مراسم عزاداری محرم امسال در ایران و تحت آن همه خفقان و بگیر و ببند، شاهد چند صحنهی تماشایی بود.
از دسته حسینیه اعظم زنجان که مردم آنقدر از راه رفتن روی پرچم آمریکا، اسرائیل و سوئد که در مسیر عزاداران پهن شده بود خودداری کردند، تا مجبور شدند، جمعش کنند تا دستهی عزاداران آملی که به درب خانهی غزاله چلابی رفتند تا به جای موسیقی محرم، برای خانوادهی غزاله ترانهی «از خون جوانان وطن لاله دمیده» را بنوازند تا هیئتهای عزاداری بزرگ در یزد و اصفهان که با همسرایی همین ترانه، یاد جوانان کشته شده را گرامی داشتند و این عکس پیوست … این عکس پیوست که تمام داستان تشنگی کربلا را به باد انتقاد گرفته است.
همهی این اتفاقات در ایران و زیر چشمان مراقب و رفتار خشن نیروهای امنیتی رخ داد.
???? اما در مونترال
در مونترال معمولاً سه گروه مختلف ایرانی شامل مرکز اسلامی ایرانیان مونترال، دفتر آیتالله خویی و مرکز فرهنگی نور، مراسم مذهبی را به جای میآورند.
ما سال عجیبی را پشت سر گذاشتیم که در هر روز آن صحنهای از عاشورایی که برایمان تعریف کرده بودند، به تصویر کشیده شد. برای ۱۰ ماه متوالی ایرانیان مونترال هر هفته در خیابانها بودند و به آنچه در ایران میگذشت اعتراض میکردند.
به ما گفته شده بود که عاشورا فقط عزاداری کشته شدن چند نفر در ۱۴۰۰ سال پیش نبوده، فقط گریه و زاری نبوده، بلکه یادآوری سالانهی این موضوع است که باید مقابل ظلم ایستاد و از مظلوم دفاع کرد.
حالا این سه مرکز اسلامی یک توضیح به کامیونیتی بدهکارند که آیا در این مدت ظلمی ندیدند، ظالمی را شناسایی نکردند، مظلومی را غرق در خون ندیدند، چشمهای کور شده، مادران داغدار، جسدهای خرد شده، پیکرهای دزدیده شده، آیا چیزی در ۱۰ ما گذشته در جامعهی ایرانی وجود نداشته که شایستهی یادآوری در مراسم محرم مونترال باشد یا یادآوری شده و شهر بیخبر مانده است؟













