مداد، مجله آنلاین مونترال

آیا به پایان تاریخ نزدیک می­‌شویم؟ آنتروپوسین؛ بیم‌ها و امیدها

Credit: Photo by GoaShape on Unsplash

تبلیغات

فیلم‌های علمی تخیلی فراوانی وجود دارد که پایان تمدن بشری را پیش بینی می­‌کنند. برخی از آن ها زمین را کره داغی تصویر می‌­کنند که دیگر حیات بر آن ممکن نیست. برخی دیگر، یخبندان حاصل از نمک زدایی و افزایش درجه انجماد اقیانوس‌ها را به تصویر می‌کشند. بعضی‌ها هم انسا‌ن‌ها را اسیر دست ربات‌ها و کامپیوترهای خود ساخته‌اش نشان می‌دهند. این فیلم‌ها هر تفاوتی که با هم داشته باشند، در به تصویر درآوردن یک چیز مشترک هستند، اینکه آدمی از آینده خود بیمناک است.

از دو و نیم میلیون سال پیش، که انسان راست قامت برروی دوپای خود ایستاد، تا کنون، بزرگترین دغدغه‌اش برای بقا، جدال با نیروهای طبیعت بوده است. ده هزار سال قبل انسان شکارچی – گردآورنده، یکجا نشین شد و با اهلی کردن حیوانات و گیاهان دامداری و کشاورزی پیشه کرد تا عوامل طبیعی را در جهت منافع خود کنترل کند. این آغاز دوره هالوسین (Holocene) بعد از عصر یخبندان بود که بشر در آغوش ثبات نسبی آب و هوا شروع به گستردن تمدن خود کرد.

احتمالا از شروع یکجانشینی انسان تا قبل از انقلاب صنعتی در نیمه دوم قرن ۱۸ میلادی، این میزان از تسلط و کنترل بر طبیعت، که امروز شاهد آن هستیم، در مخیله انسان‌ها هم نمی­‌گنجید. اکنون دوره‌­ای فرارسیده است که بشر پیشرفتهای شگرفی در علم، فناوری، ارتباطات، حمل و نقل، هواشناسی و فضانوردی بدست آورده است . اما با همه تفوقی که حالا  بر طبیعت دارد، جالب است که این بار از محصول کار خویش می‌ترسد واین دوره ای است که نام آنتروپوسین (Anthropocene) بر آن نهاده‌اند.

آنتروپوسین چیست؟

زمین‌شناسان برای توصیف جهان آن را به دوره‌های زمانی مختلف تقسیم می‌­کنند. دوره‌های گذشته سیاره بر مبنای تغییرهای بزرگ زمین‌شناسی، مثلا حرکت صفحات اکوتکتونیکی سطح زمین نام گذاری شده‌اند.  اما دوره جدیدی که بیشتر دانشمندان آغازش را از انقلاب صنعتی می­‌دانند، پیشوند اسمش را از انسان وام می‌­گیرد و آنتروپوسین نام دارد. دوره ای که بشر آغاز به بهره­‌گیری انبوه از سوخت‌های فسیلی کرده است و فعالیتهای صنعتی و اقتصادیش، به طور موثر و چشمگیری وضعیت اقلیمی و زیستی سیاره را تغییر داده است.

در این دوره جمعیت زمین از کمتر از یک میلیارد نفر به بیش از ۷ میلیارد نفر رسیده است. مصرف مواد اولیه  افزایش بسیار شتابناکی داشته است. فناوری‌های بسیاری پا به عرصه وجود گذاشته اند. جنگهای بزرگی در گرفته است. بنگاه‌­های اقتصادی از شکل محلی خود خارج شده‌­اند و به صورت شرکت‌های بزرگ چند ملیتی نظام اقتصادی جهان را دگرگون کرد­ه­‌اند.

آنها که آینده جهان را تاریک می‌بینند

در حدود کمتر از سه قرن بشر سرمست از پیشرفت شکوهمند خود، با اتفاقات نامنتظره‌ای که از اراده‌اش خارج است مواجه شده است: افزایش گازهای گلخانه‌­ای عامل افزایش دمای زمین شده است. لایه اُزُن که زمین را از اشعه ماورای بنفش محافظت می‌کند، نازک شده است. استفاده از نیتروژن در کودهای کشاورزی، چرخه نیتروژن در اقیانوس‌ها را مختل کرده است. زندگی آبزیان به عنوان یکی از منابع غذایی بشر به مخاطره افتاده است. آبهای شیرین آلوده شده‌اند. تغییر کاربری جنگل‌ها، کوهها و مراتع وتبدیل آنها به مزرعه، معدن و شهر تنوع زیستی و ژنتیکی را تنزل چشمگیری داده است.

در آنتروپوسین ما به نهایت مصرف ظرفیت‌های زمین رسیده­‌ایم و می‌دانیم که اگر نتوانیم شرایط هالوسین را دوباره احیا کنیم همانند دایناسورها و سایر موجوداتی که بر زمین آمدند وماندگار نشدند، محکوم به فنا هستیم.

آنها که آینده جهان را روشن می‌بینند

در میانه تمام سرزنش‌ها، کسانی هستند که هنوز به آینده پیشرفت بشر و تکنولوژی امیدوارند. نه از آن جهت که با رویکرد خودخواهانه بشر همراهند، بلکه فکر می کنند که تکنولوژی می‌تواند رویه دیگر خود را نشان دهد. آنها امیدوارانه معتقدند که افزایش اعتماد به نفس بشر مهمترین پایگاهش برای حل مشکل خود ساخته‌اش است.

