مداد، رسانه آنلاین مونترال

تبلیغات
 

کیمیا نموی، گفتاردرمانگر در مونترال؛ یکی از نسل‌دومی‌هایی که برای آینده‌شان مهاجرت کردیم

برای بسیاری از ما، مهاجرت فقط تصمیمی برای تغییر جغرافیا نبود؛ تلاشی بود برای ساختن زندگی آرام‌تر و آینده‌ای بهتر، نه فقط برای خودمان، بلکه برای فرزندانمان و نسل‌های بعد.

وقتی خبرنگار مداد در یک مهمانی دوستانه با کیمیا نموی آشنا شد، همین موضوع توجه‌اش را جلب کرد. کیمیا در نوجوانی همراه خانواده‌اش به کانادا آمده، اینجا تحصیل کرده و امروز به‌عنوان آسیب‌شناس گفتار و زبان فعالیت می‌کند؛ یکی از همان نسل‌هایی که آینده‌شان بخش مهمی از انگیزه مهاجرت والدینشان بوده است.

شنیدن تجربه و نگاه این نسل می‌تواند برای مهاجران نسل اول کانادا چیزهای زیادی برای آموختن داشته باشد. این گفت‌وگو فرصتی برای شنیدن داستان کیمیا از مهاجرت، تحصیل و مسیری که او را به حرفه امروزش رسانده، است.

تبلیغات: برای کسب اطلاعات بیشتر روی هر پوستر کلیک کنید

 

فکر می‌کنم پشت تصمیم بسیاری از ما که مهاجرت کردیم، فارغ از همه دلایل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی یا شخصی، یک آرزوی مشترک وجود داشت: ساختن یک زندگی آرام‌تر، معمولی‌تر و قابل پیش‌بینی‌تر.

اما اگر کمی صادقانه‌تر به ماجرا نگاه کنیم، مهاجرت فقط درباره خودمان نبود. شاید حتی بخش مهم‌تر آن درباره کسانی بود که بعد از ما می‌آمدند؛ نسل دوم و سوم. درباره بچه‌هایی که دستشان را گرفتیم و با خودمان به کشور تازه آوردیم، یا بچه‌هایی که قرار بود همین‌جا به دنیا بیایند و جهانی متفاوت از ما را تجربه کنند.

خیلی از ما سختی مهاجرت، شروع دوباره، از دست دادن موقعیت‌های قبلی و ساختن همه‌چیز از صفر را پذیرفتیم، با این امید که فرزندانمان مجبور نباشند همان مسیر را طی کنند. می‌خواستیم آن‌ها زبان این جامعه را مثل زبان خودشان حرف بزنند، اینجا درس بخوانند، حرفه‌ای برای خودشان بسازند و جایی برسند که دیگر واژه «مهاجر» مهم‌ترین تعریف زندگی‌شان نباشد.

شاید به همین دلیل بود که آشنایی من با کیمیا نموی در یک مهمانی دوستانه برایم بیشتر از یک آشنایی معمولی جذاب شد.

کیمیا از همان بچه‌هایی بود که سال‌ها درباره آینده‌شان فکر کرده‌ایم. نوجوانی که همراه پدر و مادرش از تهران به کانادا آمد، اینجا درس خواند، وارد دانشگاه شد و امروز به‌عنوان یک آسیب‌شناس گفتار و زبان در سیستم حرفه‌ای کانادا کار می‌کند.

اما چیزی که توجه مرا جلب کرد فقط موفقیت تحصیلی یا حرفه‌ای او نبود. برایم جالب‌تر این بود که بدانم این مسیر از نگاه خودش چگونه گذشته است. کودکی یا نوجوانی که همراه والدینش مهاجرت می‌کند، جامعه جدید را چطور می‌بیند؟ چه چیزی از تجربه خانواده‌اش با خود حمل می‌کند؟ و وقتی در همین جامعه بزرگ می‌شود و جایگاه حرفه‌ای خودش را پیدا می‌کند، نگاهش به زبان، مهاجرت، خانواده و نسل بعد چگونه شکل گرفته است؟

ما مهاجران نسل اول معمولاً زیاد درباره بچه‌هایمان حرف می‌زنیم؛ درباره آینده‌شان تصمیم می‌گیریم، نگرانشان می‌شویم و گاهی حتی موفقیت یا شکست مهاجرت خودمان را با سرنوشت آن‌ها اندازه می‌گیریم. اما شاید کمتر پای صحبت خودشان می‌نشینیم.

