون خدمت اجباری سال‌ها پیش، زندگی خودشان، همسران و فرزندانشان را در معرض فروپاشی قرار داده است.

وقتی افسر مهاجرت کانادا برای گلبرگ و همسرش دو نامه‌ی جداگانه فرستاد، نگرانی چندساله‌ی این خانواده ناگهان شکل رسمی و هولناکی به خود گرفت.

در نامه‌ای که برای همسر او ارسال شده، افسر نوشته است که سابقه‌ی خدمت در سپاه پاسداران می‌تواند به معنای عضویت در یک سازمان تروریستی باشد. در نامه‌ی گلبرگ نیز وابستگی خانوادگی او به چنین فردی، به‌عنوان مانعی احتمالی برای ادامه حضورش در کانادا مطرح شده است.

به آنها ۳۰ روز فرصت داده‌اند که توضیح دهند چرا نباید از نظر امنیتی «غیرقابل پذیرش» یا inadmissible شناخته شوند.

اما مردی که اکنون پرونده‌ی یک خانواده به سابقه‌ی نظامی او گره خورده، نه فرمانده سپاه بوده، نه نیروی عملیاتی و نه حتی در یک مرکز نظامی کار کرده است.

او معمار بوده و نزدیک به دو دهه پیش، دوران خدمت اجباری خود را به شکل امریه در سازمان نوسازی مدارس گذرانده است.

کارش، به گفته‌ی همسرش، بررسی نقشه‌ها و امور معماری مدارس بود. صبح به اداره‌ی نوسازی مدارس می‌رفت و عصر به خانه بازمی‌گشت. آموزش یا مأموریت نظامی نداشت و پس از پایان سربازی نیز شرکت معماری خصوصی خود را تأسیس کرد.

با این حال کارت پایان خدمت او را سپاه صادر کرده است؛ مدرکی که اکنون می‌تواند از نگاه نظام مهاجرتی کانادا نشانه‌ی عضویت در همان سازمانی تلقی شود که این کشور از ۱۹ ژوئن ۲۰۲۴ رسماً در فهرست نهادهای تروریستی قرار داده است.

مسئله‌ی این خانواده تنها این نیست که یک پرونده‌ی مهاجرتی ممکن است رد شود. آنها می‌گویند زندگی‌ای که طی سال‌ها و با تحمل جدایی، سقوط موقعیت اجتماعی و فشار مالی ساخته‌اند، ممکن است به‌خاطر خدمتی فروبپاشد که همسر خانواده نه آن را انتخاب کرده و نه از آن منفعتی برده است.

 

مهاجرت در پی شلیک به یک هواپیما

گلبرگ در ایران پزشک بود. مطب شخصی داشت و در یکی از بیمارستان‌های خصوصی شناخته‌شده کار می‌کرد.

او می‌گوید تا پیش از سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراینی، با وجود علاقه‌ی قدیمی‌اش به مهاجرت، تصمیم گرفته بود در ایران بماند. همسرش نمی‌خواست مادر سالخورده‌اش را تنها بگذارد و آنها زندگی مشترکشان را ساخته بودند و جا افتاده بودند.

اما شلیک موشک‌های سپاه به پرواز PS752 در دی‌ماه ۱۳۹۸ همه‌چیز را تغییر داد.

او هیچ‌کدام از مسافران هواپیما را نمی‌شناخت، اما می‌گوید برای روزها، در مسیر بیمارستان و مطب گریه می‌کرد. روایت مسافران، پزشکان، دانشجویان، زوج‌های جوان و کودکانی که در آن هواپیما بودند، برایش به تجربه‌ای شخصی تبدیل شده بود.

بعد از یک هفته به همسرش گفت: «من دیگر اینجا نمی‌مانم. اینجا جای من نیست.»

طنز تلخ زندگی این خانواده اکنون همین‌جاست: زنی که می‌گوید به‌دلیل عملکرد سپاه خانه، شغل و موقعیت حرفه‌ای‌اش را در ایران رها کرده، امروز به‌دلیل «وابستگی» به فردی مرتبط با سپاه، در برابر نظام مهاجرتی کانادا قرار گرفته است.

