گری میسون (Gary Mason) روزنامهنگار باسابقه کانادا و مقالهنویس گلوب اند میل به تازگی در مقالهای ضمن مقایسه رویکردهای مارین لو پن (نامزد جنجالی انتخابات ریاست جمهوری فرانسه) با آقای پوآلیو، به واکاوی دلایل استقبال عمومی از این نامزد محافظهکار پرداخته است.
ترجمه از این مقاله را با هم میخوانیم:
شاید تا همین اواخر، حتی این فکر که مارین لو پن (Marine Le Pen) که رهبر حزب راستگرای افراطی در فرانسه است بتواند به گزینه جذابی برای مردم و یکی از بختهای اصلی برای ریاست جمهوری تبدیل شود، باورنکردنی جلوه میکرد.
خانم لو پن فردی افراطی، دارای افکار ضدمهاجرتی و اسلامستیز بود که با رویکردی ملیگرایانه، سیاستی متفاوت از سیاست کنونی دولت فرانسه را دنبال میکرد. اما اتفاق عجیبی طی یک سال اخیر در فرانسه افتاده است. دیدگاههای او اکنون دیگر همانند گذشته، هراسانگیز نیست. اما اکنون، تصمیمش برای تمرکز بر اقتصاد و کاهش هزینههای زندگی برای خیلی از مردم فرانسه، جذاب جلوه میکند.
شاید خانم لو پن نتواند در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه که اواخر همین ماه برگزار میشود، برنده شود. با این وجود، (مواضع) او بیتردید برای امانوئل مکرون همچنان قابل تامل خواهد بود. رشد سریع محبوبیت خانم لو پن برای خیلیها در داخل و خارج فرانسه، تعجبآور بود. واقعیت این است که با گذر زمان، دیدگاه مردم درباره بسیاری از امور نیز تغییر میکند.
حالا بیایید از نگاهی دیگر، به ماجرای پییر پوآلیو که نامزد رهبری حزب محافظهکار است بپردازیم.
با وجود اینکه شاید مقایسه خانم لو پن با پوآلیو چندان درست نباشد، اما برخی از مولفههای مربوط به موضعگیریها و سیاستهای این دو نفر، شباهتهای زیادی به هم دارد. اول اینکه هر دو آنها پوپوآلیوستهایی هستند که از خشم فروخورده طرفداران خود (به ویژه رایدهندگان سفیدپوست) به نفع خود بهره میبرند. آقای پوآلیو با حمایت از کاروان کامیونداران (موسوم به کاروان آزادی) و کسانی که به مدت سه هفته، اتاوا را به اشغال خود درآورده بودند، خیلیها را شگفتزده کرد. همراهی او با گروهی که دیدگاههای ملیگرایی سفیدپوستانه داشت، برای خیلیها تعجبآور بود. اما ظاهرا خود آقای پوآلیو، چنین نگاهی به قضیه نداشت.
آقای پوآلیو، درست همانند خانم لو پن، افزایش هزینههای زندگی را ناشی از سیاستهای دولت کنونی میداند. آقای پوآلیو عبارت «تورم جاستینی» (Justinflation) را به شعار اصلی کمپین خود تبدیل کرده است و با این شعار، قصد دارد تورم بالای کنونی را به گردن دولت جاستین ترودو بیاندازد.
او همانند رهبر حزب حرکت ملی فرانسه، گاهی اظهارات عجیبی را نیز مطرح میکند. اینکه رمزارزها به مردم این امکان را میدهند تا از تورم رهایی یابند یا برنامه برای تبدیل کانادا به آزادترین کشور دنیا، گویی که اکنون در دیکتاتوری به سر میبریم، از دیگر اظهارات عجیب آقای پوآلیو است.
I’m running for Prime Minister to give you back control of your life.
