مداد، مجله آنلاین مونترال

تبلیغات
 

«به چت‌مغز»، هجونامه‌ی سلین به سارتر، ترجمه حمید شورکایی

سلین

«به چت‌مغز»، به‌تازگی از سوی حمید شورکایی، مترجم شفاهی دادگاه‌های مونترال، ترجمه و منتشر شده است. این کتاب با عنوان اصلی L’agité du bocal پاسخ تند و آتشین لویی فردینان سلین به ژان پل سارتر است که در سال ۱۹۴۷ به رشته تحریر در آمده.

حکایتی که میان سلین و سارتر رخ داده و موجب نگارش این هجونامه شده است، حکایتی است خواندنی که نظر خوانندگان را به بافتار تاریخی که بستر اتفاقات و رخدادهای منحصر‌به‌فرد بوده جلب می‌کند. از سویی نیز، انتشار این ترجمه به همراه نظرات سلین درباره ادبیات، این فرصت را به خواننده فارسی‌زبان می‌دهد تا با یکی از نویسندگان تاثیرگذار ادبیات فرانسوی آشنا شود.

تبلیغات

حمید شورکایی، عضو رسمی کانون مترجمان کبک و مترجم شفاهی دادگاه‌های مونترال و اداره مهاجرت و شهروندی کاناداست. او که از دانشگاه نانتر پاریس موفق به کسب مدرک دکترا در تاریخ جهان باستان شده، ضمن ادامه فعالیت‌های پژوهشی تاریخی، دستی نیز بر آتش ادبیات دارد. از او دو کتاب ترجمه با عنوان‌های «گفتاری درباره بردگی خودخواسته»، از نشر هفت دریا و «ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی» اثر دیودور سیسیلی، به چاپ رسیده است.

تحصیلات حمید شورکایی در دوره کارشناسی در رشته زبان و ادبیات فرانسوی بوده و در دوره کارشناسی ارشد نیز فعالیت خود را در آموزش زبان فرانسوی ادامه داده. این دانش و تسلط بر زبان فرانسوی بابی را در زمینه پژوهش بر زندگی و سبک لویی فردینان سلین باز کرده است، علاقه‌ای که سال‌هاست حمید شورکایی را به خود مشغول داشته است.

لویی فردینان دتوش، با نام مستعار سلین، رمان‌نویس تاثیرگذار فرانسوی با اولین رمانش، «سفر به انتهای شب» که آن را انجیل افسرده خوانده‌اند، مورد تحسین جامعه ادبی قرار گرفت. اما اتفاقاتی که برای این پزشک ساده حول محور نوشته‌هایش رخ داد، سرنوشتی به غیر از محبوبیت را برای او رقم زد و آثار دیگر او، از جمله «مرگ قسطی»، «جنگ»، «شمال» … تحت تاثیر این اتفاقات نادیده گرفته شد و تقریبا از یاد رفت. با این حال، نبوغ و خلاقیت سلین باعث شد تا نویسندگان بسیاری همچون سارتر، ساموئل بکت، کورت ونه‌کات، هنری میلر و دیگران از او متاثر شوند.

لویی فردینان سلین

«به چت‌مغز» که به‌تازگی در مونترال به چاپ رسیده توضیحات مفصل‌تری را در این باب و درباره اهمیت سبک او در خود جای داده است. این کتاب به دو بخش تقسیم می‌شود: در بخش نخست، مترجم مقدمه‌ای مفصل درباره هجونامه را ارائه می‌دهد که سابقه و بافتار تاریخی این متن مهم را برای خواننده روشن می‌کند. در همین بخش، ترجمه حمید شورکایی از هجونامه سلین به سارتر را از زبان فرانسوی به فارسی می‌خوانید.

در بخش دوم، تحت عنوان «سلین با شما صحبت می‌کند» مباحثی در باب ادبیات و سبک و موضوعات مرتبط دیگر از زبان نویسنده آمده است که برای خوانندگان علاقه‌مند به ادبیات بویژه جذاب و خواندنی خواهد بود.