گوش دادن به این نسل برای من اهمیت دارد، چون چیزهایی درباره مهاجرت به ما می‌گوید که از زاویه دید خودمان نمی‌توانیم ببینیم.

گفت‌وگوی من با کیمیا از همین کنجکاوی شروع شد. از مهاجرتش در هفده‌سالگی، از علاقه‌اش به زبان و ارتباط انسانی، از تحصیل در مونترال و دانشگاه اتاوا، از کار با کودکانی که هنوز نخستین کلمه‌شان را نگفته‌اند، تا بیمارانی که پس از سکته، سرطان یا جراحی باید دوباره حرف زدن یا بلعیدن را بیاموزند.

در خلال این گفت‌وگو متوجه شدم داستان او فقط داستان انتخاب یک حرفه نیست؛ بخشی از داستان نسلی است که ما برای آینده‌اش مهاجرت کردیم.

با خودم فکر کردم شاید بد نباشد آنچه از گفت‌وگو با کیمیا آموختم، با شما هم در میان بگذارم.

گفت‌وگو با کیمیا نموی، آسیب‌شناس گفتار و زبان

 

شما در تهران متولد شدید و بعدها به کانادا مهاجرت کردید. این مهاجرت چگونه اتفاق افتاد؟

کیمیا نموی: در سال ۲۰۱۵، زمانی که ۱۷ ساله بودم، همراه خانواده‌ام از تهران به کانادا آمدیم. پدرم همیشه برای تحصیل، رشد و آینده من اهمیت زیادی قائل بود، اما نگاه او فقط به آموزش رسمی محدود نمی‌شد. برایش مهم بود که جهان را ببینیم، با فرهنگ‌ها و شیوه‌های متفاوت زندگی آشنا شویم و تجربه‌هایی فراتر از محیطی که در آن بزرگ شده بودیم به دست آوریم.

پیش از آن نیز سفرهای زیادی کرده بودم و کانادا در ابتدا برای ما یک مقصد سفر بود؛ مقصدی که به‌تدریج به خانه تبدیل شد. هرچه بیشتر با اینجا آشنا شدیم و موضوع ادامه تحصیل من جدی‌تر شد، مونترال برای ما معنای متفاوتی پیدا کرد.

برای پدرم مهم بود که من فرصت دیدن دنیا را داشته باشم و در عین حال، در محیطی زندگی و تحصیل کنم که زمینه مناسبی برای رشد فردی و دانشگاهی فراهم کند. مونترال با فضای چندفرهنگی و چندزبانه و فرصت‌های تحصیلی گسترده‌اش، به نظرمان مکان بسیار مناسبی برای آغاز این مرحله از زندگی بود.

در نهایت تصمیم گرفتیم در کانادا بمانیم و من تحصیلاتم را در مونترال ادامه دادم. کانادا که روزی تنها یکی از مقصدهای سفر ما بود، به خانه من تبدیل شد و همان تصمیم، مسیر زندگی و حرفه‌ای‌ام را برای سال‌های بعد شکل داد.

سؤال: علاقه شما به زبان و شیوه سخن گفتن انسان‌ها از چه زمانی آغاز شد؟

این علاقه در مونترال و در سال‌های پایانی دبیرستان آغاز شد و در دوره کالج و کارشناسی جدی‌تر شد. همیشه شیفته نحوه صحبت کردن افراد بودم. زبان‌ها برایم جذابیت خاصی داشتند و شنیدن هر لهجه تازه، نوعی شادی و شگفتی در من ایجاد می‌کرد.