Sign up now to help me replace Trudeau & restore freedom:https://t.co/NWfP7cCPiM pic.twitter.com/ox5WzZmMkj
— Pierre Poilievre (@PierrePoilievre) February 6, 2022
با وجود برخی از این موارد عجیب که از سوی آقای پوآلیو بیان شده، کمپین انتخاباتی او به شکلی بسیار قدرتمند و جذاب به پیش میرود. برای مثال، ویدئوهایی که از او منتشر میشود، بسیار حرفهای و تاثیرگذار هستند. در یکی از آخرین ویدئوهای این نامزد حزب محافظهکار، او در حیاط خانهای در ونکوور حضور دارد که به قیمت ۴.۸ میلیون دلار به بازار عرضه شده است. او چند دقیقهای در آنجا درباره وضعیت نابهنجار بازار مسکن صحبت میکند. هر کسی که این ویدئو را ببیند، حتی اگر طرفدار حزب فدرال لیبرال باشد، با بسیاری از نکات بیان شده در این ویدئو موافق خواهد بود.
بسیاری از فعالان سیاسی بر این باورند که آقای پوآلیو با وجود اینکه میتواند به رهبری حزب محافظه کار برسد، گزینه خوبی برای هدایت کشور نیست. با وجود اینکه خودِ من، تا همین چند ماه پیش با چنین دیدگاهی مخالف بودم، اما اکنون فکر میکنم باور درستی باشد.
دلیلی دارد که هزاران نفر در اجتماعات انتخاباتی آقای پوآلیو شرکت میکنند. در سفر اخیر او در بریتیش کلمبیا، بیش از هزار نفر در فضایی بسیار محدود برای شنیدن سخنان او جمع شدند. حتی انبوهی از دانشجویان نیز در این سخنرانیها شرکت کردند و برخی نیز یک ساعت زودتر به محل سخنرانی آمدند تا صحبتهای آقای پوآلیو را بشنوند و بتوانند با دیدگاههای او آشنا شوند.
نکته جالب اینجاست که شاید باور نکنیم آقای پوآلیو آغازگر حرکتی جدید باشد، اما میتوان نشانههایی از این موضوع را دید.
حداقلش این است که در رقابت برای رهبری حزب محافظهکار، آقای پوآلیو فعلا دست بالا را دارد. کمپین پاریک براون (شهردار برامپتون) وضعیت خوبی در جلب نظر مخاطبان نداشته است. ژان شره (نخستوزیر سابق کبک) بالاخره به این نتیجه رسیده که آقای پوآلیو خیلی از او جلوه افتاده است و در چند روز اخیر سعی کرده اقداماتی جدی در این زمینه انجام دهد. اما به نظر میرسد اکنون دیگر برایش دیر شده است.
فکر میکنم اگر آقای پوآلیو به رهبری حزب محافظهکار برسد، بالاخره روزی باید از مواضع و سیاستهایی که این روزها بیان میکند دست بکشد. ارین اتول نیز دقیقا به همین سرنوشت دچار شد.
با وجود اینکه برخی مواضع آقای پوآلیو (به ویژه تلاش برای کاهش قدرت بانک مرکزی کانادا و گسترش رمزارزها) برای خیلیها ناخوشایند است، بسیاری از حرفهایش برای کاناداییها ارزشمند جلوه میکند. منظورم از کاناداییها، کامیونداران کاروان آزادی نیست، بلکه طبقه متوسط کاناداست که در سراسر کشور حضور دارند.
اصلا اهمیتی ندارد که آقای پوآلیو خودش را یک فرد نخبهستیز (anti-elitist) معرفی میکند، در حالی که به خاطر جایگاه سیاسیاش، حقوق و مزایایی دریافت میکند که او را در زمره کاناداییهای با بیشترین درآمد قرار میدهد. او هیچ وجه اشتراکی با مردمی که مخاطب قرار میدهد ندارد، ولی در عین حال میتواند گزینه جذابی برای آنها باشد.
حتی دانلد ترامپ نیز میتوانست چنین رویکردی داشته باشد. مردم یا سادهلوح هستند یا اینکه صرفا چیزهایی که میشنوند را دوست میدارند و آمادهاند برخی واقعیتهای بدیهی را فراموش کنند. شاید بتوان گفت آقای پوآلیو در نهایت به ترامپیزه شدن حزب محافظهکار کانادا بیانجامد. خیلیها نگران این مسئله هستند. او به بهرهبرداری از ترس و آسیبپذیری مردم میپردازد، درست همان طور که ترامپ این گونه عمل میکرد. آیا آقای پوآلیو همانند ترامپ برای ایالات متحده، برای کانادا خطرناک است؟
شاید آینده، پاسخ این پرسش را به ما نشان دهد!













