مداد، مجله آنلاین مونترال

تبلیغات
 

قوی سیاه ایران کجاست؟

قوی سیاه

صد روز از آغاز جنبش آزادیخواهانه مردم ایران گذشت. این صد روز با فراز و نشیب‌های زیادی همراه بود و انبوهی از خبرهای تلخ و شیرین از درون و بیرون از ایران در این دوره منتشر شد. اما این جنبش بالاخره کی به سرانجام می‌رسد؟

یکی از خوانندگان مداد در این مطلب از دیدگاهی دیگر به ماجراهای ۱۰۰ روز اخیر و سرانجام این حرکت پرداخته است. گفتنی است این نوشته صرفا بازتاب‌دهنده دیدگاه نویسنده بوده و انتشار آن در مداد، به معنای تائید یا رد آن نیست.

تبلیغات: برای کسب اطلاعات بیشتر روی هر پوستر کلیک کنید

گروه املاک OneClickHome مهدی یزدی و حمید سام  

درخت موریانه‌زده، تا لحظه پیش از سقوط، از دور همچنان ایستاده و پرابهت به نظر می‌رسد. اما در یک لحظه، یک حرکت کوچک، یک باد ملایم، یا تکیه یک کودک خردسال، می‌تواند به فروپاشی‌اش بیانجامد.

اگر حکومت‌ها را همانند درخت و نارضایتی‌ داخلی را همانند آسیب موریانه بدانیم، مصداق‌های روشنی از این توصیف را می‌توان در طول تاریخ به خوبی مشاهده کرد. محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۵۶، در اوج اقتدار قرار داشت؛ تا جایی که جیمی کارتر در سفر دی ماه خود در آن سال، از عبارت «جزیره ثبات» برای ایران تحت رهبری شاه استفاده کرد. اما حدود یک سال بعد، همه چیز دگرگون شد.

جمهوری اسلامی این روزها با وضعیتی مشابه روبروست. با وجود اینکه نظام همچنان سرپاست و در برخی موقعیت‌ها، دست به خودنمایی می‌زند، از درون با وضعیتی به مراتب بدتر از وضعیت محمدرضاشاه در سال ۵۶ روبروست.

در مجموع به نظر می‌رسد سه عامل کلیدی، روند فروپاشی از درون جمهوری اسلامی را تسریع می‌کنند. این سه عامل عبارتند از:

۱.اقتصاد بیمار

۲. نارضایتی داخلی

۳. فشار بین‌المللی

اقتصاد رانتی در ایران در کنار فشار کمرشکن تحریم‌ها سبب شده اقتصاد، روندی نزولی را در سال‌های اخیر طی کند. این وضعیت بحرانی، خود به افزایش نارضایتی مردم می‌انجامد. اما نارضایتی صرفا دلیل اقتصادی ندارد و جنبه‌های مختلفی را در برمی‌گیرد. از سوی دیگر، فشارهای بین‌المللی، به ویژه در چند ماه اخیر، موجب شده نه تنها جمهوری اسلامی با کاهش قابل‌توجه اعتبار در جامعه بین‌الملل روبرو شود، بلکه اقتصادش شاهد فشاری دوچندان باشد.

نکته جالب توجه این است که این سه عامل به تقویت یکدیگر می‌انجامند. هر قدر وضعیت اقتصاد وخیم‌تر شود، نارضایتی بیشتر می‌شود. افزایش نارضایتی به فشار بیشتر بین‌المللی می‌انجامد که آن هم به فشارهای اقتصادی و تقویت نارضایتی ختم می‌شود و این چرخه همچنان ادامه می‌یابد.

اما پرسشی که ذهن بسیاری از ایرانیان را به خود مشغول کرده، این است که رژیم جمهوری اسلامی چگونه فروپاشی می‌کند و این فروپاشی چه زمانی روی خواهد داد. پاسخی که احتمالا برای این پرسش‌ها وجود دارد، این است که شاید باید منتظر «قوی سیاه» باشیم.

قوی سیاه

قرن‌ها بود که اروپایی‌ها، فقط قوی سفید را دیده بودند. این پرنده در فرهنگ غرب به عنوان مظهر پاکی و وفاداری شناخته می‌شد (و هنوز هم شناخته می‌شود). برای اروپایی‌ها، قو به رنگ‌های دیگر بی‌معنی بود و حتی تصور وجود قو به رنگ سیاه را هم نداشتند.

اما وقتی اروپایی‌ها برای اولین بار در قاره استرالیا پیاده‌ شدند، پدید‌ه‌ای باورنکردنی را دیدند: «قوی سیاه»!

چند سال پیش بود که نسیم طالب (اقتصاددان، فیلسوف و متخصص آمار) در کتابی به نام «قوی سیاه»، نظریه‌ای را مطرح کرد که برای خیلی‌ها جذاب و شنیدنی بود. نسیم طالب که پیش‌بینی بحران مالی ۲۰۰۸ را در کارنامه درخشان خود دارد، بر این باور بود که برخی پدیده‌ها در تاریخ بشر به شدت نادر هستند و کسی انتظارشان را ندارد، اما همین پدیده‌های ظاهرا غیرقابل‌پیش‌بینی، تحولاتی عمیق در زندگی بشر ایجاد می‌کنند.

