با وجود انتشار گستردهی ویدئوها، تصاویر و آمار دلخراش از جنایات جمهوریاسلامی در چند روز اخیر، سکوت گروهها و سازمانهای طرفدار حقوق بشر، حقوق اقلیتها و نیز طرفداران حماس، بسیاری از ایرانیان را به تعجب واداشته است. اما دلیل این سکوت و بیاعتنایی و در مواقعی، همنوایی با جمهوریاسلامی، توسط آنها چیست؟
ژوزف فاکال، روزنامهنگار ژورنال دو مونترال، در مقالهای با عنوان «آیا ابلههای مفید ما در تعطیلات هستند؟» به واکاوی این موضوع پرداخته است.
توضیح: «ابلههای مفید» (idiots utiles) ریشه در دوران «ولادیمیر لنین» دارد و برای توصیف روشنفکران غربی به کار میرفت که حمایتهایشان موجب تثبیت قدرت رژیمهای تمامیتخواه میشد. این عبارت امروزه بیشتر برای اشاره به کسانی استفاده میشود که با سادهلوحی و بدون درک پیامدهای واقعی یک جریان، به ابزاری مفید برای پیشبرد اهداف آن تبدیل میشوند.
نویسنده در ابتدا به تشریح سیاستهای جمهوریاسلامی در حمایت از گروههای تروریستی، فشارهای سنگین اقتصادی به مردم ایران و فشارهای متعدد به هنرمندان و دگراندیشان در ایران میپردازد.
ژوزف فاکال در ادامه مینویسند:
نگاهی به برخی تظاهراتهای داخلی خودمان [در کانادا] در حمایت از مردم ایران بیندازید. در ظاهر، این تظاهرکنندگان بیشتر ایرانیان دور از وطن هستند. مشتاقم در خیابانهایمان کسانی را ببینم که تا به تازگی پشت پلاکاردهایی با شعار «از نهر تا بحر» (De la rivière à la mer) راه میرفتند؛ شعاری که حمایتی آشکار از نابودی اسرائیل بود.
نها این روزها کجا هستند؟ آیا ایرانیان شایسته آن نیستند که خشم و اشک آنها را برانگیزند؟ در فهرست بلاهتهای مفید، هیچچیز به پای کسانی نمیرسد که پلاکارد «کوییرها برای فلسطین» (Queers for Palestine) را حمل میکردند، درحالیکه میدانیم اسلامگرایان چه سرنوشتی برای همجنسگرایان رقم میزنند. آنها هم در تعطیلات هستند؟
یا شاید تمام این «روحهای پاک»، همبستگی و خشمِ گزینشی دارند و میترسند که با این کار، در زمین ترامپ و اسرائیل بازی کنند؟ من باز هم از سکوت مفسرانی که کارشان نمایش تمام وقت اصول اخلاقی است، حیرت میکنم. آنها هم در مرخصی هستند؟
باید گفت که تمام این افراد وقتی نوبت به محکوم کردن اسرائیل میرسید، دوبرابر و بلکه سهبرابر وقت میگذاشتند. محکوم کردن دولت نتانیاهو توسط آنها قابل درک بود؛ اما آنچه اکنون مرا به پرسش واداشته (البته با کنایه میگویم)، سکوت فعلی آنهاست.
آنها حتماً خیلی خسته شدهاند و در حال استراحتاند. وقتی واقعیت به مذاق ایدئولوگها خوش نمیآید، یا آن را نادیده میگیرند و یا بهتر بگویم، با نگاهی «لوچ» به آن مینگرند: نگاهی که در آن هر دو چشم در یک جهت حرکت نمیکنند.













