امروز، سهشنبه، ۲۵ نوامبر، سالروز اعلام عمومی بیانیه جهانی رفع خشونت علیه زنان است. حدود ۲۷ سالی میشود که هر پاییز در چنین روزی، چند سخنرانی برگزار، چند نکته یادآوری و بعد همهچیز به فراموشی سپرده میشود تا سال بعد.
در این فاصلهی یکساله اما میلیونها میلیون زن مورد انواع و اقسام خشونت قرار میگیرند. خشونتهای سبک و سنگین جسمی، فیزیکی و روانی، شخصیتی، روانی و خشونت مالی.
بعضی از این زنها اصلا نمیدانند که قربانی خشونت هستند، بعضیها میدانند اما خاموشی برمیگزینند و فقط تعداد اندکی اعتراض را انتخاب میکنند.
خشونت یک فرهنگ ریشهدار است. فرهنگی که از نسلی به نسل بعد منتقل میشود. خشونت در پنهانیترین روابط انسانی آموزش داده میشود. آموزشی ریشهدار در فرهنگ هزاران ساله و سنت و اعتقادات مردم. جاییکه دست هیچ سخنران، هیچ معلم و هیچ رهبر سیاسی به آن نمیرسد.
کودکان خشونت را از ما یاد میگیرند. خشونتی که چون از والدین و بزرگترها آموختهاند، برایشان به ارزش تبدیل میشود و کار به جایی میرسد که خشونتکننده و خشونتشونده هر دو خشونت را به عنوان یک فرهنگ یا سنت قبول میکنند و قربانی این ارزش و سنت میشوند.
به همین دلیل است که وقتی نتایج یک تحقیق مشترک بین پژوهشگران دانشگاه مکگیل و سازمان بهداشت جهانی برملا میسازد که بیش از یک چهارم زنان زیر ۵۰ سال، در زندگی خود دچار خشونت خانگی شدهاند، کسی متعجب نمیشود.
این آمار در کانادا گرچه بسیار کمتر است و چهار زن از هر ۱۰۰ زن کانادایی میرسد، اما نشان از واقعیتی دارد که علی رغم همه آموزشها، «خشونت» همچنان از زنان قربانی میگیرد.
در اوایل سال ۲۰۲۰ و در اوج دوران همهگیری کووید۱۹ که مردم در خانههای خود قرنطینه شده بودند، پلیس استان کبک ۴۳ مورد قتل زنان و کودکان را به دلیل خشونت خانگی ثبت کرد. موضوعی که نشان میدهد دلایل ساختاری خشونت خانگی و مساله نابرابری زنان و مردان دریک رابطه عاطفی، هنوز پابرجا است.
حدود دو سوم زنانی که طبق این آمار به قتل رسیدهاند، بین ۲۰ تا ۴۴ سال سن داشتهاند. زنان جوانی که توسط مردانی جوان کشته شدهاند، حقیقتی تلخ را نشان میدهد که چرخهی خشونت به این سادگی متوقف نخواهد شد مگر اینکه سطح آموزش جوانان دربارهی حقوق انسانها افزایش پیدا کند و زنجیر سنتها و افکار قدیمی دربارهی اصول حاکم بر روابط، پاره شود.
این مطلب ابتدا با این لینک در کانال تلگرامی «مداد» منتشر شد.













