مداد، رسانه آنلاین مونترال

تبلیغات
 

از توهین و تحقیر تا تهدید: واکنش هماهنگ رضا نامداری و نسیم نوروزی به یادداشت مداد

پس از انتشار یادداشت سردبیر درباره‌ی پیام نسیم نوروزی، مدرس دانشگاه‌‌های کنکوردیا و مک‌گیل در زیر سؤال بردن اعتراض مادر کیان پیرفلک و وصل کردن او به «پروژه‌ای ایرائیلی» و انگ‌زنی به چند جوان معترض ایرانی‌ـ‌مونترالی و ربط دادن آنها له موساد و اسرائیل؛ رضا نامداری، عضو هیئت‌مدیره‌ی کنگره ایرانیان کانادا و خود نسیم نوروزی، در واکنش، به جای پاسخگویی، تلاش کردند با توهین، تحقیر و تهدید، صدای رسانه را خفه کنند.

در دل پیام‌های منتسر شده توسط این دو، یک چیز مشترک است: خشونت زبانی و تلاش برای تهدید و ارعاب هرکسی که مخالف آنها فکر می‌کند.

خشونتی که نمی‌خواهد با مخالف خود گفت‌وگو کند، بلکه می‌خواهد او را مرعوب و خفه کند تا از میدان بدر شود. خشونتی که می‌گوید یا همانطور که من می‌گویم فکر کن یا «در سفر به ایران ممکنه باهات برخورد بشه»

تبلیغات: برای کسب اطلاعات بیشتر روی هر پوستر کلیک کنید

 

پس از انتشار یادداشت من درباره‌ی پیام نسیم نوروزی، مدرس دانشگاه‌‌های کنکوردیا و مک‌گیل در زیر سؤال بردن اعتراض مادر کیان پیرفلک و انگ‌زنی به چند جوان معترض ایرانی‌ـ‌مونترالی؛ رضا نامداری، عضو هیئت‌مدیره‌ی کنگره‌ی ایرانیان کانادا و خود نسیم نوروزی، در واکنش به جای پاسخ‌گویی، تلاش کردند با توهین، تحقیر و تهدید، صدای رسانه را خفه کنند.

ابتدا رضا نامداری در پیامی در حساب X خود نوشت:

«شهرام یزدان پناه، خبرنگار سابق روزنامه‌ی صداسیما، اومده در مونترال یه رسانه‌ی محلی طرف‌دار نسل کشی زده و قلدربازی بولی های ززآ علیه فعالان ضد جنگ و تحریم رو پوشش خبری میده! با پررویی و وقاحت تمام هم طلبکار هست که چرا برای خودش و طرفداران تجاوز به خاک ایران، دردسر امنیتی ایجاد می‌شه چون در سفر به ایران ممکنه باهاشون برخورد بشه شما خوب هر شش ماه سفر نرو قرمه سبزی و دوغ بزن بر بدن و بیا اینجا ژست برانداز بگیر که نخوای نگران باشی طرف مشغول عادی‌سازی وطن‌فروشی و نسل‌کشی هست، دو قورت و نیمش هم باقیه!»

‌راستش، این پیام حتا برای رضا نامداری که من او را در گفتمان سیاسی‌اش، فردی تندرو و ناصادق یافته‌ام نیز بسیار غیراخلاقی و دور از انتظار بود.

چون او خوب می‌دانست که من همین دو ماه پیش مجبور شده‌ام به دلیل مشکلات امنیتی و خطر دستگیری، روزهای پایانی عمر پدرم و مراسم خاک‌سپاری او را از راه دور و به شکل آنلاین تماشا کنم، حالا او چگونه به خود اجازه می‌دهد سفر محال و نشدنی من به ایران برای بودن در کنار پدر درگذشته‌ام را به «قرمه‌سبزی خوردن و دوغ زدن بر بدن» تشبیه کند؟

آیا واقعا ایران برای رضا نامداری فقط معادل «قرمه‌سبزی خوردن و دوغ بر بدن زدن» است؟!!!

او همچنین من را «وطن‌فروش و طرف‌دار نسل‌کشی» هم خطاب کرده است.

کسانی این تهمت را زده‌اند که وقتی جنگ به نفع جمهوری‌اسلامی است، ریتوئیت می‌کنند «نصر من الله و فتح القریب» یا زیر عکس شادی فلسطینیان از شلیک موشک‌های سپاه به سمت اسرائیل می‌نویسند «می‌شود برای خنده‌های شما مرد» یا موشک سپاه را با «شعر پارسی» مقایسه می‌کنند اما وقتی این مبارز طلبیدنشان به جایی می‌رسد که جمهوری‌اسلامی در موضع ضعف قرار می‌گیرد، انکار می‌کنند که خودشان بر طبل جنگ کوبیده‌اند و ناگهان می‌شوند فعال ضدجنگ و وطن‌دوست و ما که در تمام این مدت داشتیم به این جنگ‌طلبی اعتراض می‌کردیم، می‌شویم «وطن‌فروش و طرف‌دار نسل‌کشی»!!!

