مداد، مجله آنلاین مونترال

دسته‌بندی -مهاجر

بررسی و تحلیل دغدغه‌های یک مهاجر از روز اول ورود تا ابد

مهاجران و مشکل یادگیری زبان خارجی دوم و سوم گفتگو با سورنا نوری، مدیر مؤسسه مرکز فراگیری خلاق «فانوس»

یک بار که آژیر خطر آتش در «جامدادی» (دفتر مجله «مداد») به صدا درآمده بود و همه اهالی ساختمان در محوطه جمع شده بودند، سورنا نوری را در محوطه ساختمان دیدم و گفتگوی کوتاهی با او داشتم. وقتی فهمیدم به عنوان معلم زبان فعالیت...

معضل کاریابی مهاجران کبک: ابهام در آینده شغلی در حالی که سیاستمداران بر سر تعداد پذیرش مهاجران تازه به کبک بحث می کنند، متخصصان تازه وارد در این استان برای یافتن شغل مناسب نیازمند کمک هستند.

مهاجران کبک عمدتا با امید ساختن زندگی بهتر از وطن خود جدا می‌شوند، و ساختن زندگی بهتر مستلزم یافتن شغل مناسب و متناسب با مهارت و تخصصی است که در آن تحصیل کرده‌اند و تجربه کاری دارند. بسیاری از مهاجران پس از ورود به کبک...

اردک‌ها چطور می‌پرند؟

مادام معلم پيش دبستانى است. سنش حدود ٧٠ سال است. ما را دعوت كرده است به كلاسش برویم تا برايمان از قوانين كلاس و بچه‌هايمان بگويد. كلاس شبيه روياست، از همان‌هايى كه توى فيلم‌ها می‌ديدم. مادام پيراهنى پوشيده كه دامنش تكه...

دختر توی قطار كه روى بازويش نقش قبرستان را تتو كرده بود. PHOTO: AZADEH MOGHADDAM / MEDAD

تتو، مفهومى كه با خود حمل می‌كنيم!

كلمه خالكوبى برايم تداعى خشونتى پنهانی‌ مردى است كه روى دست يا بازويش غمى يا عشقى را ماندگار كرده و سعى در پنهان كردنش دارد. اما تتو، بازى ديگرى می‌كند روى پوست و نقشى دگر دارد برايم. تتو را اينجا شناختم، با نقش‌ها و...

جنس سوم

٢١ سالم بود، توى يك كافه نشسته بودم كه متوجه لحن و رفتار نا آشناى مشتري‌هاى ميز كنارى شدم. دوستم آرام گفت همجنسگرا هستند. انگار همان لحظه بود كه از وجود اين دنيا باخبر شدم. حس مي‌كردم انسانهايى از كره ديگرى دور ميز...

راه‌های رسیدن به کانادا، چه ویزایی برای من مناسب است؟

کار، تحصیل، سفر یا اقامت در کانادا، چگونه اقدام کنم؟ مروری کوتاه بر سرویس ارزیابی سایت مهاجرت کانادا

وب‌سایت اداره مهاجرت کانادا را که باز کنید، یک مفهوم نانوشته جلوی چشمتان رژه می‌رود: «راه‌‌های رسیدن به کانادا فراوان است!» وقتی وارد وب‌سایت اداره مهاجرت کانادا می‌شوید با گزینه‌های متعدد و متنوعی از ویزاها یا مجوزهای...

پچ پچ و شادى، غدغن!

من از تهران آمدم. شهرى بزرگ با بیش از ١٠ میلیون جمعیت. خیابان ولیعصر بلندترین خیابان شهر است و از بالاى پارک‌وى تا به آخر خیابان، پر است از درخت‌هاى به هم رسیده یادگارى خوشى از زمان پدرم و حتى پیش از او. من از تهران...

ناقوس‌ها

این‌جا شهر کلیساها و ناقوس‌هاست. کلیساهایى که دیگر حکم‌رانى نمی‌کنند و بخشى از تاریخ شهر شده‌اند. شش سال پیش براى شنیدن کنسرت حسین علیزاده به کلیسایى در خیایان شربروک رفتم. باور نمی‌کردم آدرسى که به دنبالش می‌گشتم به یک...

آیین همراهى

گاهى همه داستان‌ها و آشوب‌هاى دل آدم را، صرف چاى عصرانه کنار عزیزان دیرآشنا آرام می‌کند! اما اگر نباشد همین مراسم چاى عصرانه، باید روزها و روزها بِدوى پى درمان غمت و آشوب درونت. جایى شنیدم که زنى می‌گفت در گلوگاه‌هاى...

دیگرى!

پسرک را بردم پارک پشت خانه، همه توى پارک از اهالى اروپاى شرقى بودند و به زبان روسى حرف میزدند. انگار به جزیره‌اى غریبه پا گذاشته بودم. پارک پر بود از فرشته‌هاى چشم آبى که این ور و آن ور می‌دویدند. پسرک چندتا از دوستان...