کسانی که رویکرد مثبتی به تغییر و تحولات ناشی از فعالیت‌های بشر دارند معتقد هستند که قدرت ارتباطات بشر امکان ایجاد شبکه­‌های مردم نهاد را برای افزایش آگاهی‌های محیط زیستی چندین برابر خواهد کرد. جهان دیکتاتورهای کمتر و کشورهای دموکراتیک بیشتری خواهد داشت. تکنولوژی به سمت هر چه پاکیزه‌تر شدن  و بهینه شدن پیش خواهد رفت.

افزایش سطح تحصیلات مردم در مناطق مختلف جهان، به جلوگیری از رشد بی‌رویه جمعیت و انتخاب سبک‌های زندگی آگاهانه‌تر و صرفه‌جویانه‌تر منجر خواهد شد. مردم بیشتری هر روز به رژیم‌های غذایی دوستدار طبیعت روی خواهند آورد. اتحادیه‌های بین‌المللی روند تثبیت صلح را افزایش خواهند داد و مبنای همکاری در جهت بقای سیاره خواهند بود. تعداد انسان‌هایی که ایده‌های نو و خیرخواهانه دارند افزایش خواهد یافت. و در نهایت مجموعه این اتفاقات بشر را از سقوطی که گریبانگیرش شده نجات خواهد داد.

کجای کار می لنگد؟

این امیدواری‌ها برای آنها که نشانه‌های زوال بشر را بیشتر می­‌بینند به آرزوهای کودکانه­‌ای می‌­ماند. چرا که هنوز قدرت بر مدار پول می‌­چرخد، توافقنامه‌ها و معاهدات بین‌المللی که با صرف انرژی فراوان برای ایجاد صلح بسته شده است فرومی‌­پاشند، از صندوق آرا بزرگترین دموکراسی‌­های جهان، انسان‌های خود بین پا به عرصه سیاست می‌­گذارند که دم از برتری نژاد می‌زنند و گرمایش زمین را شوخی می‌دانند و زمان هر لحظه برای بازگشت از دست می‌رود.

دانیل کویین در رمان درخشان خود با نام اسماعیل  (که به زبان فارسی نیز ترجمه و با نام هبوط منتشر شده است) به ریشه­‌های فلسفی مشکلات محیط زیستی بشر می­‌پردازد. به اعتقاد او انسان از زمانی که خود را موجودی جدای از طبیعت دانست سنگ بنای زوال خود را گذاشت. از زمانی که باور به اشرف مخلوقات بودن، دست آدمی را بر هرگونه بهره‌کشی از طبیعت باز گذاشت، انسان وارد غفلت بزرگی شد و قدرت عقل و اراده‌اش او را به این توهم افکند که چیزی جدای از قوانین طبیعت است.

آیا واقعا کور سوی امیدی هست؟

هنوز هم فناوری بیش از آنکه بر شناخت و هماهنگ شدن با قوانین طبیعت استوار باشد، سعی می‌کند آن را به بند خود دربیاورد. هنوز  برای انسان زمین مایملکش تلقی می­‌شود و خودش را مجاز می‌داند تا از تکنولوژی خود به قیمت از بین رفتن سایر گونه­‌های سیاره تا هر اندازه که دلخواستش بود بهره‌برداری کند. هنوز تک تک ما خود را نسبت به سایر موجودات محق‌تر می‌دانیم و راحت‌طلبی خود را  بر منافع سیاره ترجیح می‌دهیم. هنوز ما در مقابل این پرسش که اگر سیاره از بین برود؟ در دل می‌گوییم نگرانی نیست چون به عمر ما قد نمی‌دهد.

اما به نظر می‌رسد قوانین جهان بر اصول ساده‌­انگارانه و خودمحورانه ما استوار نیست. ما نیز همانند تمام موجودات دیگر در مقابل پیچیدگی جهان، کوچک و کم قدرتیم و هنوز رازهای بسیاری در جعبه سیاه هستی وجود دارد که ما چیزی از آن نمی دانیم. بلایایی که بزرگتر از اراده ما بر ما وارد می­‌شوند گواه این مدعا هستند.

در نهایت شاید تنها روزنه امیدواری بشر تغییر دیدگاه و ارتقا سطح آگاهیش نسبت به نظم پیچیده طبیعت باشد. شاید تنها یک راه عملی­ برای او مانده باشد و آن عزم جدی برای احیای نظم ظریفی است که به هم ریخته­ است.  اگر این بار آدمی با عنوان جدید «انسان مسئول» وارد صحنه زمین شود، با در دست داشتن علمی که تمام موجودات زمین تاوان آن را داده اند، راه رفته‌اش را بازگردد و سپاس گذار و رضایتمند، حلقه‌ای از زنجیر به هم تنیده زیست‌بوم باشد، شاید باز در دامن حمایت مادر طبیعت قرار بگیرد. آن وقت است که دانیل کویین می تواند بگوید:

«اگر انسان نباشد، آیا امیدی برای گوریل باقیست؟»

 

این مقاله در شماره بیست‌ودوم مجله «مداد» منتشر شده است.

 

‌ زینب یوسف‌زاده