۳۶۶ سال پیش در چنین روزی، در پنجم مه ۱۶۶۰، یکی از بحثبرانگیزترین تصمیمات مذهبی در تاریخ نوفرانسه صادر شد.
در این روز، فرانسوا دو لاوال (François de Laval)، نخستین اسقف این مستعمره، فرمانی صادر کرد که فروش یا اهدای مشروبات الکلی به بومیان را تحت تحریم کلیسایی قرار داد. این فرمان نه تنها یک مسئله اخلاقی بود، بلکه به میدان نبردی سیاسی و اقتصادی تبدیل شد که تا دههها ادامه یافت.
▫️ماجرا چه بود؟
از زمان ورود اروپاییها به آمریکای شمالی، مشروبات الکلی – بهویژه برندی (Eau-de-vie) – به ابزاری مخرب در روابط با بومیان تبدیل شده بود. تاجران فرانسوی دریافتند که این نوشیدنی قویترین ابزار برای جلب رضایت و کسب خزهای ارزشمند از بومیان است.
اما پیامدهای این تجارت ویرانگر بود. بومیان آمریکای شمالی هیچ سابقهای از مصرف الکل نداشتند و نه از نظر فیزیولوژیکی و نه از نظر فرهنگی برای مواجهه با آن آماده نبودند. میسیونرهای مذهبی فرانسوی که در میان قبایل زندگی میکردند، گزارشهای وحشتناکی از تأثیرات الکل ارسال کردند: خشونتهای خانگی، قتلهای دستهجمعی در حالت مستی، تجاوز، و فروپاشی کامل نظم اجتماعی.
پدر پل لوژون (Paul Le Jeune) که یکی از این روحانیون بود در ۱۶۳۷ نوشت: «الکل بیشتر از هر چیز دیگری این مردمان بیچاره را نابود میکند. وقتی مست میشوند، مانند شیطانها رفتار میکنند.»
او در گزارشهای خود توصیف کرده بود که چگونه یک هورون مست، کودک خود را به آتش انداخت و مردی دیگر مادرش را کشت؛ گزارشهای تکاندهندهای که سالها بعد، مبنای تصمیم قاطع لاوال قرار گرفت.
▫️لاوال: اسقفی با عزم جدی
فرانسوا دو لاوال در ۱۶۵۹ به عنوان نماینده پاپ و اسقف نوفرانسه وارد کبک شد. او مردی مقتدر، متعصب و سازشناپذیر بود که هدفش ساختن یک جامعه کاتولیک ایدهآل در دنیای نو بود. تنها چند ماه پس از ورودش، در پنجم می ۱۶۶۰، او فرمان تاریخی خود را صادر کرد.
این فرمان به صراحت اعلام کرد که هر کسی که مشروبات الکلی به بومیان بفروشد یا هدیه دهد، دچار تحریم کلیسایی خواهد شد. تحریم به معنای اخراج از کلیسا، محرومیت از مناسک مقدس، و در واقع طرد اجتماعی در جامعهای بود که مذهب کاتولیک همهی جنبههای زندگی را تعریف و کنترل میکرد. در آن زمان، این حکم شدیدترین مجازات ممکن برای یک کاتولیک بود. کاتولیکی که پس از این مجازات دنیا و آخرتش را از دست میداد.
لاوال در اولین خطبههایش این فرمان را با قاطعیت اعلام کرد و به کشیشان دستور داد تا در همه کلیساها آن را بخوانند. او استدلال میکرد که فروش نوشیدنیهای الکلی به بومیان نه تنها گناهی است، بلکه مانع کار مبلغان مسیحی میشود.
▫️جنگ با تاجران: اقتصاد در مقابل اخلاق
فرمان لاوال بلافاصله با مخالفت شدید تاجران خز روبرو شد. برای آنها، الکل ضروریترین کالای تجاری بود. بدون آن، بومیان به سمت تاجران انگلیسی و هلندی میرفتند که هیچ محدودیتی نداشتند. این به معنای نابودی اقتصاد مستعمره بود.
حتی برخی حاکمان نوفرانسه نیز با لاوال مخالفت کردند. پیر دو ووایه دارژانسون به عنوان حاکم وقت در سال ۱۶۶۰، بر سر تداخل اختیارات کلیسا در امور مدنی با لاوال دچار تنش شد. این تقابل در زمان جانشین او، پیر دوبوا داورجور، به اوج رسید که علناً فرمان را نادیده گرفت و ادعا کرد کلیسا حق ندارد در امور تجاری دخالت کند.
نبرد به پاریس کشیده شد. لاوال شخصاً به فرانسه بازگشت و از لویی چهاردهم درخواست کرد که بر سر موضع خود بایستد. پادشاه در نهایت از اسقف حمایت کرد و حاکم وقت را به دلیل این اختلافات فراخواند.
فرمان لاوال بارها در دهههای بعد تجدید شد. در ۱۶۶۳، ۱۶۶۸، و ۱۶۷۹، فرمانهای جدیدی با مجازاتهای سنگینتر – از جمله جریمه، شلاق و حتی تبعید – صادر شدند. اما در عمل، مرزهای وسیع، تجارت پنهانی، و فشار اقتصادی سبب شد که فروش نوشیدنیهای الکلی به بومیان همچنان ادامه یابد.













