انتشار این دیدگاه به معنای تائيد یا رد آن از سوی «مداد» نیست.
منبع: فارن پالیسی
«مافیای آب» در جمهوری اسلامی واقعی است و ایران را به خشکی میکشاند
دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، در سخنرانی خود در عربستان سعودی در ۱۳ مه، انتقاد نادر و تندی از فساد زیستمحیطی رژیم ایران مطرح کرد. این انتقاد نه تنها به این دلیل نادر بود که این موضوع اغلب نادیده گرفته میشود، بلکه به این دلیل بود که خود ترامپ به سختی به عنوان یک مدافع حفاظت از محیط زیست شناخته میشود.
او خطاب به رهبران عرب گفت: «درحالیکه مهارت شما بیابانهای خشک را به زمینهای کشاورزی حاصلخیز تبدیل کرده است، رهبران ایران موفق شدهاند زمینهای کشاورزی سرسبز را به بیابانهای خشک بدل کنند، زیرا مافیای فاسد آب آنها – بگذارید آن را «مافیای آب» بنامیم – باعث خشکسالیها و خشکی بستر رودخانهها میشود. آنها ثروتمند میشوند، اما به مردم چیزی از آن نمیرسانند.»
این اولین باری نبود که ترامپ سوءمدیریت زیستمحیطی ایران را مورد توجه قرار میداد. او در سال ۲۰۱۸ هشدار داد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحت رهبری آیتالله علی خامنهای، بهویژه از طریق بازوی ساختوساز خود، قرارگاه خاتمالانبیاء، در حال تسریع فروپاشی زیستمحیطی ایران است:
«فساد و سوءمدیریت سپاه پاسداران، اثرات خشکسالی مداوم را تشدید کرده و یک بحران زیستمحیطی ایجاد نموده است. سدسازی بیرویه توسط شرکتهایی مانند خاتمالانبیاء، رودخانهها و دریاچهها را خشک کرده و به ایجاد طوفانهای گرد و غبار بیسابقهای کمک کرده است که مشاغل و زندگی ایرانیان را تهدید میکند.»
برای بسیاری از ایرانیان، سخنرانی ترامپ در ریاض، افشاگری نبود؛ بلکه تاییدی دیرهنگام بر واقعیتی بود که فعالان، کارشناسان و افشاگران سالها درباره آن صحبت کردهاند: بحران آب ایران طبیعی نیست. این بحران توسط همان نهادهایی که ادعای حفاظت از ملت را دارند، مهندسی، مورد بهرهبرداری و پایدار شده است.
اصطلاح «مافیای آب» مدتهاست در داخل ایران برای توصیف شبکهای غیررسمی اما عمیقاً ریشهدار از افراد، از جمله برخی وزرا، معاونان وزرا و روسای شرکتهای بزرگ ساختمانی به کار میرود. آنها تحت چتر شورای عالی آب ایران فعالیت میکنند و برای کسب ثروت و نفوذ از طریق طرحهای مدیریت آب، مقررات را دستکاری یا نقض میکنند. در مرکز این ماشین، شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران (IWPC)، پیمانکار اصلی دولتی مسئول نظارت بر پروژههای بزرگ زیربنایی، از جمله سدسازی و انتقال آب بینحوضهای، قرار دارد. از پایان جنگ ایران و عراق، مقامات شرکت توسعه منابع آب و نیرو به عنوان بازیگران کلیدی مافیای آب ظاهر شدهاند و سیاستهایی را هدایت و امکانپذیر میکنند که اکوسیستمهای ایران را به لبه پرتگاه میکشانند.
این شبکه گستردهتر شامل کارشناسان، مهندسان و دانشگاهیانی است که بسیاری از آنها در نهادهای دولتی نفوذ کردهاند. آنها با هم – از نظر سیاسی، حرفهای و مالی – از میراث پروژههای عظیم فاجعهبار زیستمحیطی سود بردهاند. این ائتلاف بودجههای عمومی را – بدون نظارت واقعی زیستمحیطی – به پروژههای سنگین بتنی سرازیر میکند تا به منافع فاسد خدمت کند، نه به مردم یا کره زمین. مدل کسبوکار آنها بر پایه کمبود، سکوت و حمایت دولتی رونق میگیرد.
سدسازیهای سیاسی و سودمحور، انحراف مسیر رودخانهها، و توسعه بیرویه کشاورزی، اکوسیستمها را ویران کرده، کمبود شدید آب را موجب شده و میلیونها نفر را در سراسر ایران آواره کرده است. بسیاری از کشاورزان از سر ناچاری به برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی – اغلب به طور غیرقانونی – روی آوردهاند که منجر به تخلیه آبخوانها و فرونشست خود زمین شده است، بحرانی که به عنوان فرونشست زمین شناخته میشود.
ابعاد این فاجعه حیرتآور است. طبق دادههای دولت ایران، ۵۰۰ دشت از ۶۰۹ دشت ایران اکنون به شدت تحت تأثیر برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی و فرونشست زمین قرار گرفتهاند. دهها میلیون نفر در مناطق در معرض خطر زندگی میکنند.
این بحران در مکانهایی مانند جنوب تهران و استان اصفهان، جایی که تصاویر ماهوارهای و دادههای دولتی فروریختن سریع زمین را تأیید میکنند، بیشتر مشهود است. نرخ فرونشست در برخی مناطق در داخل و اطراف تهران به ۳۱ سانتیمتر در سال رسیده است – رقمی هشداردهنده، با توجه به اینکه حتی چند میلیمتر فرونشست سالانه میتواند به زیرساختها آسیب برساند. پیها جابجا میشوند، پلها ضعیف میشوند، جادهها کج و معوج میشوند و خطوط لوله پاره میشوند. این یک مشکل کند و تدریجی نیست – این یک وضعیت اضطراری ساختاری است. در همین حال، سطح آبهای زیرزمینی سالانه تا ۲ متر کاهش مییابد. خسارت گسترده و در حال تشدید است و یک فروپاشی زیستمحیطی خزنده و نامرئی ایجاد میکند.
این پدیده مختص ایران نیست. دره مرکزی کالیفرنیا و بخشهایی از آریزونا نیز از فرونشست زمین ناشی از برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی رنج میبرند. اما در ایران، این بحران با فساد نهادینه، عدم نظارت قانونی، و رژیمی که تخریب محیط زیست را به عنوان خسارت جانبی قابل قبول در حفظ کنترل سیاسی تلقی میکند، تشدید شده است.
بیوگرافی کوتاه نویسندگان
نیک کوثر، روزنامهنگار ایرانی-آمریکایی و تحلیلگر در زمینه مسائل آب است که برای گزارشهای افشاگرانهاش درباره بحران آب در ایران جوایز بینالمللی دریافت کرده است. او پیشینهای در زمینه محیطزیست، روزنامهنگاری تحقیقی و کارزارهای آگاهیرسانی در حوزه مدیریت منابع آب دارد و ا زکارتونیستهای شناخته شده ایرانی است.
علیرضا نادر، پژوهشگر مستقل در حوزه ایران و خاورمیانه است. او سابقه همکاری با اندیشکدههایی چون RAND Corporation را در کارنامه دارد و تحلیلهای او عمدتاً بر ساختار سیاسی، امنیتی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران تمرکز دارد.













