مداد، رسانه آنلاین مونترال

تبلیغات
 

واکنش به مجموعه توئیت‌های نسیم نوروزی: رد این خون پاک نمی‌شود یادداشت سردبیر

این یادداشت در واکنش به مجموعه توئیت‌های نسیم نوروزی، مدرس دانشگاه کنکوردیا، نوشته شده؛ توئیت‌هایی که هم‌زمان با انتشار خبر کشتار معترضان در ایران، به‌جای تمرکز بر عامل مستقیم خشونت، روایت را به سمت «تحریم»، «استعمار» و منازعات سیاسی دیگر سوق می‌دهد. نویسنده نشان می‌دهد چگونه این نوع قاب‌بندی، به‌تدریج مسئولیت جنایت را جابه‌جا کرده و رنج واقعی مردم ایران را در دل یک دستورکار ایدئولوژیک حل می‌کند. متن با مرور نمونه‌هایی مشخص از این رویکرد، به نقد وارونه‌سازی اخلاقی، مصادره‌ی درد قربانیان و تلاش برای بیرون راندن سرکوب جمهوری‌اسلامی از مرکز توجه می‌پردازد و در نهایت به ابتکاری مدنی اشاره می‌کند که خواهان بررسی نهادی و شفاف این رفتارهاست؛ ابتکاری که پرسش‌هایی جدی درباره‌ی مسئولیت اخلاقی، جایگاه دانشگاه و مرز میان تحلیل سیاسی و پروپاگاندا مطرح می‌کند.

تبلیغات: برای کسب اطلاعات بیشتر روی هر پوستر کلیک کنید

 

این روزها هر بار که می‌خواهم تایم‌لاینم را به‌روز کنم، وحشت دیدن یک تصویر جدید و سندی تازه از جنایت غیرانسانی عوامل سرکوب جمهوری اسلامی در شهرهای مختلف ایران، بدنم را به لرزه می‌اندازد.

چند روز پیش و در نوزدهم ژانویه، خبرهای مربوط به کشتار مردم در خیابان‌های ایران به‌آرامی از دل تاریکیِ قطع اینترنت بیرون می‌آمد و من در لابلای این اطلاعات پراکنده به لیست کشته‌شده‌هایی که تازه منتشر شده، نگاه می‌کنم. همه‌جور آدمی می‌بینم؛ کارگر، کارمند بانک، دانشجو، خانه‌دار، بازنشسته، جانباز جنگ، ورزشکار، هنرمند، پیر، جوان، نوجوان، کودک و خدای من حتی نوزاد هم هست.

مشغول بالا و پایین کردن این لیست‌ها هستم که ناگهان «دینگ»؛ نسیم نوروزی، مدرس دانشگاه کنکوردیا، عکسی را توئیت می‌کند که در آن روی تصویر زنی با پرچم سه‌رنگ و کلمه IRAN، نوشته شده است: اگر می‌خواهی به مردم ایران کمک کنی، علیه تحریم‌ها و دخالت استعماری موضع بگیر.

این توئیت در لحظه‌ای منتشر شده که خبر کشتار معترضان در ایران تازه بیرون می‌آمد، اما این مدرس دانشگاه کنکوردیا ترجیح داده به‌جای تمرکز بر عامل مستقیم جنایت، قاب روایت را به سمت «تحریم» و «استعمار» جابه‌جا کند.

نسیم نوروزی استاد فلسفه است و این کارش در خلأ اتفاق نیفتاده است. در مجموعه‌ای از توئیت‌ها و ریتوئیت‌ها، الگویی دیده می‌شود که در آن خشم عمومی نسبت به خشونت جمهوری‌اسلامی، به‌تدریج از فاعل داخلی جدا و به عوامل بیرونی منتقل می‌شود. اثر عملی چنین قاب‌بندی‌ای خنثی‌سازی خشم، جابه‌جایی مسئولیت و بیرون کشیدن جمهوری‌اسلامی از جایگاه متهم است. در این چارچوب، رنج واقعی مردم ایران به ماده خام یک دستورکار سیاسی از پیش‌ساخته تبدیل می‌شود؛ دستورکاری که در آن «غرب» همواره مقصر اصلی است و خشونت جمهوری اسلامی یا حذف می‌شود یا به حاشیه می‌رود. این نه تحلیل انتقادی، بلکه نوعی بهره‌برداری اخلاقی از فاجعه با زبانی به‌ظاهر انسان‌دوستانه است.

اما آنچه باعث نوشتن این چند سطر شد، یکی از ده‌ها توئیت و ریتوئیت اخیر اوست که در آن، با بازنشر یک نقل‌قول جنجالی، چنین نوشته می‌شود: «این عدد تأییدنشده‌ی «۳۰ هزار کشته» همه‌جا پخش شده. این هم یک پروپاگاندای جنایت‌بار دیگر است که هدفش کم‌اهمیت جلوه دادن نسل‌کشی غزه، تبرئه کردن اسرائیل و همزمان تبلیغ حمله‌ی نظامی به یک کشور مستقل در آن واحد است.»