نسیم طالب پدیده‌هایی مثل «جنگ جهانی اول»، «فروپاشی شوروی»و «حمله ۱۱ سپتامبر» را از جمله مصداق‌های قوی سیاه می‌داند. با وجود اینکه همه این پدیده‌ها پس از وقوع، قابل تحلیل شدند، تقریبا هیچ کسی نتوانسته آنها را پیش‌بینی کند.

خلاصه اینکه قوی سیاه، پدیده‌ای است تقریبا غیرقابل‌پیش‌بینی که اثرات گسترده‌ای به همراه دارد و البته پس از وقوع، کاملا قابل توضیح و تفسیر است.

قوی سیاه ایران

در سال ۱۳۵۳، جمعی از پژوهشگران علوم اجتماعی، نتایج تحقیقی گسترده  به نام «طرح آینده‌نگری» را منتشر کردند. این طرح جامع به این نتیجه رسید که جامعه ایران با بحرانی جدی روبروست و آماده فروپاشی است. با وجود اینکه محمدرضا پهلوی ظاهرا این تحقیق را مطالعه کرده بود، به دلایل مختلفی به نتایجش بی‌محلی کرد.

این مطالعه چند سال پیش در کتابی با عنوان «صدایی که شنیده نشد» در ایران منتشر شد. نگاهی به برخی از مهم‌ترین نتایج این مطالعه گویای آن است که وضعیتی به مراتب وخیم‌تر از آنچه بیش از ۵ دهه پیش، جامعه‌شناسان به عنوان نشانه‌های فروپاشی در ایران دیده بودند، این روزها در کشور مشاهده می‌شود.

با وجود پیش‌بینی (غیرمستقیم) فروپاشی رژیم حاکم، جامعه‌شناسان در آن تحقیق هیچ نظری درباره نحوه دقیق فروپاشی نداشتند. «خروج شاه از ایران»، «حمایت غیرمستقیم سران غربی از انقلابیون» و «عقب‌نشینی ارتش» پدیده‌هایی تقریبا غیرقابل‌پیش‌بینی بودند که البته بعدها، دلایلی برای آنها ارائه شد. همه اینها، قوی‌های سیاه انقلاب ۵۷ بودند.

اما قوی سیاه جنبش کنونی مردم ایران چیست؟

آمارهای رسمی از مشارکت پائین در آخرین انتخابات و نیز نظرسنجی‌های رسمی که نشانگر مخالفت بسیاری از مردم با حجاب اجباری است، تنها بخشی از سیگنال‌های زیرپوست شهر در ایران هستند. نگارنده تردیدی ندارد با وجود تفاوت‌های جدی میان جنبش کنونی و انقلاب ۵۷، یک (یا حتی چند قوی سیاه) قرار است از راه برسند تا آینده‌ ایران را دگرگون سازند.

تا همین چند ماه پیش، کسی فکرش را نمی‌کرد کانادا، فرماندهان رده بالای سپاه پاسداران را در لیست ورود ممنوع قرار دهد، آلمان مبادلات تجاری‌اش با ایران را به حالت تعلیق درآورد و مردم ایران، این چنین در خیابان‌ها حاضر شوند.

اما به نظر می‌رسد قوی‌های سیاه بزرگ‌تری در راهند. تعریف قوی سیاه را فراموش نکنیم! پدیده‌ای که کسی انتظارش را ندارد! حمله نظامی؟ کودتا؟ عقب‌نشینی نظام؟ نافرمانی نظامیان؟ یا قویی سیاه‌تر؟

نگاهی به ۱۰۰ روز خیزش مردم ایران نشان می‌دهد حضور مردم در داخل و خارج از کشور از یک سو و فشارهای بین‌المللی به جمهوری اسلامی از سوی دیگر، در کنار روند نزولی اقتصاد، موجب شده ضربه‌هایی جبران ناپذیر به حاکمان ایران‌زمین وارد شود؛ ضربه‌هایی که تا همین چند وقت پیش، پیش‌بینی ناپذیر بودند.

باید منتظر بمانیم و از مهم مهم‌تر اینکه «در صحنه بمانیم»، تا بالاخره قوی سیاه اصلی وارد شود. همان قویی که قرار است آخرین ضربه را به درخت موریانه‌زده‌ی جمهوری اسلامی بزند!

نیازمندیهای مداد
کسب‌وکارهای مونترالی

محمد تائبی، مشاور و بروکر بیمه
محمد تائبی، مشاور و بروکر بیمه
کلینیک دندانپزشکی ویلری، دکتر عندلیبی
دارالترجمه رسمی فرهنگ
مریم رمضانلو، کارشناس وام مسکن
 
رضا نوربخش، نماینده فروش نیسان
مداد، مجله آنلاین مونترال
امیر سام، مشاور املاک