مداد، مجله آنلاین مونترال

تبلیغات
 

برای جمشید مشایخی نوشته احسان فکا

تبلیغات: برای کسب اطلاعات بیشتر روی هر پوستر کلیک کنید

گروه املاک OneClickHome مهدی یزدی و حمید سام  

زمستان آن سال‌ها سرد بود. باران آن سال‌ها سیل نمی‌شد، با ترانه می‌زد و با گهرهای فراوان. تلویزیون‌ِ سال‌های کودکیِ از دل و دست پرکشیده‌ی ما فقط دو شبکه داشت و عاشقی در اعماق جان‌مان مستور بود. آن‌ سال‌ها به رفتگر نمی‌گفتند پاک‌بان، دوستش داشتند اما اسمش را همان می‌گفتند که اولش سین داشت و دومش پ داشت، چه قدر خاطره‌ی جمعی و فکر همگانی جماعت، نکوهشش کرد که جمشید مشایخی، خان دایی قیصر چرا باید نارنجی پوش و جارو به دست باشد. نمی‌خواستند کمال‌المک را و رضا خوشنویس را کمرشکسته و سر پایینِ کوچه‌ و برزن ببینند اما او کارش بازی‌گری بود و برایش شاه و گدا فرقی نداشت.

چه حالی داشتیم در آن سال‌های بمباران که هزاردستان را در موتورخانه ساختمان می‌دیدیم. پناه‌گاهی بود به قدر بیتوته‌ی دو نفر و تلویزیون سیاه و سفید چهارده اینچ آن‌سال، مهمانش می‌کرد به خانه‌مان. رضا خوشنویس اما رفت، پیش مفتش شش انگشتی و خانِ والا و علی خانِ حاتمی، مسافرانِ این اتوبوسِ شب! و از آن سه تفنگ‌دار فقط ابوالفتح مانده است و هفت‌تیری که هنوز هفت تیر دارد.

یک‌بار بر صحنه دیدمش، تالار اصلی تاترشهر و اجرای مرزبان از نمایش‌نامه‌ی رادی.

و دیگر بار بر صحنه نبود که صحنه جان بگیرد.

آن بالاها همیشه هوا خوب است و بساط عاشقی حاضر و بارانِ بی سیلاب برقرار.

اتوبوس شب هر روز مسافری تازه را به دالان نور و شور می‌برد. ما در ایستگاه تنها مانده‌ایم. منتظر، منتظر، منتظر

تنها، تنها، تنها

تنهایی پرهیاهو

» احسان فکا

نیازمندیهای مداد
کسب‌وکارهای مونترالی

فرشاد صدفی وکیل در کانادا استان کبک مونترال
دفتر خدمات حقوقی فرشاد صدفی
کلینیک دندانپزشکی ویلری، دکتر عندلیبی
دارالترجمه رسمی فرهنگ
مریم رمضانلو، کارشناس وام مسکن
رضا نوربخش، نماینده فروش نیسان
مداد، مجله آنلاین مونترال
امیر سام، مشاور املاک