گلبرگ می‌گوید: «من از سپاه و جمهوری اسلامی متنفرم. بزرگ‌ترین خط قرمز من و همسرم در زندگی همین‌ها بوده‌اند. چرا حالا باید اسم ما را به آنها وصل کنند؟»

 

پزشکی که در فروشگاه کار کرد

مهاجرت برای این خانواده مسیری مستقیم و ساده نبود.

گلبرگ ابتدا با ویزای تحصیلی وارد کانادا شد. محدودیت‌های دوران همه‌گیری کرونا باعث شد بخشی از تحصیلش را از ایران ادامه دهد، اما برای حفظ امکان دریافت مجوز کار پس از تحصیل ناچار شد همراه پسر چهارساله‌اش به کانادا بازگردد.

ویزای خودش صادر شد، اما ویزای همسرش نه.

او هنوز فیلم‌هایی را نگه داشته که در فرودگاه، فرزندش با گریه به پدرش چسبیده و مادر تلاش می‌کند او را جدا کند و با خود ببرد.

مادر و کودک به کانادا آمدند و پدر در ایران ماند.

او در کانادا نه خانواده‌ای داشت، نه شبکه‌ای از دوستان و نه درآمد ثابتی. دانشجو بود، فرزند خردسالش را به‌تنهایی بزرگ می‌کرد و تنها اجازه داشت تعداد محدودی ساعت در هفته کار کند.

برای آنکه پس‌انداز خانواده تمام نشود، مدتی در یک فروشگاه کار کرد.

«من در ایران مطب داشتم و در یکی از معروف‌ترین بیمارستان‌های خصوصی پزشک بودم. اینجا در فروشگاه کار می‌کردم و هر روز می‌ترسیدم یک آشنا وارد شود و مرا ببیند.»

پس از پایان تحصیل، به‌عنوان دستیار پزشک در یک مرکز درمانی در مرکز تورنتو استخدام شد؛ شغلی که می‌گوید طی پنج سال گذشته همچنان آن را حفظ کرده است.

همسرش حدود ۱۸ ماه بعد توانست به کانادا بیاید. خانواده پس از دریافت نامزدی استانی و امتیاز لازم، برای اقامت دائم اقدام کرد. مراحل پزشکی و انگشت‌نگاری به‌سرعت انجام شد، اما پرونده در ماه مه ۲۰۲۴ وارد بررسی‌های امنیتی شد و از آن زمان متوقف ماند.

یک ماه بعد، کانادا کل سپاه پاسداران را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داد.

 

هدف چه کسانی بودند؟

قرارگرفتن سپاه در فهرست تروریستی کانادا، نتیجه‌ی سال‌ها فشار بخشی از جامعه‌ی ایرانی، خانواده‌های قربانیان پرواز PS752 و گروه‌های سیاسی و حقوق‌بشری بود.

سپاه در سرکوب اعتراضات داخل ایران، حمایت از گروه‌های مسلح منطقه، عملیات برون‌مرزی، نقض حقوق بشر و سرنگونی پرواز PS752 نقش محوری داشته است. دولت کانادا هنگام اعلام تصمیم خود نیز گفت شواهد معقولی وجود دارد که سپاه آگاهانه در فعالیت‌های تروریستی مشارکت یا از آنها حمایت کرده است.

اعتراض خانواده‌هایی مانند خانواده‌ی گلبرگ به اصل این تصمیم نیست.

آنها نمی‌گویند کانادا باید از مقابله با فرماندهان، عوامل، تأمین‌کنندگان مالی یا اعضای داوطلب سپاه عقب‌نشینی کند. پرسش آنها محدودتر و در عین حال دشوارتر است:

آیا مردی که بیست سال پیش، در چارچوب خدمت اجباری و بدون داشتن حق واقعی انتخاب، دو سال در یک اداره‌ی غیرنظامی کار کرده، باید از نظر حقوقی همانند کسی دیده شود که آگاهانه به سپاه پیوسته، در ساختار آن ترقی کرده و از قدرت اقتصادی یا سیاسی آن بهره برده است؟

این تمایز پیش از قرارگرفتن سپاه در فهرست تروریستی نیز در پارلمان کانادا مطرح شده بود.

