بخش دوم: دوران وحشت “مام” بوشه و رودخانههای خون (اواسط ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۷)
قسمت اول | قسمت دوم | قسمت سوم | قسمت چهارم
شعلهور شدن آتش: خشونت بیسابقه در خیابانها
پس از جرقههای اولیه در سال ۱۹۹۴، جنگ موتورسواران کبک با سرعتی وحشتناک و شدتی بیسابقه شعلهور شد. خیابانهای مونترال و شهرهای اطراف، به صحنه نبردی بیرحمانه برای کنترل بازار پرسود مواد مخدر، به ویژه کوکائین، تبدیل شدند. هلز آنجلز، با رهبری قاطع و بیرحمانه، و راک ماشین، مصمم به مقاومت و حفظ استقلال، از هیچ خشونتی برای حذف رقیب فروگذار نمیکردند. این دوره، که با ترورهای هدفمند، بمبگذاریهای متعدد و گسترش ترس در جامعه همراه بود، نام یک مرد را بیش از دیگران بر سر زبانها انداخت: موریس “مام” بوشه (Maurice “Mom” Boucher).
ظهور “مام” بوشه: رهبر کاریزماتیک و بیرحم هلز آنجلز
موریس بوشه، متولد ۱۹۵۳، با سابقه بزهکاری از دوران نوجوانی، به تدریج در سلسله مراتب هلز آنجلز در کبک رشد کرد. او که به خاطر هوش، کاریزما، و از همه مهمتر، بیرحمی و تواناییاش در سازماندهی خشونت شهرت داشت، به سرعت به یکی از قدرتمندترین و بانفوذترین چهرههای دنیای زیرزمینی کانادا تبدیل شد. “مام” (لقبی که بیشتر به دلیل رفتار کنترلگرایانهاش در میان اعضا و سبک مدیریت سختگیرانهاش به او داده شده بود) در سال ۱۹۹۵ به رهبری شعبه نومَدز (Nomads) هلز آنجلز در کبک رسید.

شعبه نومدز، که بوشه از سال ۱۹۹۵ رهبری آن را بر عهده گرفت، یک گروه نخبه و بسیار قدرتمند در ساختار هلز آنجلز بود. اعضای آن، که اغلب از باتجربهترین و خشنترین موتورسواران بودند، مسئولیت عملیاتهای مهم، اجرای قتلها و گسترش نفوذ هلز آنجلز را بر عهده داشتند. این شعبه در یک ساختمان مستحکم در خیابان بنت (Bennett Street) در محله هوشلاگا-مزونُوْ مونترال، که به “دژ” یا “بانکر” (The Bunker) معروف بود، مستقر بود. این مکان به نمادی از قدرت و نفوذناپذیری هلز آنجلز تبدیل شد.
تحت رهبری بوشه، هلز آنجلز استراتژی تهاجمیتری را در پیش گرفتند. هدف آنها نه تنها حذف راک ماشین، بلکه ارعاب هر گروه یا فردی بود که جرأت میکرد با سلطه آنها مخالفت کند. بوشه معتقد بود که برای پیروزی در این جنگ، باید ترس را به اردوگاه دشمن و حتی به دل جامعه تزریق کرد.
بمبها، گلولهها و خون: تاکتیکهای جنگی
جنگ موتورسواران تنها به درگیریهای مسلحانه بین اعضای باندها محدود نمیشد. استفاده از بمبهای دستساز و مواد منفجره به یکی از تاکتیکهای رایج تبدیل شد. خودروها، کسبوکارها و حتی خانههای مرتبط با اعضای گروههای رقیب، هدف بمبگذاری قرار میگرفتند. این بمبگذاریها نه تنها باعث خسارات مالی گسترده میشد، بلکه وحشت عمومی را نیز دامن میزد، زیرا هر لحظه امکان داشت یک شهروند بیگناه قربانی این انفجارها شود.
مرگ دانیل دِروش: جنگ به جامعه سرایت میکند (۹ آگوست ۱۹۹۵): یکی از غمانگیزترین و تکاندهندهترین لحظات این جنگ، در آگوست ۱۹۹۵ رقم خورد. یک بمب که در یک خودروی جیپ پارک شده در خیابان آدام (Adam Street) در محله هوشلاگا-مزونُوْ، در نزدیکی پاتوق هلز آنجلز کار گذاشته شده بود، منفجر شد. هدف این بمب که گمان میرفت در چارچوب درگیریهای باندی کار گذاشته شده بود، اعضای هلز آنجلز بود. اما قربانی اصلی این انفجار، دانیل دِروش (Daniel Desrochers)، پسربچه ۱۱ سالهای بود که در حال بازی در نزدیکی محل حادثه بود. ترکشهای بمب به سر او اصابت کرد و او چهار روز بعد در بیمارستان جان باخت. مرگ دانیل، جامعه کبک را در شوک و بهت فرو برد و خشم عمومی را نسبت به این جنگ بیرحمانه برانگیخت. این حادثه نشان داد که دیگر هیچکس از گزند این خشونت در امان نیست.
