مداد، مجله آنلاین مونترال

تبلیغات
 

نبرد رسانه‌ای با «کاروان آزادی»

سخن سردبیر

با تصویب قانون لزوم ارایه‌ی واکسن پاسپورت در مرز آمریکا و کانادا برای رانندگان کامیون‌های ترانزیت، بیش از ۱۶ هزار راننده‌ی ترانزیت واکسینه نشده، کار و زندگی خود را در خطر دیدند و تصمیم گرفتند به این عمل دولت کانادا اعتراض کنند.

حدود یک هفته‌ی پیش کاروان رانندگان معترض از ونکوور به راه افتاد تا اینکه دیروز به اتاوا رسید. رانندگان معترض به واکسیناسیون اجباری که تا همین جا هم نمایش بزرگ اعتراضی آنها، توجه بسیاری از کانادایی‌ها و جهانیان را به خود جلب کرده، می‌گویند خیابان‌های منتهی به پارلمان کانادا را تا زمانی که محدودیت واکسن اجباری لغو نشود، ترک نخواهند کرد. این تجمع اعتراضی برخلاف آن تصویری که رسانه‌های اصلی کانادا پیش‌بینی کرده بودند و بر خلاف تجمعات اعتراضی چند سال اخیر در آمریکا و کانادا، تجمعی بدون دردسر، درگیری و آتشسوزی بود که بیشتر به یک کارناوال خیابانی شباهت داشت.

اما در کمال تعجب، این تصویری نبود که برخی از روزنامه‌نگاران مایل به گزارش آن بودند. آنها هر سوراخی را به دنبال یک نکته‌ی منفی گشتند و در انتهای روز چند داستان منفی هم پیدا کردند تا تصویر اعتراضات دیروز را با آن رنگ کنند. یک پرچم کنفدراسیون، یک پرچم صلیب شکسته، یک پرچم سر و ته کانادا که روی آن صلیب شکسته کشیده شده بود و در فاصله‌ی ده متری پشت سر یک نماینده‌ی محافظه‌کار برافراشته شده بود، رقصیدن یک معترض در کنار مجسمه قهرمان جنگ، مراجعه‌ی معترضان به ساختمان‌های اطراف برای استفاده از توالت، زباله‌های روی زمین و حتی دریافت غذا از یک مرکز کمک بی‌خانمان‌ها در نزدیکی ساختمان پارلمان!

این یادداشت، نگاه سردبیر «مداد» به این ماجرا است.

تبلیغات

صبح یکشنبه است و من مشغول مرور اخبار دیروز از اعتراضات رانندگان کامیون به واکسیناسیون اجباری در شهر اتاوا هستم. اعتراضاتی که اصلاً مهم نیست من با محتوای آن موافق باشم یا مخالف، اما به عنوان یک کانادایی از اینکه حق اعتراض و تجمع در این کشور پاس داشته می‌شود، افتخار می‌کنم.

 

اما این اعتراضات با آنچه در چند سال اخیر در کانادا و آمریکا دیده‌ام متفاوت است. نه از شکستن در و پنجره خبری است و نه ساختمانی به آتش کشیده شده، نه درگیری پیش آمده و نه کسی دستگیر شده (البته تا لحظه‌ی نگارش این یادداشت) اما رفتار و گفتار روزنامه‌نگاران ارشد و مجریان تلویزیونی و زاویه‌ای دید آنها کاملاً متفاوت است. به گونه‌ای که اگر از زاویه‌ای دید آنها، اخبار دیروز را دنبال می‌کردید، احتمالاً تصورتان پایان دنیا و سقوط دموکراسی در کانادا بوده است.

نخستین روز از اعتراضات رانندگان کامیون در اتاوا در حالی به پایان رسید که جنگ روزنامه‌نگاران روشنفکر با رانندگان معترضان و برگزار کنندگان «کاروان آزادی» به اوج خود رسیده بود. یک استاد روزنامه‌نگاری در دانشگاه کنکوردیا با اشاره به توییت‌های پلیس تورنتو درباره تأمین امنیت معترضان، به پلیس اتاوا تاخت که چرا از گاز اشک‌آور برای متفرق کردن معترضان استفاده نمی‌کند.

 

یک مجری شبکه‌ی CBC برگزار کنندگان این اعتراض را تلویحا دست‌نشانده‌ی روسیه معرفی کرد. یک نماینده‌ی محافظه‌کار به دلیل وجود نشانه‌ای صلیب شکسته روی پرچمی در فاصله‌ی ده متری پشت سر او وقتی با خبرنگار CBC مشغول مصاحبه بوده مورد نکوهش قرار گرفت و خبرنگار CTV در جستجوی یک نکته‌ی منفی مجبور شد به سراغ هتل‌ها و مراکز خرید اطراف برود که معترضان از توالت‌های آنها استفاده می‌کردند.