اما برای آشنا شدن با حال و هوای این کتاب، بد نیست معرفی متن کتاب را نیز با قلم حمید شورکایی بخوانیم:

هفدهم ماه دسامبر سال ۱۹۴۵ میلادی: لویی فردینان سلین در کپنهاگ دستگیر و زندانی می‌شود. دولت فرانسه مصرانه از دولت دانمارک خواستار استرداد سلین به فرانسه می‌شود تا او را تیرباران کند. به چه جرمی؟ همکاری با دشمن خارجی و یهودستیزی! دولت دانمارک از استرداد سلین طفره می‌رود و اسناد و مدارک علیه او را کافی نمی‌داند. سلین چهارده ماه در زندان اعدامی‌ها می‌ماند و در ماه فوریه سال ۱۹۴۷ میلادی آزاد می‌شود، اما حق بازگشت به خاک میهن خود را ندارد. سلین در تبعید دیگر آن سلین سابق نیست؛ پیرمردی تکیده و دل‌آزرده از عالم و آدم! « آهای آدم‌ها، مرا در قفس کرده‌اید، شرم و لعنت بر شما!»

بیست‌ونهم ماه اکتبر سال ۱۹۴۵ میلادی: ژان پل سارتر، پدر فرانسوی اگزیستانسیالیسم، درباره‌ی مکتب اگزیستانسیالیسم خود سخنرانی دلکش و زیبایی می‌کند. عنوان سخنرانی سارتر: «اگزیستانسیالیسم یک اومانیسم است». او از رسالت اخلاقی انسان پرتاب‌شده در این دنیا داد سخن سر می‌دهد. حضار به وجد می‌آیند و برایش کف و سوت می‌زنند! ژان پل سارتر، دو ماه پس از این سخنرانی معروف خود، یعنی در ماه دسامبر سال ۱۹۴۵ میلادی، مقاله‌ای تحت عنوان «سیمای یک یهودستیز» می‌نویسد و در مجله‌ی «تان مدرن» منتشر می‌کند. او در این مقاله سلین را متهم می‌کند که از نازی‌ها پول گرفته بود تا از تز آن‌ها دفاع کند. به گواه دوست و دشمن – حتی سرسخت‌ترین دشمنان سلین – اتهام سارتر علیه سلین سراسر بی‌اساس و کذب محض بوده است. اتهامی بی‌اساس آن هم زمانی که سلین در زندان به سر می‌برده و خطر تیرباران شدن بیخ گوشش ‌بوده است. همان سلینی که سارتر از سبک زبانی و قلم رهایی‌بخش او تقلید می‌کرده و او را پدر معنوی خود می‌دانسته است. همان سلینی که در نخستین رمانش، «سفر به انتهای شب»، یکی از گوش‌خراش‌ترین و تحمل‌ناپذیرترین فریاد‌ها را بر سر موجودی به نام انسان‌ کشید. همان سلین، زخم‌دیده‌ی جنگ جهانی اول و پزشک تهی‌دستان و نابغه‌ی ادبی مغروری که می‌گفت: «یا از من تقلید می‌کنید یا وجود ندارید!» و همان سلینی که آخرین کتابش، ریگودون، را به حیوانات تقدیم کرد.

سیزدهم ماه نوامبر سال ۱۹۴۷ میلادی: مقاله‌ی سارتر به دست سلین می‌رسد و او مقاله‌ی سارتر را می‌خواند و… آتش می‌گیرد. سلین، همان سفرکرده‌ی انتهای شب، شتابان دست به کار می‌شود و هجونامه‌ای به سبک معروف خود (شلاقی، چکشی و پتکی) می‌نویسد و سارتر را به لجن می‌کشد… برنانوس راست می‌گفت: « خدا سلین را آفرید تا رسوایی به پا کند.»

«به چت‌مغز»، هجونامه‌ی سلین به سارتر، با ترجمه حمید شورکایی در کانادا با ارسال پیام به صفحه اینستاگرامی مترجم و یا به نشانی ایمیل زیر، همینطور به شکل حضوری در کافه اونجا در مونترال، به قیمت ۱۰ دلار قابل خریداری است. خوانندگان «مداد» همچنین می‌توانند این کتاب را با مراجعه به دفتر مداد خریداری کنند.

حمید شورکایی در اینستاگرام
نشانی ایمیل برای تهیه کتاب

کافه اونجا

نیازمندیهای مداد
کسب‌وکارهای مونترالی

کلینیک دندانپزشکی ویلری، دکتر عندلیبی
دارالترجمه رسمی فرهنگ
مریم رمضانلو، کارشناس وام مسکن
نیوشا ریاحی،‌ وکیل رسمی دادگستری استان کبک
رضا نوربخش، نماینده فروش نیسان
آکادمی موسیقی رمی
مداد، مجله آنلاین مونترال

آمار بازدید از «مداد»

  • 2,784
  • 6,118
  • 33,692
  • 112,957
  • 1,585,755