برایم جالب بود که ارتباط انسانی تا چه اندازه متنوع و منحصربه‌فرد است؛ اینکه هر فرد زبان، لهجه، صدا و شیوه بیان خود را به شکلی متفاوت با خود حمل می‌کند.

به‌تدریج متوجه شدم این علاقه می‌تواند فراتر از یک کنجکاوی شخصی باشد و به حرفه‌ای تبدیل شود که در آن بتوانم به افراد کمک کنم توانایی‌های ارتباطی خود را بهتر بشناسند، تقویت کنند یا دوباره به دست آورند.

سؤال: چه چیزی باعث شد این علاقه به یک انتخاب حرفه‌ای تبدیل شود؟

هرچه بیشتر با حوزه زبان، رشد کودک، علوم اعصاب و ارتباط انسانی آشنا می‌شدم، بیشتر متوجه می‌شدم که توانایی برقراری ارتباط تا چه اندازه بر تمام جنبه‌های زندگی انسان تأثیر می‌گذارد.

توانایی بیان نیازها، برقراری ارتباط اجتماعی، یادگیری، خواندن و نوشتن، ایجاد روابط و حتی استقلال فردی، همگی به شکلی مستقیم یا غیرمستقیم با زبان و ارتباط پیوند دارند.

برای من بسیار جذاب بود که آسیب‌شناسی گفتار و زبان در نقطه تلاقی چند حوزه قرار دارد؛ زبان، روان‌شناسی، رشد کودک، علوم اعصاب و پزشکی. همین تنوع باعث شد احساس کنم این رشته دقیقاً همان مسیری است که می‌خواهم در آن ادامه دهم.

سؤال: برای ورود به رشته آسیب‌شناسی گفتار و زبان چه مسیری را طی کردید؟

از مونترال به دانشگاه اتاوا رفتم و مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته آسیب‌شناسی گفتار و زبان دریافت کردم. این فرصت را داشتم که زیر نظر استادان برجسته تحصیل کنم و در محیط‌های بالینی مختلف آموزش ببینم.

بخش مهمی از آموزش من به حوزه کودکان مربوط بود. در این دوره با طیف گسترده‌ای از شرایط، از جمله اوتیسم، اختلال کم‌توجهی ـ بیش‌فعالی، تأخیرهای گفتار و زبان، آپراکسی گفتار و مشکلات برنامه‌ریزی حرکتی گفتار آشنا شدم.

یکی از نکات مهمی که در این مسیر یاد گرفتم این بود که هر کودک باید به‌صورت منحصربه‌فرد ارزیابی شود. در بسیاری از کودکان ممکن است چند چالش به‌طور هم‌زمان وجود داشته باشد و همین موضوع اهمیت ارزیابی دقیق و همه‌جانبه را بیشتر می‌کند.

سؤال: آیا کودکی که هنوز صحبت نکرده است نیز می‌تواند به گفتاردرمانی نیاز داشته باشد؟

بله. یکی از نکات بسیار مهم این است که کودک ممکن است حتی پیش از گفتن نخستین کلمه خود بتواند از خدمات آسیب‌شناسی گفتار و زبان بهره‌مند شود.

ارتباط فقط به تولید کلمات محدود نیست. مهارت‌هایی مانند توجه مشترک، ارتباط غیرکلامی، تقلید، درک زبان، نوبت‌گیری در تعامل، بازی و توانایی بیان نیازها، همگی پیش از شکل‌گیری گفتار اهمیت دارند و می‌توانند مورد ارزیابی و مداخله قرار گیرند.

مداخله زودهنگام در بسیاری از موارد می‌تواند به خانواده کمک کند نیازهای ارتباطی کودک را بهتر بشناسد و از مراحل اولیه رشد او حمایت مؤثرتری داشته باشد.

سؤال: در میان پدیده‌های مربوط به زبان، چه موضوعی بیش از همه برای شما شگفت‌انگیز است؟

یکی از شگفت‌انگیزترین واقعیت‌ها برای من، نحوه سازگاری مغز کودک با زبان محیط اطراف اوست.

