امروز، سومین یکشنبه ماه ژوئن است و کاناداییها روز پدر را جشن میگیرند.
روزی برای قهرمان دخترها و الگوی پسرها، روزی برای آن بازوی نانآور، آن محبتی که به ندرت بر زبان آورده میشود، روزی برای غرور، برای تکیهگاهی که مثل کوه میتوان به آن اطمینان داشت، روزی برای خسته نشدن، ناامید نشدن و روزی برای باباها
امروز روز پدر است اما همهی باباها الزاماً ریش و سبیل ندارند. امروز روز مادرهایی که در زندگی فرزندان خود، نقش پدری داشتهاند نیز هست.
امروز روز پدر است اما خون همه پدرها در رگهای فرزندانشان جاری نیست. امروز روز پدرخواندههایی که جای پدر را در زندگی کودکانشان پر کردهاند نیز هست.
امروز روز پدر است، برای اینکه قدر پدرهایی که هنوز هستند را بدانیم و خاطرهی آنهایی که از پیش ما رفتهاند را گرامی بداریم.
امروز روز پدر است اما مدتهاست که برای ما ایرانیها، روز پدر یعنی بزرگداشت کمر خمشدهی «بابای سپهر»، یعنی پیشانی تیر خوردهی پدرهایی که رفتند تا با اعتراض، آیندهی فرزندان خود را درست کنند اما روی تخت بیمارستان با «تیر خلاص» از آنها پذیرایی شد، یعنی پدرهایی که بر مزار جوانان خود رقص سوگ برپا کردند، یعنی پدری که برای آزاد کردن پیکر فرزندش از چنگال سربازان ضحاک، خانهی خود را فروخت، یعنی …
روز پدر مبارک، سایهاشان مستدام و یادشان گرامی!












Add comment