در جریان بحث‌های پارلمانی، برخی نمایندگان هشدار داده بودند که ایرانیانی با سابقه‌ی خدمت اجباری ممکن است به‌دلیل ارتباط اسمی با سپاه گرفتار شوند و خواستار رسیدگی موردی به پرونده‌ها شده بودند.

حتی در آوریل ۲۰۲۴، پیش از تصمیم نهایی دولت، در مجلس کانادا ادعا شد که حدود ۳۰ هزار کانادایی ایرانی‌تبار سابقه‌ی خدمت اجباری در سپاه دارند؛ آماری که رسمی و مستقلاً تأیید نشده، اما ابعاد بالقوه‌ی مسئله را نشان می‌دهد.

با این حال، قرارگرفتن سپاه در فهرست تروریستی لزوماً یک استثنای روشن و خودکار برای سربازان وظیفه ایجاد نکرد.

نظام مهاجرتی کانادا می‌گوید پرونده‌ها را براساس شرایط هر فرد بررسی می‌کند. بر اساس پاسخی که اداره مهاجرت در نوامبر ۲۰۲۵ به ایران اینترنشنال داده، صرف خدمت اجباری در سپاه به‌تنهایی نباید به رد خودکار تقاضای اقامت دائم منجر شود.

اما میان این موضع کلی و تجربه‌ی خانواده‌هایی که نامه‌های هشدار دریافت کرده‌اند، شکافی جدی وجود دارد.

 

 

عضویت یا اجبار؟

در حقوق مهاجرت کانادا، مفهوم عضویت در سازمان‌های درگیر تروریسم یا خشونت، الزاماً محدود به عضویت رسمی، داوطلبانه یا ایدئولوژیک نیست. دادگاه‌ها در موارد مختلف تعریفی گسترده از «عضویت» پذیرفته‌اند.

در یکی از پرونده‌های اخیر مربوط به خدمت اجباری در سپاه، دادگاه فدرال استدلال متقاضی را که سربازی اجباری به‌خودی‌خود عضویت محسوب نمی‌شود نپذیرفت و تأکید کرد که اجباری‌بودن خدمت، لزوماً عنوان عضویت را از میان نمی‌برد.

این حکم به آن معنا نیست که تمام سربازان سابق سپاه خودکار اخراج یا تمام پرونده‌هایشان رد خواهند شد. سابقه‌ی فعالیت، ماهیت وظایف، مدت خدمت، میزان اختیار، ارتباط بعدی با سازمان و ادعای اجبار می‌تواند در ارزیابی هر پرونده اهمیت داشته باشد.

اما همین تعریف گسترده، خانواده‌ها را در موقعیتی نابرابر قرار داده است: آنها باید سال‌ها یا دهه‌ها بعد ثابت کنند که خدمتی که روی کارت پایان خدمتشان ثبت شده، بیانگر وفاداری، مشارکت یا همراهی واقعی با سپاه نبوده است.

در مارس ۲۰۲۶، مقام‌های آژانس خدمات مرزی کانادا در یک کمیته‌ی پارلمانی گفتند اجبار به خدمت می‌تواند در پرونده‌های مربوط به عدم پذیرش مورد توجه قرار گیرد و اولویت اجرایی این سازمان بیشتر بر مقام‌های ارشد متمرکز است. آنها در عین حال اذعان کردند که چارچوب موجود در برخورد با مفهوم عضویت، همیشه از ظرافت کافی برخوردار نیست.

مشکل خانواده‌ی گلبرگ اما پیش از رسیدن به مرحله‌ی اخراج آغاز شده است. آنها هنوز متقاضی اقامت دائم‌اند و اکنون باید به نامه‌ای پاسخ دهند که نشان می‌دهد افسر مهاجرت درباره‌ی امکان رد پرونده به‌دلیل ملاحظات امنیتی به جمع‌بندی اولیه رسیده است.