در ماه‌های نخست زندگی، نوزادان توانایی بسیار گسترده‌ای برای تشخیص تفاوت میان صداهای گفتاری دارند. اما با گذشت زمان، مغز آن‌ها به صداها، الگوها و آهنگ زبان یا زبان‌هایی که بیشتر در محیط می‌شنوند، حساس‌تر و هماهنگ‌تر می‌شود.

به بیان دیگر، کودک به‌تدریج خود را با «موسیقی» زبان محیط زندگی‌اش تطبیق می‌دهد. این فرایند برای من یکی از زیباترین جلوه‌های رشد زبان و مغز انسان است.

سؤال: فعالیت شما تنها به کودکان محدود نمانده است. چگونه وارد حوزه درمان بزرگسالان شدید؟

تخصص خود را در زمینه بزرگسالان نیز گسترش دادم. این حوزه شامل بیمارانی می‌شود که با پیامدهای سکته مغزی، آفازی، اختلال بلع، اختلالات حرکتی گفتار یا سرطان‌های سر و گردن روبه‌رو هستند.

همکاری با یک پزشک متخصص و شناخته‌شده گوش، حلق و بینی در بیمارستان عمومی لیک‌شور، از همان سال‌های ابتدایی مرا با بُعد پزشکی این حرفه آشنا کرد. این تجربه هم شامل کودکان و هم بزرگسالان بود و نگاه من به نقش پزشکی آسیب‌شناس گفتار و زبان را عمیق‌تر کرد.

سؤال: توان‌بخشی بیماران مبتلا به سرطان سر و گردن چه جایگاهی در فعالیت حرفه‌ای شما دارد؟

توان‌بخشی بیماران پس از پرتودرمانی سرطان‌های سر و گردن، جایگاه بسیار ویژه‌ای برای من دارد. این بیماران ممکن است پس از درمان سرطان، جراحی یا برداشتن حنجره، برای صحبت کردن یا بلعیدن با مشکلات جدی مواجه شوند.

من این فرصت را داشته‌ام که به بیماران زیادی در فرایند یادگیری دوباره بلع کمک کنم؛ از دوره پس از پرتودرمانی و لارنژکتومی گرفته تا مراقبت در بخش مراقبت‌های ویژه. بخشی از این کار از طریق ارزیابی‌های ابزاری و تخصصی بلع انجام می‌شود.

سؤال: بیماری پدرتان نیز در علاقه شما به گفتاردرمانی پزشکی تأثیر داشته است. درباره این تجربه توضیح می‌دهید؟

در اواخر زندگی پدرم، او به‌دلیل ابتلا به سرطان و تشنج‌های مرتبط با آن، در بخش مراقبت‌های تسکینی بیمارستان عمومی یهودیان بستری بود.

او می‌توانست از خدمات گفتاردرمانی پزشکی و روش‌هایی که برای کاهش مشکلات مرتبط با ارتباط، گفتار یا بلع استفاده می‌شوند، بهره‌مند شود؛ اما در آن مقطع این خدمات در اختیارش قرار نگرفت.

این بخش از زندگی‌ام را برای غم‌انگیز کردن روایت تعریف نمی‌کنم. پدرم همه‌چیز به من داده بود و کمترین کاری که می‌توانم انجام دهم، ادامه دادن و منتقل کردن آن بخشش به دیگران است. یاد او یکی از دلایلی است که باعث شده گفتاردرمانی پزشکی بزرگسالان همیشه جایگاهی مرکزی در فعالیت حرفه‌ای من داشته باشد.

سؤال: امروز چه گروه‌هایی می‌توانند از خدمات شما استفاده کنند؟

حوزه فعالیت من تقریباً تمام مراحل زندگی را پوشش می‌دهد. از کودکی که هنوز نخستین کلمه خود را بیان نکرده است تا سالمندی که پس از سکته مغزی برای بازیابی توانایی‌های خود تلاش می‌کند، می‌توانند از خدمات من استفاده کنند.