سپس ماجرای رقص یک معترض در پای مجسمه‌ی قهرمان جنگ پیش آمد که به فریاد زدن بیشتر شباهت داشت تا رقص و بعدش هم داستان پوشاندن پرچم کانادا بر دوش مجسمه‌ی تری فاکس، مطرح شد و همه‌ی خبرنگارانی که تا دیروز سرنگونی مجسمه‌های بیشمار در کانادا و آمریکا را با افتخار گزارش می‌دادند، یکباره طرفدار حفظ حرمت و احترام مجسمه‌ها شدند.

بعد نوبت یک خبرنگار دیگر CBC رسید که با انتشار یک تصویر از لکه‌ای زرد پای مجسمه‌ی قهرمان جنگ، با لحنی عاجزانه خواستار این شد که کسی پای این بنای یادبود ادرار نکنند ‌و بلافاصله به چکشی تبدیل شد تا سر معترضان را با آن خرد کنند. لکه‌ی زردی که خیلی‌ها معتقدند می‌تواند کار یک سگ باشد.

کار به اینجا هم ختم نشد و انتشار دو تصویر از یک گروه کوچک که یکی پرچم کنفدراسیون (جنوبی‌های طرفدار برده‌داری در زمان جنگ داخلی آمریکا) و دیگری پرچم صلیب شکسته را بر دوش داشته در فضای مجازی منتشر شد. پرچم‌هایی که هر چقدر دیگران تلاش کردند تا پیدایش کنند و از آن عکس بگیرند، پیدا نشد. تا جاییکه شنیده شد برگزارکنندگان حتی هزار دلار پاداش برای هرگونه اطلاعاتی که منجر به شناسایی فردی که این پرچم‌ها را به همراه داشته، در نظر گرفته‌اند.

برگزارکنندگان از قبل به معترضان تذکر داده بودند که امکان دارد عده‌ای به داخل تجمع نفوذ کرده و بخواهند آشوب ایجاد کرده یا مردم را وادار به کاری کنند که بعداً دستمایه‌ای سرکوب این اعتراض شود. از معترضان خواسته شده تا به محض مشاهده‌ی یک مورد مشکوک، فوراً پلیس را در جریان بگذارند.

پلیس اتاوا می‌گوید تا این لحظه هیچ موردی از خشونت یا عمل غیرقانونی به آنها گزارش نشده و کسی هم دستگیر نشده است.

نکته‌ی پایانی

مهم نیست که با برگزاری یک تجمع موافقید یا مخالف، آزادی بیان و آزادی تجمعات، روح و چهارچوب کانادا است. ما که در کانادا زندگی می‌کنیم خوب می‌دانیم که این کشور نه آنقدرها که فکر می‌کردیم مدرن است و نه آنقدرها که تصور داشتیم پر زرق و برق. کانادا کشور طبقه‌ی متوسط و کارگرهایی است که با عرق جبین و کار سخت، روزگار می‌گذرانند. پولدارترین‌ها و روشنفکرترین‌ آدم‌های این مملکت نیز به داشتن پینه‌ی دست افتخار می‌کنند.

آنچه این کشور را جذاب می‌کند، نه ساختمان‌های سر به فلک کشیده و نه خودروهای لوکس و نه جواهرات و نه کمپانی‌های چند صد میلیارد دلاری و دفاتر کار فوق مدرن آن است. این کشور جذاب است چون آزاد است و ما باید برای حفظ این آزادی همیشه آماده‌ی پرداخت بهایی باشیم. گاهی با شکست حزب محبوب‌مان در یک انتخابات و گاهی با پیش رفتن صدای مخالف‌مان در یک تجمع اعتراضی و گاهی با جان‌مان.

آزادی گران‌بها است.

تلاش همه خبرنگاران و روشنفکران برای مخالفت با تجمع اعتراضی کامیونداران را شاید بتوان جنگ طبقاتی نامید. طبقه‌ی روشنفکری که تصور می‌کند خیر و صلاح بقیه را بهتر از خودشان می‌داند و مایل است تا خواسته‌ای خویش را به آنها تحمیل کند. باید بگذاریم زمان نشان‌مان دهد.

 

نیازمندیهای مداد
کسب‌وکارهای مونترالی

فرشاد صدفی وکیل در کانادا استان کبک مونترال
دفتر خدمات حقوقی فرشاد صدفی
کلینیک دندانپزشکی ویلری، دکتر عندلیبی
دارالترجمه رسمی فرهنگ
مریم رمضانلو، کارشناس وام مسکن
رضا نوربخش، نماینده فروش نیسان
مداد، مجله آنلاین مونترال

آمار بازدید از «مداد»

  • 1,016
  • 3,477
  • 23,282
  • 99,294
  • 1,292,590