هفتهها پس از کشتار سازمانیافته معترضان در ایران، و درست یک روز پس از آخرهفتهای که خیابانهای کانادا شاهد حضور گستردهی ایرانیان بود—حدود صد و پنجاه هزار نفر در تورنتو، دهها هزار نفر در مونترال و ونکوور و هزاران نفر در دیگر شهرها—کنگرهی ایرانیان کانادا مسیری متفاوت را انتخاب کرد.
این کنگره بهجای حمایت از معترضان و نشانهگرفتن جمهوریاسلامی، روز گذشته با انتشار بیانیهای، بدون اشاره به کشتار، ظلم و سرکوب معترضان در داخل ایران، خشم عمومی و اعتراضات مدنی ایرانی-کاناداییها را هدف قرار داد.
♦️بازی با روایت و وارونهسازی حقیقت
بیانیهی کنگرهی ایرانیان کانادا با اشاره به تلاشهای چند وقت اخیر معترضان ایرانی در کانادا برای شناسایی و فشار بر عوامل همسو با رژیم، آن را «کارزاری فزاینده از آزار هدفمند، افشای اطلاعات شخصی و تخریب حرفهای» نامید و در همان ابتدا با طرح سه اتهام سنگین کیفری، بهجای طرح این پرسش که «چه شده»، فوراً به خواننده القا میکند «چه باید حس کند».
چند پاراگراف بعد، دامنهی قربانیان فرضی این بیانیه بدون معرفی و اشاره به نقش آنها در فضای سیاسی این روزها، چنان گسترش مییابد که تقریباً «همه» را دربر میگیرد: «دانشگاهیان، پژوهشگران، متخصصان، صاحبان کسبوکار و گاه افراد عادی، فارغ از حرفه» اما پاسخ نمیدهد که این افراد چه کسانی هستند و چه کردهاند که هدف اعتراض مردم قرار گرفتهاند.
نویسنده در بیانیهی کنگرهی ایرانیان کانادا (ICC) پس از آنکه بیمحابا خوبها و بدها را خطکشی میکند، بدون دادن سرنخی از «خوبهایی» که ادعا میشود قربانی شدهاند، یکراست به سراغ معرفی «بدها» میرود. او سرانجام از خطکشی سیاسی مد نظرش پرده برمیدارد و مینویسد: «افرادی که بهطورعلنی با برخی جریانهای سیاسی—از جمله فراخوان برای بازگرداندن نظام سلطنتی—همسو نیستند، هدف قرار گرفتهاند.» و با اشاره به درخواست مردم از برخی کسبوکارها برای نصب پرچم شیروخورشید، آن را «پرچم سلطنتطلبان» معرفی مینماید.
♦️قاببندی معترضان به عنوان «سلطنتطلبانِ جنگطلب»
پس از آنکه بیانیهی کنگرهی ایرانیان کانادا مشخص میکند هدف چه گروهی است، به سراغ اتهامزنی میرود و در تلاشی برای تغییر حقیقت و روایتسازی، بدون ارائهی مدرکی، از وجود یک «تلاش هماهنگ» با نیت جنگطلبانه خبر میدهد و مینویسد: «این تلاشی هماهنگ برای ایجاد فضای ترس است تا صداهای ایرانی—بهویژه حامیان صلح—خاموش شوند»
همان کنگرهای که رئیسش چند هفته پیش و همراستا با جمهوریاسلامی، مردم معترض در داخل ایران را «شورشی» نامید، حالا اعتراض مدنی، پرسشگری، بایکوت و فشار اجتماعی ایرانی-کاناداییهای خشمگین را «تهدید» و «ترور شخصیت» مینامد تا با اتکا به احتمالاً چند رفتار احساسی، خشم و اعتراض مردم را جناحبندی و بیاعتبار کند.
تلاش کنگرهی ایرانیان کانادا (ICC) در این بیانیه، خنثیسازی فشار اجتماعی وارد بر چهرهها و جریانهایی است که در این روزها همسو با جمهوریاسلامی فعالیت میکنند و تلاش برای معرفی آنها در نقش «قربانیان افراطگرایی» است.
♦️آنچه تعمداً از بیانیهی کنگره حذف شده
در این بیانیه، جمهوریاسلامی، غائب اصلی ماجرا است.
نه نامی از عامل کشتار میآید، نه اشارهای به سرکوب و کشتار هولناک میشود و نه حتا اعترافی حداقلی به این واقعیت که منشأ خشم امروز، خیابانهای ایران است.
در متنی که ادعای «امنیت»، «آزار» و «فضای ترس» دارد، عامل اصلی خشونت بهطورکامل از قاب بیرون گذاشته شده است. این حذف، سهوی نیست بلکه انتخاب کنگره است.
چرا؟ چون وقتی منشأ جنایت حذف میشود، خشم مردم بیریشه جلوه میکند. اعتراض مدنی از «دادخواهی» به «افراطگری» تقلیل مییابد و فشار اجتماعی به «تهدید» بازتعریف میشود. با این جابهجایی، جای شاکی و متهم عوض میشود: مردمی که عزیزانشان را از دست دادهاند، میشوند مسئله؛ و کسانی که سالها با یک نظام سرکوبگر همسو بودهاند، در نقش «قربانی» مینشینند. این همان وارونهسازیِ خطرناکی است که بیانیه، آگاهانه انجام میدهد.
بیانیهی کنگره با مصادرهی واژههایی چون «صلح»، تلاش میکند این حذف را اخلاقی جلوه دهد. اما صلحی که نام قاتل را نمیبرد، صلح نیست؛ بلکه خودِ جنگطلبی است.
نمیتوان از «خاموششدن صداها» گفت و همزمان، صدای کشتهشدگان، زندانیان و خانوادههای داغدار را به سکوت سپرد. بدون نامبردن از جمهوریاسلامی و جنایتهایش، هر سخن از «آزار»، ناقص و گمراهکننده است.
این سکوتِ حسابشده، ستون فقرات بیانیهی کنگره است. بیانیهای که جرئت نامبردن از عامل خشونت را ندارد، نه صلاحیت داوری درباره خشم عمومی را دارد و نه میتواند مرجع تعریف امنیت فردی باشد.
شهرام یزدانپناه
سردبیر














Add comment