نامه‌ی Procedural Fairness Letter یا PFL حکم نهایی نیست. این نامه فرصتی رسمی است تا متقاضی به نگرانی افسر پاسخ دهد و مدارک تکمیلی ارائه کند.

با این حال وکلای مهاجرت هشدار می‌دهند که چنین نامه‌ای را نمی‌توان یک درخواست اداری ساده تلقی کرد. صدور آن معمولاً به این معناست که افسر دلیلی جدی برای رد پرونده یافته و اکنون متقاضی باید با اسناد و استدلال حقوقی آن ارزیابی را تغییر دهد.

گروه‌های مرتبط با سربازان سابق سپاه می‌گویند در روزهای اخیر صدها نامه‌ی مشابه صادر شده است. رقم دقیق این نامه‌ها هنوز از سوی دولت کانادا تأیید نشده و تا زمان انتشار آمار رسمی، نمی‌توان درباره‌ی وسعت موج جدید با قطعیت سخن گفت.

اما حتی اگر تعداد این پرونده‌ها کمتر از برآورد گروه‌ها باشد، مسئله‌ای که ایجاد کرده‌اند فراتر از چند پرونده‌ی فردی است.

 

لکه‌ای که جمهوری اسلامی و سپاه بر زندگی مردم می‌گذارد

سپاه تنها یک نیروی نظامی متعارف نیست. این سازمان در اقتصاد، سیاست، آموزش، زیرساخت، رسانه، دانشگاه‌ها و بخش بزرگی از فعالیت‌های عمومی ایران نفوذ دارد.

در چنین ساختاری، مرز میان همکاری داوطلبانه، اجبار قانونی، نیاز اقتصادی و تماس ناخواسته با نهادهای وابسته به حکومت همیشه روشن نیست.

این واقعیت نباید بهانه‌ای برای نادیده‌گرفتن مسئولیت افرادی شود که آگاهانه در سرکوب، نقض حقوق بشر، فساد یا فعالیت‌های نظامی سپاه مشارکت داشته‌اند.

همه‌ی پرونده‌ها یکسان نیستند. بعضی افراد ممکن است با انتخاب خود وارد سپاه شده باشند، در ساختار آن پیشرفت کرده باشند یا از امکانات و شبکه‌هایش سود برده باشند. بررسی دقیق و سخت‌گیرانه‌ی چنین پرونده‌هایی نه‌فقط حق، بلکه مسئولیت دولت کاناداست.

اما درست به همین دلیل، یکسان‌گرفتن همه نیز به معنای کنارگذاشتن همان بررسی دقیقی است که برای شناسایی افراد واقعاً مسئول لازم است.

میان فرمانده‌ای که سال‌ها در ساختار سپاه قدرت داشته و معماری که دوره‌ی اجباری‌اش را در نوسازی مدارس گذرانده، تفاوتی واقعی وجود دارد.

نادیده‌گرفتن این تفاوت نه‌تنها می‌تواند به بی‌عدالتی علیه افراد فاقد نقش منجر شود، بلکه هدف اصلی سیاست کانادا برای مقابله با عوامل جمهوری اسلامی را نیز کمرنگ می‌کند.

وقتی تعریف «سپاهی» آن‌قدر گسترش پیدا کند که فرمانده، مأمور اطلاعاتی، صاحب شرکت وابسته و سرباز اجباری را همزمان در بر بگیرد، تشخیص مسئولیت فردی جای خود را به مجازات براساس یک عنوان اداری می‌دهد.

 

کودکی میان دو کشور

پسر گلبرگ اکنون ۹ ساله و شهروند کاناداست.

او از چهارسالگی در کانادا بزرگ شده، فارسی را به‌طور کامل صحبت نمی‌کند و شناخت مستقیمی از زندگی در ایران ندارد.

