تحریریهی مداد | پنجشنبه ۲۷ اوت ۲۰۲۶
شنبهی گذشته و زمانیکه خبرنگار مداد برای عیادتش به بیمارستان جوئیش مونترال رفت، او را در اتاقش پیدا نکرد. پرستاری که از او کمک خواسته بود، با نگرانی و کمی تردید ادامه داده بود که اینجا نوشته شده ساعت دو صبح اتاقش تخلیه شده و این خوب نیست!
دلمان ریخت و بابت دیرکرد در بررسی این موضوع، عذاب وجدان به سراغمان آمد، اما در بررسی بعدی فهمیدیم که مشکلی نبوده. معلوم شد بعدازظهر روز قبل مرخص شده اما اطلاعات ساعت دو صبح ثبت شده بوده.
♦️اما داستان این عیادت در بیمارستان چه بود؟
ارشاد حسنزاده عادت داشت سالی یکبار خون اهدا کند؛ کاری ساده برای کمک به آدمهایی که شاید هرگز آنها را نمیدید و نمیشناخت. اما یکبار، همین تصمیم برای اهدای خون، زندگی خودش را تغییر داد.
ارشاد سال ۲۰۲۲ به کانادا آمد. حسابدار بود و اینجا هم کار حسابداری پیدا کرد. همسر و فرزندش هنوز ایران بودند و او باید مدتی زندگی تازهاش را بهتنهایی میساخت تا خانوادهاش بتوانند به او ملحق شوند.
سال ۲۰۲۳، مثل همیشه برای اهدای خون مراجعه کرد که آزمایشها نشان دادند ارشاد به سرطان خون مبتلا شده است.
آن روزها تنها بود. بدون اینکه به زن و بچهاش در ایران چیزی بگوید، به تنهایی درمان را شروع کرد، با بیماری جنگید و در عین حال تلاش کرد روی پای خودش بایستد؛ کار کند، قبضهایش را بپردازد و زندگیای را که برای ساختنش به کانادا آمده بود، حفظ کند.
درمان اولیه نتیجه داد و مدتی به نظر میرسید سختترین روزها پشت سر گذاشته شده است. بعدها همسر و فرزندش به کانادا آمدند و خانواده دوباره کنار هم قرار گرفت.
اما این خوشی طولانی نشد، چون سرطان دوباره پس از دو سال برگشت؛ اما این بار بسیار شدیدتر و تهاجمیتر.
امروز وضعیت ارشاد به جایی رسیده که شمار پلاکت خونش گاهی به زیر ۱۰ میرسد؛ در حالی که محدوده طبیعی آن حدود ۱۵۰ تا ۴۰۰ است. او بارها به تزریق خون و فرآوردههای خونی نیاز پیدا میکند و دورههای سنگین درمان، توان جسمیاش را بهشدت کاهش داده است.
قرار بود بخشی از درمان با داروهای خوراکی بسیار گرانقیمت انجام شود؛ داروهایی که هزینهشان برای این خانواده قابل تحمل نیست. هزینههای درمان ارشاد در داخل بیمارستان توسط بیمهی درمانی استان کبک پوشش داده میشود اما داروهای گرانقیمتی که باید در خانه مصرف کند، شامل بیمه نمیشود.
مشکل اصلی جدای از داروها، اینجاست که اکنون ارشاد تحت درمانهای سنگین قرار دارد و دیگر قادر به ادامه کار نیست.
وقتی بیماری اجازه کار کردن نمیدهد، اجارهخانه متوقف نمیشود. قبضها همچنان میرسند. هزینه خوراک و رفتوآمد و دارو سر جای خود باقی است. بیمه باید پرداخت شود و خانوادهای که تا دیروز درآمد داشت، ناگهان میبیند حساب بانکیاش هر روز کوچکتر میشود.
ارشاد امروز از تخت بیمارستان فقط با سرطان نمیجنگد. او نگران همسر و فرزندش هم هست؛ نگران اجاره ماه آینده، هزینههای زندگی و اینکه اگر درمان طولانیتر شود، خانوادهاش چگونه باید دوام بیاورد.
برای همین یک صفحه GoFundMe برای کمک به ارشاد و خانوادهاش راهاندازی شده است. هدف این کمکها فقط پرداخت هزینه درمان خارج از بیمه نیست؛ قرار است بخشی از فشار مالی خانواده را در ماههایی که ارشاد توان کار کردن ندارد، تحملپذیر کند و به آنها کمک کند سقف بالای سرشان و حداقل ثبات زندگیشان را حفظ کنند.
ارشاد حسنزاده سالها عادت داشت سالی یکبار آستینش را بالا بزند و خون بدهد؛ برای انسانی که نمیشناخت و احتمالاً هیچوقت هم قرار نبود او را ببیند.
حالا ورق برگشته است.
امروز ارشاد همان آدم ناشناسی است که به کمک دیگران نیاز دارد. این بار نوبت ماست که برای او آستین بالا بزنیم.
🔴 لینک کمک در گوفاندمی
اگر قصد کمک دارید توجه کنید که میتوانید زبانهی «درصد کمک به وبسایت گوفاندمی» را به سمت صفر بکشید، تا همهی پول شما به ارشاد حسنزاده برسد.














Add comment