نخستین نمایشگاه انفرادی توماس وایتلی (Thomas Whiteley)، هنرمند اینوک ساکن Kuujjuaq، در گالری La Guilde مونترال برگزار شده؛ نمایشگاهی که از دل یک سنت آسیبدیده تاریخی، اثری درباره پیوند انسان، سگ، سرزمین و تداوم دانش اینوئیی ساخته است.
نمایشگاه Qamutik حول یک سورتمه چوبی تقریباً چهارمتری شکل گرفته است؛ همان وسیلهای که در زندگی سنتی اینویت برای جابهجایی با تیم سگها به کار میرود. وایتلی روی صفحات چوبی این سورتمه صحنههایی از زندگی شمال، حیوانات و روابط انسان و طبیعت را حک کرده و سپس از همین صفحات بهعنوان قالب چاپ استفاده کرده است.
نتیجه، هم خود سورتمه است و هم مجموعهای از چاپهایی که از سطح آن روی کاغذ ژاپنی منتقل شدهاند.
هنری که از یک گسست تاریخی میآید
پشت این نمایشگاه، یکی از فصلهای دردناک تاریخ معاصر شمال کانادا قرار دارد.
در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، بیش از هزار سگ سورتمه اینوئیت در Nunavik کشته شدند؛ اقدامی که دولت کانادا در سال ۲۰۲۴ بابت نقش خود در آن عذرخواهی کرد. این سگها صرفاً حیوان خانگی نبودند؛ برای بسیاری از جوامع اینوئیت، آنها ابزار اصلی حرکت، شکار، تأمین غذا و دسترسی به سرزمین بودند.
در همان چارچوب آشتی، دولت فدرال ۴۵ میلیون دلار به Makivvik Corporation اختصاص داد تا به احیای سنت سگسواری و برنامههایی مانند رقابت سالانه Ivakkak کمک کند.
وایتلی میگوید تلاش زیادی برای بازگرداندن این سنت انجام شده، اما آنچه بازگشته دقیقاً همان چیزی نیست که پیش از این گسست وجود داشت.
نمایشگاه او دقیقاً در همین فاصله شکل میگیرد: میان سنتی که از بین نرفته، اما پیوستگی طبیعی آن شکسته شده است.
از نجاری خانوادگی تا چاپ
وایتلی در خانوادهای بزرگ شده که کار با چوب در آن سابقه داشته است. پدر و پدربزرگش نیز نجار و چوبکار بودند و خودش درباره ماده اصلی کارش میگوید چوب «زنده است»؛ ترک میخورد، پیر میشود و تاریخ خودش را حمل میکند.
او مهارت چاپ را با راهنمایی هنرمند نادین باریتو (Nadine Bariteau) آموخت. این همکاری دو سال طول کشید و بخشی از آن به این دلیل بود که در Kuujjuaq استودیوی تخصصی چاپ در دسترس او نبود.
با این حال، وایتلی میگوید چاپ از کودکی برایش چیزی آشنا بوده؛ آثار چاپی و حجاریهای سنگی همیشه بخشی از محیط خانه و تصور او از هنر اینویت بودهاند.
سورتمه فقط یک شیء نیست
در Qamutik، سورتمه صرفاً پایهای برای نمایش هنر نیست.
وایتلی آن را موجودی میبیند که بدن، حرکت و حافظه دارد. پنلهای حکاکیشده روی سورتمه، هم حامل تصویرند و هم بخشی از وسیلهای واقعی برای سفر روی برف. او حتی این سورتمه را با تیم سگهای پسرعمویش به حرکت درآورده و این تجربه در فیلم نمایشگاه نیز دیده میشود. به همین دلیل، اثر از مرز میان «شیء هنری» و «ابزار زندگی» عبور میکند.
بازگشت به سرزمین
وایتلی بخشی از کودکی و جوانی خود را میان Nunavik و شهر کبک گذرانده و خودش از نوعی گسست فرهنگی در آن دوره سخن گفته است. او بعدها بهطور دائم به Kuujjuaq بازگشت و میگوید ارتباط دوباره با سرزمین نقش تعیینکنندهای در شکلگیری آثارش داشته است.
این پیوند با مفهوم Qaujimajatuqangit نیز گره میخورد؛ اصطلاحی برای دانش و شیوههای دانستن اینویی که از تجربه، زمین، روابط اجتماعی و انتقال نسلی شکل میگیرد. در آثار وایتلی، این دانش نه به شکل یک موضوع موزهای، بلکه بهعنوان چیزی زنده و قابل تمرین ظاهر میشود.
سگها بهعنوان شریک
یکی از محورهای اصلی نمایشگاه رابطه انسان و سگ است.
وایتلی تأکید میکند که در سنت اینویت، سگهای سورتمه «حیوان خانگی» به معنای رایج کلمه نیستند، بلکه شریکاند. آنها امکان شکار، جابهجایی و دسترسی به سرزمین را فراهم میکردند و در مقابل، برای بقا به انسان وابسته بودند.
به گفته او، از دست دادن این رابطه فقط از دست دادن یک وسیله حملونقل نبود؛ بخشی از استقلال، امنیت غذایی و پیوند با سرزمین نیز آسیب دید.
برای همین، Qamutik بیش از یک نمایشگاه درباره گذشته است. این پروژه درباره این پرسش است که چگونه میتوان سنتی را که پیوستگیاش شکسته شده، دوباره در زندگی امروز تمرین کرد.
در کار وایتلی، پاسخ از دل خود عمل میآید: ساختن، حککردن، چاپکردن، سوار سورتمه شدن و دوباره حرکتکردن روی زمین.