حمله به زندانبانان: به چالش کشیدن سیستم (۱۹۹۷): موریس بوشه برای نشان دادن قدرت و نفوذ خود و همچنین برای انتقام از سیستم قضایی و انتظامی، دستور قتل دو زندانبان را صادر کرد. دیان لَوین (Diane Lavigne) در ژوئن ۱۹۹۷ در راه بازگشت به خانه از محل کارش در زندان بوردو (Bordeaux Prison) مونترال با شلیک گلوله به قتل رسید. سه ماه بعد، در سپتامبر ۱۹۹۷، پیر روندو (Pierre Rondeau)، زندانبان دیگری، در حالی که با اتوبوس به محل کارش در زندان ریویِر-دِ-پری (Rivière-des-Prairies) میرفت، به ضرب گلوله کشته شد. این حملات، که به دستور مستقیم بوشه و توسط اعضای هلز آنجلز اجرا شده بود، پیامی آشکار به مقامات داشت: هلز آنجلز از هیچ اقدامی برای رسیدن به اهداف خود ابایی ندارد.
واکنش پلیس و سیستم قضایی: نبردی دشوار
پلیس مونترال و پلیس کبک، با وجود تلاشهای فراوان، در مهار این جنگ با چالشهای عظیمی روبرو بودند. گروههای موتورسوار، با استفاده از قانون سکوت (Omertà) در میان اعضای خود، ارعاب شاهدان و شبکههای اطلاعاتی گسترده، کار را برای جمعآوری شواهد و محکوم کردن عاملان جنایات بسیار دشوار میکردند. با این حال، پلیس عملیاتهای متعددی را برای تحت فشار قرار دادن این گروهها انجام داد. تشکیل واحدهای ویژه ضد گنگ (Anti-Gang Squads) و افزایش بودجه و اختیارات پلیس از جمله اقدامات اولیه بود.
در این میان، سیستم قضایی نیز با پروندههای پیچیده و طولانی مرتبط با اعضای باندهای موتورسوار دست و پنجه نرم میکرد. ترس شاهدان از انتقامجویی، یافتن هیئت منصفهای که تحت تأثیر تهدیدها قرار نگیرد، و اثبات اتهامات در دادگاه، از جمله موانع اصلی بودند.
پاسخ راک ماشین و گسترش درگیریها
راک ماشین، علیرغم فشارهای سنگین و تلفات متعدد، به مقاومت خود ادامه داد. آنها نیز با حملات متقابل و تلاش برای جذب متحدان جدید، سعی در مقابله با هلز آنجلز داشتند. جنگ به تدریج از مونترال به سایر مناطق کبک و حتی به استانهای دیگر کانادا نیز کشیده شد، زیرا گروههای موتورسوار در حال رقابت برای کنترل بازارهای محلی مواد مخدر، اسلحه، و حفاظت بودند.
پاتوقهای موتورسواران به مکانهایی بهشدت کنترلشده تبدیل شده بودند که دسترسی به آنها فقط برای اعضای منتخب امکانپذیر بود. کافهها، بارها و تعمیرگاههای موتورسیکلت که توسط اعضای این گروهها اداره میشدند، به مراکز برنامهریزی عملیات و پنهان کردن سلاح و مواد مخدر تبدیل شده بودند. مکانهایی مانند “دژ” هلز آنجلز در خیابان بنت، یا پاتوقهای راک ماشین در مناطق مختلف شهر، نمادهای این جنگ قدرت بودند.
پایان یک دوره از وحشت، آغاز دورهای دیگر
تا پایان سال ۱۹۹۷، جنگ موتورسواران تلفات بسیاری بر جای گذاشته بود و به نظر نمیرسید که پایانی برای آن متصور باشد. موریس “مام” بوشه به عنوان چهره اصلی این خشونتها شناخته میشد و او در این دوره به یکی از شناختهشدهترین چهرههای جنایت سازمانیافته در کانادا تبدیل شده بود.. جامعه کبک خسته از این خشونت بیپایان، خواستار اقدامات جدیتری از سوی دولت و نیروهای انتظامی بود. مرگ دانیل دِروش و قتل زندانبانان، زنگ خطر را برای مقامات به صدا درآورده بود که باید هرچه سریعتر جلوی این هیولاها گرفته شود.
اما جنگ هنوز به پایان نرسیده بود. دورههای بعدی شاهد تلاشهای گستردهتر پلیس، تغییر در استراتژیهای گروهها و در نهایت، عملیاتهای بزرگی بود که منجر به دستگیری و محکومیت بسیاری از چهرههای کلیدی این جنگ شد. با این حال، سایه موریس بوشه و وحشتی که او و گروهش ایجاد کرده بودند، برای سالها بر فراز کبک باقی ماند.
در بخش بعدی، به ادامه جنگ، دستگیری و محاکمه موریس بوشه، و عملیاتهای بزرگ پلیسی که در نهایت توانست تا حدی این غائله را مهار کند، خواهیم پرداخت.
بخش اول این داستان را میتوانید در اینجا مطالعه کنید











