در واپسین روزهای دسامبر ۲۰۲۵ و آغاز ژانویه ۲۰۲۶، ایران بار دیگر صحنهی اعتراضهایی شد که گرچه به دلیل بحران اقتصادی، سقوط ارزش ریال و فشارهای معیشتی آغاز شد اما به سرعت به خواست تغییر بنیادی در حکمرانی ایران و تغییر کامل ساختار سیاسی کشورمان سوق پیدا کرد.
این اعتراضها از تهران آغاز شد و به سرعت به چندین شهر دیگر گسترش یافت تا جاییکه حدود ۱۱۰ شهر و حتا روستای کشور شاهد اعتراضاتی بودند.
حالا دیگر دیدن صحنههایی از تعطیلی مغازهها، تجمعهای اعتراضی و درگیری با نیروهای امنیتی به عادت روزانهی مردم تبدیل شده است. در این میان دهها نفر نیز جان شیرین خود را در راه آزادی وطن از اشغال جمهوریاسلامی، از دست دادهاند.
در این فضا، موضعگیری رهبر جمهوریاسلامی که معترضان را «آشوبگر» خواند و بر برخورد با آنان تأکید کرد، در رسانههای بینالمللی بازتاب گستردهای یافت و بهعنوان نشانهای از تداوم رویکرد سرکوبگرانه حکومت تفسیر شد.
▪️سکوت نهادی، واکنش محدود
بررسی وبسایتهای رسمی دولت فدرال کانادا—از جمله دفتر نخستوزیر، وزارت امور خارجه، امنیت عمومی و سرویس اطلاعات امنیتی—نشان میدهد که در فاصله ۲۷ دسامبر تا شش ژانویه هیچ بیانیه یا اقدام سیاستی تازهای دربارهی تحولات ایران در اتاوا منتشر نشده است.
پارلمان نیز به دلیل تعطیلات سال نو در جلسات رسمی به سر نمیبرد و بنابراین هیچ مناظره، قطعنامه یا ابتکار پارلمانی در این دوره شکل نگرفت.
▪️مهمترین واکنش رسمی: شبکههای اجتماعی
تنها موضعگیری رسمیِ قابلمشاهده در این بازه، از طریق حساب رسمی سیاست خارجی کانادا در شبکهی اجتماعی X (توئیتر سابق) منتشر شد.
در دوم ژانویهی ۲۰۲۶، این حساب با محکوم کردن «استفاده از خشونت علیه معترضان در ایران»، بر لزوم احترام به حقوق بشر، آزادی بیان و حق تجمع مسالمتآمیز تأکید کرد. در ادامه، همان حساب به سابقهی اقدامات کانادا اشاره کرد: ۱۸ دور تحریم علیه مقامها و نهادهای ایرانی از اکتبر ۲۰۲۲ و نقش کانادا در پیشبرد قطعنامه سالانهی حقوق بشر ایران در مجمع عمومی سازمان ملل.
این پیامها در چارچوب سیاست تثبیتشده کانادا قرار میگیرند و حاوی اعلام اقدام تازهای نبودند؛ اما نشان میدادند که دولت ترجیح داده واکنش را در سطح نمادین و دیپلماتیک نگه دارد.
▪️صدای نمایندگان: پررنگتر از دولت
در نبود موضعگیری مستقیم از سوی نخستوزیر یا وزیر امور خارجه، برخی نمایندگان و سناتورها از طریق حسابهای تأییدشده خود وارد میدان شدند.
سناتور محافظهکار لئو هوساکوس با لحنی تندتر از پایان «حکومت وحشیانهی آیتاللهها» سخن گفت و آشکارا از تغییر بنیادین در ایران حمایت کرد.
جاناتان ویلکینسون، نمایندهی لیبرال، بر حقوق بنیادین اعتراض مسالمتآمیز تأکید کرد و گفت کانادا به پاسخگو کردن مقامهای ایرانی «در داخل و در صحنهی جهانی» ادامه خواهد داد. گارنت جِنیوس، نمایندهی محافظهکار، نیز با انتشار پیام ویدئویی از «مبارزهی قهرمانانهی مردم ایران برای آزادی» سخن گفت و حتا به پیوندهای تاریخی-فرهنگی میان سنتهای غربی و ایران باستان اشاره کرد.
این اظهارنظرها اگرچه بازتابدهنده دیدگاههای حزبی متفاوتند، اما در یک نقطه مشترکند: همگی در چارچوب سیاست رسمی کانادا—حمایت لفظی از حقوق بشر و مخالفت با سرکوب—حرکت میکنند و هیچکدام به اقدام عملی فوری یا سیاست تازهای اشاره ندارند.
▪️چه کارهایی انجام نشد؟
شاید به همان اندازه که آنچه گفته شد مهم است، آنچه انجام نشد نیز اهمیت دارد. در این بازه:
تحریم جدیدی اعلام نشد؛
توصیههای مسافرتی به ایران تغییر جدی نکرد؛
نهادهای امنیتی کانادا موضع علنی تازهای نگرفتند؛
دفتر نخستوزیر و وزیر امور خارجه سکوت اختیار کردند.
این مجموعه غیبتها نشان میدهد که دولت کانادا در این مقطع، تحولات ایران را جدی زیر نظر دارد، اما آن را در حدی ندیده که نیازمند تغییر سطح واکنش یا ابتکار سیاسی تازه باشد.
تصویر کلی واکنش کانادا به تحولات ایران در این ده روز، تصویری از تداوم بدون تشدید است:
محکومیتهای لفظی، یادآوری سابقه تحریمها و اتکا به مواضع چند نماینده و سناتور، بدون ورود به فاز اقدام جدید.













