روزنامه نشنال پست در این دوره کاری خود همدلی بیشتری با سیاستهای محافظهکاران و بخش دست راستیتر طیف سیاسی از خود نشان میدهد و یکی از منتقدان جدی سیاستهای مهار همهگیری بوده که در کانادا و همینطور ایالات متحده صورت گرفته است.
بخشی از این نقدها، انتقادات مستندی بوده که نیاز به پاسخگویی داشته است اما در موارد متعددی و به خصوص در زمینه زاویه علمی موضوع با انتخاب موردی و بزرگنمایی بخشهایی از یک پروژه، از آن برای مقاصد سیاسی خود استفاده میکند.
این نکته به خصوص از این نظر جالب است که با وجودی که به طور منظم این روزنامه و رسانههای مشابه تحقیقات علمی و نظر متخصصانی که با دیدگاه آن سازگاری ندارند را متهم به جانبداری میکند، زمانی که یکی از اهمین تحقیقات اندکی با مواضع آن سازگاری دارد آن را به عنوان سندی محکم بیان میکند.
نمونه امروز یکی از این موارد است. متن کامل گزارشی که روزنامه نشنال پست به آن استناد کرده و خبر آن را در صفحه نخست خود آورده را میتوانید در اینجا مطالعه کنید. روزنامه نشنال پست خبرش را اینگونه آغاز کرده است:
«تحقیق تازهای که در دانشگاه جان هاپکینز صورت گرفته مدعی است که محدودیتهای قرنطینه جهانی تنها اثری معادل ۰/۲ درصد در کاهش مرگ ناشی از کووید۱۹ داشته است و این محدودیتها، روشی موثر برای کاهش نرخ مرگ و میر در همهگیری نبوده است.»

نام دانشگاه جانز هاپکینز که میزبان یکی از معتبرترین مراکز تحقیقات پزشکی در جهان است و از آغاز همهگیری به یکی از مرجعهای اصلی برای بررسی و مشاهده آمار همهگیری بدل شده این تصور را برای مخاطب به وجود میآورد که تحقیقی جامع از سوی مدرسه پزشکی جانز هاپکینز در این باره صورت گرفته و نتایج آن به چنین نتیجه خیره کنندهای رسیده است. اما وقتی نگاهی به اصل گزارش بیندازید داستان کمی متفاوت میشود
این گزارش با عنوان اصل LITERATURE REVIEW AND META-ANALYSIS OF THE EFFECTS OF LOCKDOWNS ON COVID-19 MORTALITY یا «مرور موارد منتشر شده و تحلیل فرا متنی تاثیرات تعطیلی ها بر میزان مرگ و میر کووید» منتشر شده است.
بنابراین این گزارش در واقع نگاهی تحلیل به سایر تحقیقاتی است که پیشتر انجام شده و مطالعه یا تحقیقی تازه نیست. از آن مهمتر این گزارش نه از سوی محققان مدرسه پزشکی جانز هاپکینز که از سوی موسسه اقتصاد کاربردی، سلامت عمومی و مطالعات مشاغل تجاری که وابسته به مجموعه دانشگاه جانز هاپکینز (و نه مدرسه پزشکی آن) است منتشر شده است.
در مقدمه این گزارش تاکید شده است:
The views expressed in each working paper are those of the authors and not necessarily those of the institutions that the authors are affiliated with
به این معنی که نظرات منتشر شده در هر یک از مقالههای منتشر شده در این مجموعه بازتاب نظرات نویسندگان بوده و لزوما بازتابدهنده موسساتی که نویسندگان به آن تعلق کاری دارند، نیست.
سه نویسنده این گزارش عبارتند از یوناس هربی مشاور ویژه مرکز مطالعات سیاسی کپنهاگ، لارس یونانگ استاد اقتصاد دانشگاه لوند در سوئد و استیو هنکه اقتصاددان دانشگاه کالیفرنیا، بنیانگذار مرکز مطالعات اقتصاد کاربردی جانز هاپکینز و مشاور سابق اقتصادی دانلد ریگان رییس جمهور آمریکا هستند.
هیچ کدام از این سه نفر متخصص حوزه سلامت یا همهگیریشناسی نیستند و البته برای چنین تحقیقاتی نیازی هم به این تخصص نیست.
این گروه برای بررسی خود به سراغ بانک اطلاعات آکادمیک گوگل رفته و ۱۸ هزار و ۵۹۰ مقاله مرتبط با این موضوع را استخراج کردند. سپس در چندین مرحله با حذف مقالههایی که از دید طراحی این تحقیق، ویژگیهای لازم را نداشتند، در نهایت تنها ۳۴ مطالعه را برای بررسی انتخاب کردند که بین آنها دوازده تحقیق هنوز به بازبینی همردهها نرسیده است.
آنها سپس با مقایسه نتایج این مقالهها که عمدتا به موج اول همهگیری اختصاص دارد درباره میزان اثر دخالتهای غیر دارویی در کاهش اثرات همهگیری، میانگینگیری کردهاند و به این نتیجه رسیدهاند که میانگین استخراج شده درباره تاثیر تعطیلی بر کاهش نرخ مرگ و میر (برای مشاغل ضروری) تنها حدود ۰/۲ درصد بوده است.
این روش تحلیل جامع با نقدهای زیادی مواجه است. از جمله اینکه فارغ از اینکه شرایط دادهگیری تک تک این تحقیقات و بازهی بررسی آنها تطابق ندارد، میانگین گرفتن و دادن وزن یکسان به نتیجه آنها منجر به خطا میشود.
با این وجود، همین گزارش تاکید میکند که این تحلیل و میانگین نشاندهندهی تاثیر تعطیلیها، وقتی مشاغل غیر ضروری هم به آن افزوده میشوند به ده درصد افزایش مییابد. این نکتهای است که در انتهای خبر نشنال پست هم آمده است البته اگر شما تا آخر متن آن را بخوانید.
نکته مهم دیگر اینکه در این مورد اینکه هم نویسندگان گزارش و هم خبر نشنال بدون هیچ اشارهای به سند یا دلیل مشخصی، این کاهش ده درصدی را صرفا به تعطیلی بارها نسبت میدهند.
در این ایام که تصمیمات کوچک میتواند اثراتی بزرگ داشته باشد باید بیشتر مراقب بود تا دادهها و اطلاعات را در چهارچوب درست و منطقی خود قرار دهیم تا بر اساس اشتباه برداشت، تصمیم به رفتاری نگیریم که ممکن است برای ما یا دیگران اثرات جبرانناپذیر داشته باشد.













