امروز ۳۳۶ سال از ماجرای «یورش به شکنکتدی» میگذرد. در شب سرد و برفی ۱۸ فوریهی ۱۶۹۰، واقعهای رخ داد که مسیر درگیریها در آمریکای شمالی را تغییر داد و نام خود را در تاریخ پرفراز و نشیب «نیوفرانس» (فرانسه نو) حک کرد.
فاجعهی موسوم به «کشتار لشین» در اوت ۱۶۸۹ روی داد و در آن، مبارزان «ایرکوا» به شهرک «لشین» (Lachine) در نزدیکی مونترال حمله کردند. این مبارزان متعلق به اتحادی از قبایل بومی قدرتمند بودند که در آن زمان متحد استراتژیک انگلیسیها در برابر فرانسهی نو محسوب میشدند.
لشین در آن زمان یکی از حیاتیترین نقاط مرزی بود که به عنوان مرکز اصلی تجارت پوست و دروازهی دفاعی شهر مونترال شناخته میشد. با وجود جمعیت اندک، این شهرک به دلیل موقعیت استراتژیکش در انتهای آبشارهای لشین، اهمیتی کلیدی در کنترل مسیرهای تجاری و نظامی منطقه داشت.
در این یورش دهها فرانسوی به قتل رسیدند. در واکنش به آن، «کنت دو فرونتناک»، فرماندار کل نیوفرانس، تصمیم به انتقام گرفت. او سه گروه اعزامی را برای حمله به پاسگاههای انگلیسی در نیویورک و نیوانگلند سازماندهی کرد.
گروهی متشکل از ۱۶۰ کانادایی (فرانسویتبارها) و ۱۰۰ جنگجوی بومی (عمدتاً از اقوام موهاک و آلگونکوین)، تحت فرماندهی «ژاک تستارد دو مونتینی» و «نیکولا دایلبوست دو مانتت»، مسافتی بیش از ۳۰۰ کیلومتر را در برف سنگین و سرمای استخوانسوز از مونترال تا نزدیکی آلبانی (در ایالت نیویورک امروزی) طی کردند.
ساکنان دهکدهی مرزی شکنکتدی که تصور نمیکردند کسی در آن شرایط جوی وحشتناک حمله کند، دروازههای قلعه را باز گذاشته بودند. طبق برخی روایتهای تاریخی، آنها حتا به جای نگهبان، دو «آدمبرفی» در ورودی قلعه قرار داده بودند!
نیروهای اعزامی از کبک در نیمهشب حمله را آغاز کردند. این یورش تنها دو ساعت به طول انجامید و نتیجهی آن ویرانی کامل دهکده بود:
۶۰ نفر از ساکنان کشته شدند.
۲۷ نفر به اسارت گرفته شده و پیاده در برف به سمت شمال (مونترال) برده شدند.
بسیاری از خانهها به آتش کشیده شد.
اهمیت این ماجرا برای استان کبک امروزی، فراتر از یک درگیری نظامی ساده در قرن هفدهم است. اهمیت آن را میتوان در چند محور اصلی خلاصه کرد.
این حمله ثابت کرد که نیوفرانس، علیرغم جمعیت بسیار کمتر نسبت به مستعمرات انگلیسی، توان تهاجمی و استقامت بالایی دارد. این موضوع باعث شد انگلیسیها در برنامهریزی برای حمله به شهر کبک محتاطتر شوند.
افزون بر این، در این نبرد، استراتژی جنگی اروپایی با روشهای جنگ چریکی بومیان ترکیب شد. این سبک از نبرد که به «جنگ کوچک» (La petite guerre) معروف شد، به ویژگی اصلی نظامیان ساکن کبک تبدیل گشت؛ مهارتی که به آنها اجازه داد دههها در برابر ارتشهای منظم و پرجمعیت بریتانیایی ایستادگی کنند.
همچنین یورش شکنکتدی پیوند میان فرانسویهای ساکن دره «سنلورن» و قبایل بومی متحدشان را مستحکم کرد. این اتحاد تا زمان سقوط نیوفرانس در سال ۱۷۶۳، ستون فقرات دفاعی این سرزمین باقی ماند.
این رویداد یادآور دوران سختی است که ساکنان اولیه این سرزمین برای تثبیت حضور خود در این اقلیم دشوار پشت سر گذاشتند؛ میراثی از مقاومت و اتحاد که هنوز در حافظهی تاریخی کبک زنده است.













