بخش چهارم: بازگشت شاه، انتقام و مرگ ناگهانی (۲۰۱۲ – ۲۰۱۳)
بازگشت از تبعید: سکوت پرمعنای پدرخوانده
در پنجم اکتبر ۲۰۱۲، ویتو ریزوتو پس از گذراندن بیش از پنج سال در زندانهای فوق امنیتی ایالات متحده، آزاد شد. او بلافاصله از آمریکا اخراج و با پروازی به کانادا بازگردانده شد. برخلاف انتظار بسیاری که منتظر استقبالی پر سر و صدا یا نمایشی از قدرت بودند، ورود ویتو به فرودگاه پیرسون تورنتو و سپس سفرش به مونترال، در سکوت و با کمترین جلب توجه صورت گرفت. او دیگر آن “پدرخوانده تفلون” با لبخند همیشگی نبود؛ سالها زندان و به خصوص تراژدیهای خانوادگی – قتل پسرش نیک جونیور و پدرش نیکولو، و ناپدید شدن برادرزنش پائولو رندا – چهرهاش را تکیده و نگاهش را سرد کرده بود.
بازگشت ویتو به مونترال، شهری که زمانی بی چون و چرا تحت فرمانش بود، با موجی از تنش و انتظار همراه شد. دنیای زیرزمینی نفسها را در سینه حبس کرده بود. امپراتوری او در غیابش تکه تکه شده بود. متحدان سابق به دشمن تبدیل شده یا خود قربانی خشونتها شده بودند. رقبای جدیدی سر برآورده و برای پر کردن خلأ قدرت با یکدیگر در جنگ بودند. همه میدانستند که ویتو ریزوتو مردی نیست که مرگ عزیزانش و فروپاشی امپراتوریاش را بیپاسخ بگذارد. سوال اصلی این بود: آیا او هنوز قدرت، منابع و ارادهی لازم برای انتقام و بازپسگیری جایگاهش را دارد؟ سکوت اولیهی او پرمعناتر از هر تهدیدی بود.
ارزیابی خسارت و شناسایی دشمنان
ویتو در بازگشت با منظرهای ویران روبرو شد. خانوادهاش از هم پاشیده بود. پسر و پدرش کشته شده بودند. بسیاری از یاران وفادارش مانند روکو سولسیتو، فرانچسکو آرکادی و لورنزو جوردانو یا در زندان بودند (به لطف عملیات کولیزی) یا در جنگهای خیابانی به قتل رسیده بودند. مهمتر از همه، مشخص شده بود که خیانت از درون سیستم رخ داده است.
تحقیقات پلیس و گزارشهای بعدی نشان داد که در غیاب ویتو، چندین گروه برای به دست گرفتن کنترل تلاش کرده بودند. یکی از چهرههای کلیدی، سالواتوره “سل بامبینو” مونتانیا (Salvatore “Sal the Iron Worker” Montagna) بود. مونتانیا که زمانی سرپرست موقت خانواده بونانو در نیویورک بود و به کانادا اخراج شده بود، سعی داشت با استفاده از ریشههای سیسیلی خود و متحد شدن با برخی از ناراضیان، رهبری مافیای مونترال را به دست گیرد.
رقیب قدرتمند دیگر، رینالد دژاردن (Raynald Desjardins) بود. دژاردن، یک جنایتکار حرفهای فرانسویزبان اهل کبک و از متحدان قدیمی ویتو، به ویژه در زمینه ارتباط با باندهای موتورسوار هلز آنجلز، حالا به نظر میرسید که راه خود را جدا کرده و به دنبال سهم بیشتری از قدرت است. او با ویکتور میری، یک قاچاقچی مواد مخدر معروف، متحد شده بود.
همچنین شایعاتی در مورد نقش داشتن بازماندگان جناح کالابریایی که در دهه ۱۹۷۰ توسط ریزوتوها کنار زده شده بودند، و حتی دخالت خانوادههای مافیایی از انتاریو در این جنگ قدرت وجود داشت. ویتو باید به سرعت دوستان و دشمنانش را از هم تفکیک میکرد و نقشهی انتقام خود را میکشید.
موج جدید خشونت: انتقام پدرخوانده
بازگشت ویتو ریزوتو به مونترال، آغازگر فصل جدید و خونینی از خشونتها بود. بر خلاف دوران رهبری قبلیاش که مبتنی بر دیپلماسی بود، حالا به نظر میرسید تنها هدف او انتقام و پاکسازی کسانی است که در دوران ضعفش به او خیانت کرده یا به خانوادهاش آسیب رسانده بودند.
یکی از اولین قربانیان بزرگ پس از بازگشت ویتو، جوزپه “پونی تیل” ده ویتو (Giuseppe “Ponytail” De Vito) بود. ده ویتو که زمانی به ریزوتوها نزدیک بود، اما بعداً به رینالد دژاردن پیوسته بود، در زندان به سر میبرد. در جولای ۲۰۱۳، او در سلولش با مسمومیت سیانور مرده پیدا شد. بسیاری این مرگ مشکوک را به دستور ویتو برای حذف یک خائن نسبت دادند.
