اوایل ماه دسامبر یکی از جوانان داوطلبی که این روزها مشابه او را در صف اول تجمعات اعتراضی به وفور دیدهاید، از همان جوانان پرشوری که وقت و انرژی خود را صرف بهتر برگزار شدن اعتراضات میکنند، یادداشت عجیبی را در فضای مجازی منتشر کرد
یادداشتی که طی آن برداشت و درک خود را از «حضور فعال» ۸۰ روزهاش در کامیونیتی نوشته بود. یادداشتی که در آن، فضای فعالیت سیاسی-اجتماعی مونترال را آکنده از «کثافت» و «دروغ» معرفی کرده و برخی از فعالین سیاسی یا اجتماعی شهر را با عناوینی چون «نسل سوخته»، «منفعتطلب»، «دو رو»، «دروغگو» و «دو زاری» یاد نموده و پیشنهاد کرده بود که این نسل را باید با اردنگی زد چون به زعم نویسنده جوان این یادداشت، «تلنگر کافیشان نیست»
در انتهای این یادداشت نوشته شده بود: «این انقلاب با نسل سوخته اینها هیچ سنخیتی ندارد. به این نسل باید اردنگی زد، باید توهین کرد، باید بر علیهشان شورید و گول ادب و نزاکتشان را نخورد»
همان موقع برای این جوان پر شور و انقلابی که یادداشتش را خصوصی برای من هم فرستاده بود، نوشتم:
شما چندین سال در این شهر بودی اما ۸۰ روز است که «حضور فعال» داری اما این آدمهایی که تو ازشان (به زشتی) یاد کردی، از روز اول، حضور فعال داشتند. مسلماً عقاید و روششان، همیشه درست نبوده اما حضور داشتهاند و مبارزه کردهاند. مطمئنم همه این آدمها، از اینکه سرانجام عدهای از جوانان کامیونیتی مثل تو، تصمیم به حضور فعال گرفتهاند بسیار خوشحالند
این گذشت تا اینکه چندی پیش و هنگامیکه در بین گزارشات قدیمی در جستجوی چیزی بودم، گزارش ویدئویی زیر از تجمع اعتراضی مونترال در آبان سال گذشته را دیدم که همان قدیمیها راه انداخته بودند.
در آن زمان (نوامبر سال ۲۰۲۱) مانند امروز هنوز جامعه تکلیف خود را با جمهوری اسلامی مشخص نکرده بود و راه انداختن تجمعهای اعتراضی مثل این روزها محبوب و مقبول عامه مردم نبود. بنابراین برگزاری چنین مراسمی شجاعت و چهارچوب فکری محکمی میخواست تا به تو این شهامت را بدهد که با ۱۵ نفر، پرچم مخالفت بلند کنی اما عقیده و آرمانت آنقدر محکم باشد که نه با یک جمع کوچک دلسرد شوی و نه اگر یک روز هزاران نفر پشت سرت راه افتادند، مغرور شوی و احساس «بنیانگذار» بودن و رهبری جنبش به تو دست دهد.













