دیدگاه مداد
تحریریه مداد | دوازدهم ژانویه
در روزهای اخیر، حضور گسترده و کمسابقهی ایرانیان مقیم کانادا در شهرهای مختلف کشور بازتاب قابل توجهی در رسانههای کانادایی داشته است؛ آن هم در شرایطی که بخشی از رسانههای مکتوب در تعطیلات آخر هفته بهسر میبردند. این تجمعها نهتنها توجه رسانهها، بلکه واکنش مقامهای سیاسی و بخشی از افکار عمومی کانادا را نیز برانگیخته است.
در کنار موج قابل توجه پیامهای حمایتی از سوی شهروندان غیرایرانی، در بخش نظرات برخی گزارشها و پستهای مرتبط با این اعتراضات، پرسشها و حتی واکنشهای منفی نیز دیده میشود. گروهی اندک، از طیفهای سیاسی مختلف و اغلب از سر ناآگاهی، این تجمعها را زیر سؤال برده و در مواردی تندتر، اعتراض مهاجران ایرانی در کانادا به حکومت ایران را ناموجه دانستهاند.
ریشهی اصلی این بدفهمی به تصوری بازمیگردد که بحران ایران و اعتراض به جمهوری اسلامی را مسئلهای صرفاً «داخلی» و محدود به جامعه ایرانی میداند؛ تصوری که با واقعیتهای سیاسی، امنیتی و انسانی کانادا همخوانی ندارد.
واقعیتی که هنوز برای بسیاری از شهروندان کانادایی ملموس نیست این است که سرنگونی پرواز اوکراینی ۷۵۲ در ژانویه ۲۰۲۰، که به کشته شدن دهها شهروند و مقیم دائم کانادا انجامید، مرگبارترین اقدام نظامیِ تکرویدادی علیه غیرنظامیان کانادایی پس از جنگ جهانی دوم بوده است. تنها رخدادی که پس از جنگ جهانی دوم جان کاناداییهای بیشتری را گرفته، حضور نظامی کانادا در افغانستان است؛ آن هم در قالب یک جنگ طولانیمدت و با حضور مستقیم نیروهای نظامی.
به بیان دیگر، سرنگونی پرواز ۷۵۲ یکی از شدیدترین ضربههای انسانی واردشده به جامعه کانادا در نتیجه یک اقدام نظامی خارجی در دهههای اخیر است؛ رویدادی که بحران ایران را به شکلی مستقیم و ملموس به امنیت و منافع کانادا پیوند میزند.
در کنار این، بر اساس گزارشهای علنی نهادهای امنیتی و نظارتی کانادا، جمهوری اسلامی ایران در سالهای گذشته از طریق شبکههای اطلاعاتی، فعالیتهای نفوذ، و همچنین مسیرهای مالی مشکوک، حضوری مسئلهساز در فضای امنیتی و اقتصادی کانادا داشته است. هشدارها درباره تلاش برای دور زدن تحریمها و پولشویی، که از کانادا بهعنوان یکی از بسترهای عملیاتی استفاده میکنند، بارها از سوی نهادهای مسئول مطرح شده است.
بیان این واقعیتها ـ بهصورت مستند، دقیق و بدون ورود به فضای تقابل یا پرخاش ـ میتواند به شکلگیری درک واقعبینانهتری از اعتراضات ایرانیان در کانادا کمک کند؛ اعتراضاتی که نهتنها از همبستگی با جنبش داخل ایران میآیند، بلکه به دغدغههای امنیتی، انسانی و سیاسی خود کانادا نیز گره خوردهاند.
اگر این تصویر روشنتر در گفتگوهای روزمره، محیطهای کاری و پوشش رسانهای جا بیفتد، میتواند زمینهساز همدلی گستردهتر شهروندان غیرایرانی و حتی مشارکت فعالتر آنها در حمایت از مطالبات معترضان شود؛ امری که بهطور طبیعی فشار مؤثرتری بر نهادهای فدرال و استانی برای عبور از حمایتهای صرفاً لفظی و حرکت بهسوی اقدام عملی ایجاد خواهد کرد.
در همین حال، تجربهی میدانی بسیاری از شرکتکنندگان در این تجمعها نشان میدهد که شهروندانی که با جزئیات ماجرا آشنا نیستند، اغلب با پرسش و کنجکاوی به معترضان نزدیک میشوند. در چنین شرایطی، انتظار گفتوگوهای طولانی و توضیحهای مکرر از سوی افراد حاضر در تظاهرات، همیشه ممکن یا عملی نیست.
یکی از ابتکارهایی که برگزارکنندگان میتوانند در این زمینه به کار گیرند ـ و آن را فراتر از خودِ تجمعها، به محیطهای کاری و دانشگاهی نیز گسترش دهند ـ انتشار بروشورهای ساده و دوزبانه به انگلیسی و فرانسوی است. بروشورهایی کوتاه، غیرتبلیغی و مبتنی بر منابع معتبر، که بهطور خلاصه زمینه بحران، دلایل اعتراض و درخواست همدلی و حمایت را برای مخاطب کانادایی توضیح دهد.
چنین اقدامی میتواند جمع بزرگتری را با معترضان همدل کند و اگر با زبانی سنجیده و غیرشعاری تهیه شود، ظرفیت بالایی برای جلب همراهی شهروندان دیگر کانادا خواهد داشت؛ همراهیای که در نهایت، به تقویت درک عمومی از بحران ایران و پیامدهای آن برای کانادا منجر میشود.