نسیم نوروزی نیز در واکنش به یادداشت انتقادی من به جای توضیح و شفاف‌سازی که از یک آدم آکادمیک انتظار می‌رود، سعی کرده با تحقیر و برچسب‌های جدید، مسیر گفتگو را عوض کند و خود را در جایگاه قربانی بنشاند:

«لذتِ خوندنِ این گزارش بسیار زیاد بود؛ انگار سرتاپای وجود و مغز و چشمش رو نفرت و خشمِ از ویران نشدنِ ایران توسط اسرائیل گرفته و عین این شخصیت‌های بدجنس کارتون‌ها که یهو سمت آینه داد میزنن گفته «یآآآئو، چرک‌ترین چیزی که می‌شه بنویسم؟ اها! برم تو گروه تلگرامم «یادداشت سردبیر!» بنویسم بگم طرف تهدید امنیتی جامعه‌ی ایرانی هاست». البته به نظر میاد‌ پروژه‌ی جدید دسته‌جمعی باشه که چون ایران از پا درنیومد دارند هم‌زمان جلو می‌برند؟»

‌در دل همه‌ی این پیام‌ها، یک چیز مشترک است: خشونت زبانی و تلاش برای تهدید و ارعاب هرکسی که مخالف آن‌ها فکر می‌کند. خشونتی که نمی‌خواهد با مخالف خود گفت‌وگو کند، بلکه می‌خواهد او را مرعوب و خفه کند تا از میدان بدر شود. خشونتی که می‌گوید یا همان‌طورکه من می‌گویم فکر کن یا «در سفر به ایران ممکنه باهات برخورد بشه»

رویکردی که فکر می‌کردیم فقط در جمهوری‌اسلامی حاکم است ‌و در آن هر که بپرسد «چرا؟»، می‌شود «مزدور»؛ هر که سوگواری کند، می‌شود «عامل دشمن» و هر که به اعتراض برخیزد، می‌شود «تروریست»

اما حالا همان رویکرد در خیابان‌های مونترال و در کلاس‌های دانشگاه‌های کانادا در حال شکل گرفتن است. در‌جایی‌که قرار بود خانه جدید ما باشد برای شنیده‌شدن صداهایی که در وطن سانسور شده‌اند، برای آزادی، دادخواهی، گفتگو و برای طرح اختلاف‌ها

وقتی کسی با جایگاه آکادمیک از قلب کانادا، مادر کیان پیرفلک را تنها به خاطر اعتراضش، «مشکوک» و تلویحا پروژه‌ی اسرائیلی می‌نامد؛ یا گروهی از جوانان مهاجر و معترض را، «آموزش‌دیدهٔ موساد» خطاب می‌کند؛ یا عضو هیئت‌مدیره‌ی یک نهاد کامیونیتی، نویسنده‌ی یادداشتی انتقادی را «وطن‌فروش و حامی نسل‌کشی» می‌نامد، باید نگران شد. نه فقط به خاطر آن نویسنده یا آن جوانان یا آن مادر داغدار، بلکه به خاطر آینده‌ای که قرار بود در اینجا با هم بسازیم.

«مداد» از رضا نامداری و نسیم نوروزی دعوت می‌کند تا به جای تحقیر، توهین، تهدید و برچسب‌زنی، در یک گفتگوی زنده، نظرات‌شان را مطرح و به پرسش‌ها پاسخ دهند.

شهرام یزدان‌پناه

سردبیر

 

این مطلب ابتدا با این لینک در کانال تلگرامی «مداد» منتشر شد.

مسعود هاشمی، مشاور املاک در مونترال
 

نیازمندیهای مداد
کسب‌وکارهای مونترالی

محمد تائبی، مشاور و بروکر بیمه
محمد تائبی، مشاور و بروکر بیمه
کلینیک دندانپزشکی ویلری، دکتر عندلیبی
دارالترجمه رسمی فرهنگ
مریم رمضانلو، کارشناس وام مسکن
 
رضا نوربخش، نماینده فروش نیسان
آکادمی موسیقی هارمونی
آکادمی موسیقی هارمونی

«مداد» در چند خط

«مداد»، مجله آنلاین مونترال
مداد یعنی کودکی، صداقت، تلاش تا آخرین لحظه، یعنی هر قدر کوچک‌تر، همان‌قدر باتجربه‌تر

ارتباط با «مداد»:
تلفن: 4387388068
آدرس:
No. 3285 Cavendish Blvd, Apt 355
Montréal, QC
Canada

مداد مسئولیتی درباره صحت آگهی‌ها ندارد

بازنشر فقط به شرط لینک به مطلب اصلی در وب‌سایت مداد

«مداد» در شبکه های اجتماعی

مداد، مجله آنلاین مونترال

آمار بازدید از «مداد»

  • 3,385
  • 4,666
  • 27,459
  • 99,646
  • 1,271,395

MÉDAD
Persian E-magazine of Montr
éal

MÉDAD is an Independent, Montreal based, Persian Language E-Magazine.
Using the digital platform, Medad is trying to be the voice of Afghan / Iranian-Montrealers.
Medad Editorial is formed by a group of experienced and independent journalists.

Tel: 4387388068

Address:3285 Cavendish Blvd, #355
Montréal

امیر سام | مشاور املاک در مونترال