برای خانوادههایی که سالها با یک سؤال بیپاسخ زندگی کردهاند، زمان متوقف نمیشود؛ فقط کش میآید. پاییز گذشته، در یکی از دادگاههای کبک، زنی روبهروی مردی ایستاد که سی سال پیش زندگی دختر دهسالهاش را گرفته بود.
سیلوی دژردن، مادر ماری-شانتال، جملهای گفت که وزنش از حکم دادگاه هم سنگینتر بود:
«فکر کردی یک زندگی را گرفتی، اما در واقع فقط بار زندگی خودت را سنگینتر کردی.»
پروندهی قتل ماری-شانتال دژردن در سال ۱۹۹۴، یکی از همان پروندههایی بود که پلیس به آنها میگوید «سرد»؛ سالها گذشته، سرنخی تازه وجود ندارد و خانوادهها با خاطرهای یخزده تنها ماندهاند. جسد کودک چهار روز بعد از ناپدیدشدنش پیدا شد؛ دوچرخهاش تکیهداده به درختی در شمال مونترال. اما این پرونده، در سال ۲۰۲۵ بالاخره بسته شد.
علم وارد صحنه میشود
آنچه این و چند پروندهی دیگر را بعد از دههها به نتیجه رساند، نه اعتراف تازه بود و نه شاهد جدید؛ بلکه پیشرفتهای چشمگیر در تحلیل دیاِناِی.
قاضی پرونده صراحتاً گفت: «پیشرفتهای علمی در زیستشناسی جنایی» امکان شناسایی قاتل، رئال کورتمَش را فراهم کرد؛ حتا پس از گذشت سه دهه.
دایان سگن، مدیر بخش دیاِناِی آزمایشگاه علوم قضایی و پزشکی قانونی کبک، میگوید تیمش هر سال حدود ۵۰ پروندهی سرد را بررسی میکند و در یکی دو سال گذشته، موفق شده بین هشت تا ۱۰ پرونده را به نتیجه برساند.
اما این موفقیتها فقط نتیجهٔ «دستگاههای بهتر» نیست.
شجرهنامهی ژنتیکی؛ وقتی فامیلِ دور قاتل حرف میزند
یکی از ابزارهای کلیدی، تبارشناسی ژنتیکی است؛ روشی که در آن دیاِناِی بهدستآمده از صحنهی جرم با بانکهای اطلاعاتی عمومی مقایسه میشود؛ همان پایگاههایی که افراد عادی برای کشف ریشههای خانوادگیشان در آنها دیاِناِی آپلود کردهاند.
گاهی تطابق مستقیم وجود ندارد، اما یک خویشاوند دور پیدا میشود. از همانجا پلیس میتواند شجرهنامه بسازد، دایرهی مظنونان را تنگ کند و سرانجام به نامی مشخص برسد.
در سپتامبر ۲۰۲۵، همین روش به شناسایی قاتل کاترین داویو، زن ۲۶ سالهای که در سال ۲۰۰۸ در آپارتمانش در مونترال به قتل رسیده بود، انجامید. قاتل، ژاک بولدوک، پیشتر در زندان فوت کرده بود، اما پرونده برای خانواده بسته شد؛ پاسخی که سالها منتظرش بودند.
فقط گذشته نیست؛ آینده هم در خطر است
سگن تأکید میکند که این روشها فقط برای آرامکردن گذشته نیستند. استفاده از تبارشناسی ژنتیکی در پروندههای فعال میتواند جلوی تکرار جرم را بگیرد؛ بهویژه در پروندههای تجاوز یا خشونتهای زنجیرهای.
در حال حاضر، آزمایشگاه کبک سالانه بین ۳۰ تا ۴۰ هزار قطعه مدرک را بررسی میکند و چهار تا پنج هزار پروفایل دیاِناِی وارد بانک ملی میشود. هرچه این بانک بزرگتر میشود، شانس شناسایی هم بالاتر میرود.
اما تا کجا؟
همه موافق گسترش این روشها نیستند. مایکل آرنتفیلد، جرمشناس و کارآگاه سابق پلیس، میگوید برخی نهادهای پلیسی خواهان ثبت اجباری دیاِناِی برای جرایم بیشتری هستند؛ اقدامی که میتواند حل پروندهها را سریعتر کند، اما پرسشهای جدی دربارهی حریم خصوصی و حقوق مدنی بهوجود میآورد.
او میگوید اگر این ابزارها بهدرستی و بهموقع استفاده شوند، شاید روزی اصلاً نیازی به اصطلاح «پروندهی سرد» نباشد.
یک سؤال برای ما
امروز، علم میتواند بعد از ۳۰ یا حتی ۴۰ سال قاتل را پیدا کند. اما سؤال اصلی این است: جامعه تا چه حد حاضر است برای عدالت، دادههای ژنتیکیاش را در اختیار بگذارد؟