این توئیت نمونه‌ای روشن از وارونه‌سازی واقعیت با ابزار اخلاقی است. نویسنده بدون ارائه‌ی هیچ داده‌ی جایگزینی، عدد «۳۰ هزار کشته» را صرفاً با برچسب «تأییدنشده» بی‌اعتبار می‌کند، اما به‌جای دعوت به راستی‌آزمایی مستقل یا تعلیق قضاوت، فوراً آن را «پروپاگاندا» می‌نامد و وارد اتهام‌زنی سیاسی می‌شود. مهم‌تر از آن، او دو موضوع نامربوط را به هم گره می‌زند: کشتار در ایران نه به‌عنوان فاجعه‌ای مستقل، بلکه به‌عنوان ابزاری برای کم‌اهمیت جلوه دادن آنچه او «نسل‌کشی غزه» می‌نامد، بازتعریف می‌شود. نتیجه‌ی عملی این مغالطه آن است که رنج یک ملت گروگان روایت ایدئولوژیک ملت دیگر می‌شود. در نهایت، با نسبت دادن هر اشاره‌ای به جنایت جمهوری اسلامی به «تبلیغ حمله نظامی»، یک مرد پوشالی ساخته می‌شود تا نقد سرکوب، هم‌ردیف جنگ‌طلبی جلوه داده شود.

آنچه آشکار است این‌که در این الگوی روایی، حقیقت و قربانی در اولویت نیستند؛ بلکه تلاش می‌شود فاجعه‌ی کشتار در ایران از مرکز توجه خارج و در یک دستورکار سیاسی از پیش‌تعریف‌شده ادغام شود.

این جملات را در حالی می‌نویسم که هنوز صدای بابای سپهر در گوشم طنین‌انداز است و ویدئوها و روایت‌های متعدد از بیمارستان‌ها، از جمله شهادت پزشکان و پرستارانی که از تیرخلاص‌زدن به مجروحان روی تخت درمان گفته‌اند، روی مانیتورم مرور می‌شود. روایتی که این روزها به‌وفور از کادر درمانِ دچار وحشت شنیده‌ایم؛ وحشت از ابعاد قساوت و بی‌پروایی کسانی که مخالف را حتی از تخت بیمارستان پایین می‌کشند، چون می‌دانند در آن‌سوی جهان، کسانی هستند که می‌کوشند رد این خون را پاک کنند.

در پایان، می‌توانستم این یادداشت را با مظلوم‌نمایی‌های دیروز و امروز نسیم نوروزی در مقابل واکنش مردم به توئیتش به پایان ببرم، اما تصمیم گرفتم به جایش، درباره یک طومار صحبت کنم.

ظهر امروز دوستی لینک پتیشنی خطاب به دانشگاه کنکوردیا را برایم فرستاد که نه خواهان ساکت‌کردن کسی است و نه داوری سیاسی دارد، بلکه به سادگی درخواست بررسی رسمی درباره‌ی استفاده از عنوان دانشگاهی توسط نسیم نوروزی برای اعتباربخشی به روایت‌هایی است که عملاً هم‌راستا با پروپاگاندای جمهوری‌اسلامی عمل می‌کنند.

این پتیشن را به‌دقت بخوانید و اگر با چارچوب و خواسته‌ی مشخص آن—یعنی درخواست بررسی نهادی و شفاف—موافق هستید، امضایش کنید.

مسعود هاشمی، مشاور املاک در مونترال
 

نیازمندیهای مداد
کسب‌وکارهای مونترالی

محمد تائبی، مشاور و بروکر بیمه
محمد تائبی، مشاور و بروکر بیمه
کلینیک دندانپزشکی ویلری، دکتر عندلیبی
دارالترجمه رسمی فرهنگ
مریم رمضانلو، کارشناس وام مسکن
 
رضا نوربخش، نماینده فروش نیسان
آکادمی موسیقی هارمونی
آکادمی موسیقی هارمونی

«مداد» در چند خط

«مداد»، مجله آنلاین مونترال
مداد یعنی کودکی، صداقت، تلاش تا آخرین لحظه، یعنی هر قدر کوچک‌تر، همان‌قدر باتجربه‌تر

ارتباط با «مداد»:
تلفن: 4387388068
آدرس:
No. 3285 Cavendish Blvd, Apt 355
Montréal, QC
Canada

مداد مسئولیتی درباره صحت آگهی‌ها ندارد

بازنشر فقط به شرط لینک به مطلب اصلی در وب‌سایت مداد

«مداد» در شبکه های اجتماعی

مداد، مجله آنلاین مونترال

آمار بازدید از «مداد»

  • 2,750
  • 1,945
  • 35,574
  • 135,269
  • 1,347,860

MÉDAD
Persian E-magazine of Montr
éal

MÉDAD is an Independent, Montreal based, Persian Language E-Magazine.
Using the digital platform, Medad is trying to be the voice of Afghan / Iranian-Montrealers.
Medad Editorial is formed by a group of experienced and independent journalists.

Tel: 4387388068

Address:3285 Cavendish Blvd, #355
Montréal

امیر سام | مشاور املاک در مونترال