من برای انجام ارزیابی‌های استاندارد موردنیاز مدارس، روان‌شناسان، روان‌پزشکان، پزشکان خانواده و متخصصان روان‌آموزشی آموزش دیده‌ام. ارزیابی‌های رسمی و غیررسمی کامل انجام می‌دهم و گزارش‌های موردنیاز مدارس و مهدکودک‌ها را نیز تهیه می‌کنم.

همچنین ارزیابی‌های استاندارد برای سالمندان و جمعیت سالمندی بخشی از خدمات حرفه‌ای من است.

سؤال: مهم‌ترین هدف شما در این حرفه چیست؟

زبان مرا به این نقطه از زندگی رساند. اکنون نوبت من است که به دیگران کمک کنم زبان، صدا و توانایی ارتباطی خود را پیدا کنند یا دوباره به دست آورند.

 

 

کیمیا نموی

آسیب‌شناس گفتار و زبان | گفتاردرمان | Orthophoniste

عضو OOAQ

در کلینیک بینا

ارائه خدمات تخصصی ارزیابی، درمان و تراپی مشکلات گفتار، زبان، صدا و بلع برای کودکان و بزرگسالان

تأخیر در گفتار و زبان کودکان

مشکلات تلفظ و وضوح گفتار

آپراکسی گفتار

مشکلات ارتباط اجتماعی و پراگماتیک

مشکلات زبان در کودکان دارای اوتیسم یا سایر نیازهای رشدی

ارزیابی‌های رسمی و غیررسمی گفتار و زبان

تهیه گزارش‌های تخصصی موردنیاز مدارس و مهدکودک‌ها

آفازی و اختلالات زبانی پس از سکته مغزی

اختلالات حرکتی گفتار

مشکلات صدا

اختلالات بلع

توان‌بخشی پس از سرطان‌های سر و گردن، جراحی و پرتودرمانی

ارزیابی و درمان گفتار، زبان و بلع در بزرگسالان و سالمندان

برای آشنایی بیشتر با خدمات، محتوای آموزشی و ارتباط:

Instagram: @speechbykimia

مسعود هاشمی، مشاور املاک در مونترال
 

Add comment

پانزده − پنج =

نیازمندیهای مداد
کسب‌وکارهای مونترالی

محمد تائبی، مشاور و بروکر بیمه
محمد تائبی، مشاور و بروکر بیمه
کلینیک دندانپزشکی ویلری، دکتر عندلیبی
دارالترجمه رسمی فرهنگ
مریم رمضانلو، کارشناس وام مسکن
 
رضا نوربخش، نماینده فروش نیسان
آکادمی موسیقی هارمونی
آکادمی موسیقی هارمونی

«مداد» در چند خط

«مداد»، مجله آنلاین مونترال
مداد یعنی کودکی، صداقت، تلاش تا آخرین لحظه، یعنی هر قدر کوچک‌تر، همان‌قدر باتجربه‌تر

ارتباط با «مداد»:
تلفن: 4387388068
آدرس:
No. 3285 Cavendish Blvd, Apt 355
Montréal, QC
Canada

مداد مسئولیتی درباره صحت آگهی‌ها ندارد

بازنشر فقط به شرط لینک به مطلب اصلی در وب‌سایت مداد

«مداد» در شبکه های اجتماعی

مداد، مجله آنلاین مونترال

آمار بازدید از «مداد»

  • 656
  • 3,001
  • 17,272
  • 121,286
  • 0

MÉDAD
Persian E-magazine of Montr
éal

MÉDAD is an Independent, Montreal based, Persian Language E-Magazine.
Using the digital platform, Medad is trying to be the voice of Afghan / Iranian-Montrealers.
Medad Editorial is formed by a group of experienced and independent journalists.

Tel: 4387388068

Address:3285 Cavendish Blvd, #355
Montréal

امیر سام | مشاور املاک در مونترال