هدف بزرگ بعدی، سالواتوره مونتانیا بود. در نوامبر ۲۰۱۱، حتی قبل از بازگشت ویتو، تلاش مونتانیا برای به دست گرفتن قدرت با مرگش به پایان رسید. جسد او در حالی که چندین گلوله خورده بود، در ساحل رودخانه آسومپسیون (Rivière l’Assomption) در شارلمانی (Charlemagne)، حومه شرقی مونترال، پیدا شد. اگرچه ویتو در آن زمان هنوز در زندان بود، اما تحلیلگران معتقدند حذف مونتانیا با هماهنگی نیروهای وفادار به ویتو و با چراغ سبز او صورت گرفته بود تا راه برای بازگشتش هموارتر شود. رینالد دژاردن و همدستانش بعداً به دست داشتن در قتل مونتانیا متهم شدند.
اما دژاردن خود نیز از انتقام در امان نماند. در سپتامبر ۲۰۱۱ (باز هم قبل از بازگشت ویتو)، دژاردن از یک سوءقصد مسلحانه در لاوال (Laval)، شمال مونترال، جان سالم به در برد. خودروی ضد گلوله او جانش را نجات داد. این حمله به نیروهای وفادار به مونتانیا یا حتی خود ویتو نسبت داده شد. دژاردن و چند نفر دیگر به خاطر قتل مونتانیا دستگیر شدند، که این امر یکی از بزرگترین رقبای ویتو را از صحنه خارج کرد.
پس از بازگشت ویتو، موج ترورها ادامه یافت. چهرههای مرتبط با دژاردن یا کسانی که گمان میرفت در قتل پسر و پدر ویتو نقش داشتهاند، یکی پس از دیگری هدف قرار گرفتند. امیلیو کوردیلئونه، گائتان گوسلن (برادر زن دژاردن)، وینچنزو اسکودری (از نزدیکان دژاردن) و مورنو گالو (که زمانی از افراد نزدیک به ویتو بود اما ظاهراً تغییر جناح داده بود و در مکزیک به قتل رسید) همگی در فاصله کوتاهی پس از بازگشت ویتو کشته شدند. این قتلها، که اغلب به شکلی وحشیانه و در ملاء عام انجام میشد، پیامی روشن داشت: ویتو بازگشته و حسابها باید تسویه شوند. رستورانها، کافهها و حتی خیابانهای اطراف خانههای قربانیان در مناطقی مانند ریویِر-دِ-پری (Rivière-des-Prairies) و سنت لئونارد بار دیگر به صحنه جنایت تبدیل شدند.
پایان ناگهانی: مرگ در آرامش؟
ویتو ریزوتو در حال تثبیت مجدد قدرت خود از طریق حذف بیرحمانه دشمنانش بود. به نظر میرسید که او در حال بازسازی امپراتوری فروپاشیدهاش است، هرچند با روشهایی بسیار خشنتر از گذشته. اما سرنوشت، یا شاید دشمنان پنهانش، برنامه دیگری داشتند.
در ۲۳ دسامبر ۲۰۱۳، کمتر از ۱۵ ماه پس از بازگشتش به مونترال، ویتو ریزوتو در سن ۶۷ سالگی در بیمارستان سکره-کور (Sacré-Cœur Hospital) مونترال درگذشت. علت رسمی مرگ، عوارض ناشی از سرطان ریه اعلام شد. مرگ او برای بسیاری غیرمنتظره بود، زیرا هیچ گزارش قبلی مبنی بر بیماری جدی او وجود نداشت. همین امر باعث شد تا شایعات و گمانهزنیهایی در مورد احتمال مسمومیت یا قتل او مطرح شود، هرچند هیچ مدرکی برای اثبات این ادعاها ارائه نشد. آیا “پدرخوانده تفلون” در نهایت به مرگی طبیعی و آرام در تخت بیمارستان، و نه در جنگهای خیابانی، تسلیم شد؟ یا این پایانی بود که دشمنانش برایش رقم زدند؟ این سوالی است که شاید هرگز پاسخ قطعی برای آن یافت نشود.
مراسم تشییع جنازه ویتو در کلیسای مدونا دلا دیفسا (Church of the Madonna della Difesa) در محله ایتالیای کوچک (Little Italy) مونترال برگزار شد، همان کلیسایی که پدر و پسرش نیز از آنجا تشییع شده بودند. حضور صدها نفر در این مراسم، نشان از نفوذ و احترامی داشت که او، علیرغم تمام جنایاتش، در میان بخشی از جامعه ایتالیایی و حتی فراتر از آن داشت.
مرگ ویتو ریزوتو پایانی بود بر دوران رهبری بلامنازع یک خانواده بر مافیای مونترال. او مردی بود که با هوش و دیپلماسی، امپراتوری گستردهای ساخت، اما در نهایت شاهد فروپاشی خونین آن و مرگ عزیزانش بود. بازگشت و انتقام او، اگرچه کوتاه بود، اما نشان داد که حتی در سالهای پایانی عمرش نیز نیرویی قابل محاسبه بود. با مرگ او، آینده مافیای مونترال در هالهای از ابهام فرو رفت و صحنه برای ظهور رهبران و درگیریهای جدید آماده شد.
در بخش پایانی، به وضعیت فعلی خانواده ریزوتو (یا بقایای آن)، جنگ قدرت پس از مرگ ویتو، و میراث این خانواده در تاریخ جرم سازمانیافته کانادا خواهیم پرداخت.
نقشه تعاملی برخی از مکانهای مرتبط با داستان خانواده ریزوتو در مونترال
روی نشانگرها کلیک کنید تا اطلاعات مربوط به هر مکان را ببینید.











