امروز ۲۸۶ سال از یکی از مهمترین اقدامات نظامی خانوادهی «سهلورون دو بلنویل» میگذرد. در ۲۲ فوریهی ۱۷۴۰، «پیر ژوزف سهلورون دو بلنویل» در رأس نیروهای اعزامی از قلب نیوفرانس، در نزدیکی ممفیس امروزی (ایالت تنسی) موفق شد قبایل چیکاسا را به پای میز محاکمه و صلح بکشاند.
شاید برایتان جالب باشد که بدانید نام شهر «بلینویل» که در حدود ۳۰ کیلومتری شمال مونترال واقع شده، از همین خانواده برگرفته شده است.
این نام ریشه در تاریخ این خاندان برجسته دارد که نقش مهمی در گسترش نفوذ فرانسهی نو ایفا کردند؛ خانوادهای که نامشان روی اربابنشین قدیمی این منطقه باقی ماند و امروزه به یکی از شهرهای شناختهشده کبک تبدیل شده است.
در اواسط قرن هجدهم، بزرگترین چالش استراتژیک فرانسه در آمریکای شمالی، حفظ ارتباط میان دو مستعمرهی اصلیاش یعنی «کبک» در شمال و «نیواورلئان» در جنوب بود.
رودخانهی میسیسیپی این دو منطقه را به هم وصل میکرد، اما قبایل «چیکاسا» که متحد نزدیک انگلیسیها بودند، با حمله به کاروانهای فرانسوی، این شریان حیاتی را مختل کرده بودند.
در واکنش به این تهدید، یکی از بزرگترین عملیاتهای نظامی تاریخ نیوفرانس شکل گرفت. «پیر ژوزف سهلورون دو بلنویل»، که یک افسر برجستهی کانادایی بود، فرماندهی گروهی را برعهده گرفت که هستهی اصلی آن را سربازان و میلیشیای (نیروهای مردمی) ساکن کبک و صدها جنگجوی بومی متحد فرانسه تشکیل میدادند.
نیروهای سهلورون پس از طی مسافتی طولانی و طاقتفرسا از سنلورن به سمت جنوب، در فوریهی ۱۷۴۰ به قلمروی چیکاساها رسیدند. حضور قدرتمند نیروهای اعزامی از کانادا و تاکتیکهای نظامی آنها باعث شد که چیکاساها، علیرغم حمایتهای بریتانیا، متوجه شوند که توان مقابله ندارند.
در ۲۲ فوریه، سران چیکاسا درخواست صلح کردند. این قرارداد صلح، اگرچه موقت بود، اما باعث شد برای مدتی امنیت در مسیر میسیسیپی برقرار شود و نفوذ فرانسه در قلب قاره تثبیت گردد.
این واقعه تاریخی بخشی از هویت سرزمین کبک است. یورش نیروهای سهلورون به جنوب، یادآور دورانی است که «کانادینها» فراتر از مرزهای امروزمان، در سراسر قاره حضور داشتند و سرنوشت رودخانهی عظیم میسیسیپی را رقم میزدند.
این نبرد نه تنها قدرت نظامی، بلکه توانایی اجداد کبکیها در پیوند با اقوام بومی و مدیریت قلمرویی پهناور از کبک تا خلیج مکزیک را نشان میدهد؛ میراثی که پیش از سقوط نیوفرانس، شکوه حضور فرانسویزبانها را در قلب آمریکای شمالی به اثبات رساند.
این لشکرکشی، که توسط یک افسر متولد کبک رهبری شد، یکی از آخرین تلاشهای بزرگ نظامی برای حفظ یکپارچگی نیوفرانس پیش از سقوط نهایی آن در دههی ۱۷۶۰ بود.













