۳۴۵ سال پیش در چنین روزی، ۲۶ دسامبر ۱۷۹۱، کبک به دو پاره تقسیم شد.
امروز سالگرد روزی که از نظر تاریخی با یکی از سرنوشتسازترین قوانین تاریخ کانادا، یعنی اجرایی شدن «قانون اساسی ۱۷۹۱» گره خورده است. این قانون، جغرافیای سیاسی و هویت حقوقی منطقهای را که ما امروز در آن زندگی میکنیم، برای همیشه دگرگون کرد.
بر اساس این مصوبهی تاریخی، سرزمین پهناوری که پیشتر «کبک» نامیده میشد، به دو مستعمرهی جداگانه تقسیم شد: «کانادای علیا» (Haut-Canada) که بخشهای جنوبی انتاریوی امروزی را در بر میگرفت و «کانادای سفلی» (Bas-Canada) که شامل بخشهای شرقی و جنوب شرقی کبک فعلی و «مونترال» بود.
این تقسیمبندی تنها یک مرز جغرافیایی نبود، بلکه تلاشی برای همزیستی دو نظام قانونی و فرهنگی کاملاً متفاوت در دل یک سرزمین بود.
یکی از جذابترین بخشهای این تاریخ، تفاوت در نظامهای حقوقی این دو منطقه است. درحالیکه «کانادای علیا» تحت حاکمیت قوانین بریتانیایی یا «کامن لا» (Common Law) قرار گرفت، در «کانادای سفلی» نظام حقوقی قدیمی فرانسوی معروف به «سنت پاریس» (Coutume de Paris) به رسمیت شناخته شد. این تفاوت حقوقی، پیامدهای اجتماعی شگفتانگیزی داشت که بیشتر مردم امروز از آن بیاطلاع هستند.
تحت قوانین «سنت پاریس»، حقوق مدنی زنان به شکل متفاوتی تعریف شده بود. بر اساس این قانون، زنان در «کانادای سفلی» این حق را داشتند که در صورت فوت همسر، مالکیت اموال و داراییهای خانواده را به دست آورند. از آنجایی که در آن دوران، داشتن املاک و مستغلات پیششرط اصلی برای حق رأی بود، این قانون موجب شد تا زنان صاحبملک در کبک، حقی پیدا کنند که در آن زمان در بسیاری از نقاط جهان غیرقابل تصور بود.
مورخان بر این باورند که این وضعیت، «کانادای سفلی» را به یکی از پیشروترین مناطق در زمینهی مشارکت سیاسی زنان تبدیل کرده بود. آمارها نشان میدهد که بین سالهای ۱۷۹۱ تا ۱۸۴۹، زنان در حدود ۱۵ حوزهی انتخابیه در «کانادای سفلی» پای صندوقهای رأی رفتند و در تعیین سرنوشت سیاسی خود نقش ایفا کردند. این در حالی بود که در «کانادای علیا»، زنان به دلیل حاکمیت قوانین بریتانیایی، به کلی از این حق محروم بودند.
در این میان، «مونترال» به «گلوگاه» تجارت تبدیل شد. با وجود اینکه شهر در «کانادای سفلی» قرار داشت، اما تمام ثروت و کالاهایی که از اقیانوس به سمت «کانادای علیا» میرفت، باید از بندر مونترال عبور میکرد. این وضعیت موجب شد تا مونترال به یک میدان نبرد اقتصادی و فرهنگی تبدیل شود؛ جایی که تجار ثروتمند انگلیسی و شهروندان فرانسوی ناچار بودند با وجود تفاوتهای قانونی، هر روز با هم چانه بزنند.
این تضاد و رقابت، دقیقاً همان چیزی است که معماری و روحیه دوزبانهی امروز مونترال را ساخته است.
در نهایت اینکه تقسیمبندی کبک به دو بخش، در واقع یک «جراحی سیاسی» بود تا از شکلگیری یک هویت واحد «کانادایی» جلوگیری کند، در نهایت سرنوشت این منطقه به شکل دیگری رقم خورد!