مادرش می‌گوید اگر پرونده‌ی آنها رد شود و پدر و مادر مجبور به ترک کانادا شوند، خانواده با انتخابی غیرانسانی روبه‌رو خواهد شد: کودک را با خود به کشوری ببرند که برای او ناآشناست و والدینش به دلایل سیاسی و اجتماعی از آن گریخته‌اند، یا او را بدون پدر و مادر نزد فرد دیگری در کانادا بگذارند.

این کودک نه در انتخاب محل سربازی پدرش نقشی داشته، نه هنگام خدمت او متولد شده بود و نه ارتباطی با نهادی دارد که اکنون نامش بر پرونده‌ی خانواده سایه انداخته است.

با این حال پیامد تصمیمی که دو دهه پیش در نظام سربازی ایران گرفته شده، ممکن است بیش از همه زندگی او را تغییر دهد.

گلبرگ نمی‌خواهد جامعه‌ی ایرانی کانادا عملکرد سپاه را فراموش کند یا از فشار بر عوامل جمهوری اسلامی دست بکشد.

خواسته‌ی او چیز دیگری است: «همه را با یک چوب نزنید. داستان آدم‌ها را بشنوید. بدانید که خیلی‌ها واقعاً هیچ ارتباطی با سپاه نداشته‌اند.»

پرونده‌ی این خانواده هنوز به تصمیم نهایی نرسیده است. آنها باید ظرف مدت تعیین‌شده دفاعیه و مدارکشان را به اداره‌ی مهاجرت ارائه کنند. پس از آن ممکن است افسر قانع شود، ممکن است پرونده رد شود و ممکن است خانواده ناچار شود راه دادگاه فدرال را در پیش بگیرد.

اما فارغ از سرنوشت حقوقی این پرونده، پرسش اخلاقی آن همین حالا در برابر جامعه‌ی ایرانی کانادا قرار دارد: آیا مخالفت با سپاه باید به معنای بدگمانی به هر فردی باشد که روزی نام این سازمان روی کارت پایان خدمت او ثبت شده است؟

یا درست در نقطه‌ی مقابل، ایستادن در برابر منطق جمهوری اسلامی مستلزم آن است که افراد نه براساس برچسب‌ها و وابستگی‌های تحمیل‌شده، بلکه براساس انتخاب‌ها، عملکرد و مسئولیت واقعی‌شان قضاوت شوند؟

 

مسعود هاشمی، مشاور املاک در مونترال
 

Add comment

11 + 20 =

نیازمندیهای مداد
کسب‌وکارهای مونترالی

محمد تائبی، مشاور و بروکر بیمه
محمد تائبی، مشاور و بروکر بیمه
کلینیک دندانپزشکی ویلری، دکتر عندلیبی
دارالترجمه رسمی فرهنگ
مریم رمضانلو، کارشناس وام مسکن
 
رضا نوربخش، نماینده فروش نیسان
آکادمی موسیقی هارمونی
آکادمی موسیقی هارمونی

«مداد» در چند خط

«مداد»، مجله آنلاین مونترال
مداد یعنی کودکی، صداقت، تلاش تا آخرین لحظه، یعنی هر قدر کوچک‌تر، همان‌قدر باتجربه‌تر

ارتباط با «مداد»:
تلفن: 4387388068
آدرس:
No. 3285 Cavendish Blvd, Apt 355
Montréal, QC
Canada

مداد مسئولیتی درباره صحت آگهی‌ها ندارد

بازنشر فقط به شرط لینک به مطلب اصلی در وب‌سایت مداد

«مداد» در شبکه های اجتماعی

مداد، مجله آنلاین مونترال

آمار بازدید از «مداد»

  • 249
  • 3,498
  • 45,553
  • 137,070
  • 0

MÉDAD
Persian E-magazine of Montr
éal

MÉDAD is an Independent, Montreal based, Persian Language E-Magazine.
Using the digital platform, Medad is trying to be the voice of Afghan / Iranian-Montrealers.
Medad Editorial is formed by a group of experienced and independent journalists.

Tel: 4387388068

Address:3285 Cavendish Blvd, #355
Montréal

امیر سام | مشاور املاک در مونترال