۳۸۵ سال پیش در چنین روزی، یعنی هفدهم دسامبر ۱۶۴۰، سندی حیاتی به امضا رسید که سنگبنای بزرگترین شهر فرانسویزبان قاره آمریکا را گذاشت.
در این رویداد تاریخی، «شرکت صد شریک» (Les Cent Associés) با واگذاری رسمی مالکیت جزیرهی مونترال به «انجمن نوتردام مونترال» (Société Notre-Dame de Montréal) موافقت کرد.
این شرکت که توسط کاردینال ریشلیو تأسیس شده بود، انحصار کامل تجارت پوست و ادارهی امور سیاسی «فرانسهی نو» را در دست داشت. وظیفه اصلی آنها توسعهی مستعمرات و اسکان مهاجران فرانسوی در قبال حق انحصاری بهرهبرداری از منابع این سرزمین پهناور بود.
موافقت شرکت صدشریک با واگذاری زمین موجب شد تا گروهی از خیرین کاتولیک بتوانند رویای تأسیس یک جامعه آرمانی مذهبی را در دل طبیعت وحشی دنبال کنند.
«انجمن نوتردام مونترال» نیز سازمانی مذهبی و خیریه بود که در پاریس توسط چهرههایی همچون «ژروم لو روایه دو لا دوورسیر» و «ژان-ژاک اولیه» با هدف مقدسِ تأسیس یک کلونی مذهبی در کانادا پایهگذاری شد.
مورخان بر این باورند که انگیزهی اعضای این گروه، برخلاف سایر شرکتهای استعماری آن زمان، بیشتر بر رستگاری ارواح و همزیستی با بومیان استوار بود تا کسب سود تجاری. تلاشهای بیوقفه و جذب سرمایه توسط این انجمن موجب شد تا منابع لازم برای اعزام «پل د شومدی دو مزونوو» و پرستاری به نام «ژان مانس» فراهم شود.
اما آنها بلافاصله با تهدیدی جدی به نام «اتحادیهی ایروکوا» (Confédération iroquoise) روبهرو شدند. این اتحادیه که از همپیمانی پنج قبیله بومی قدرتمند با ساختار سیاسی و نظامی منسجم تشکیل شده بود، برای حفظ قلمرو شکار و کنترل تجارت منطقه، نبردهای خونین و دامنهداری را علیه نفوذ فرانسویها رهبری میکرد.
با وجود خطرات مرگبار ناشی از حملات ایروکوا و سرمای طاقتفرسا، توافقنامه ۱۷ دسامبر به مهاجران جسارت و مشروعیت قانونی داد تا در جزیره بمانند.
خلاصه اینکه بدون امضای این قرارداد کلیدی توسط شرکت صد شریک، مأموریت خطیر مزونوو و ژان مانس شکست میخورد و مونترال امروزی هرگز پدید نمیآمد.













