مداد، مجله آنلاین مونترال

تبلیغات

موسیو فرماندار، نماد اتحاد و اخلاق در کاناد به مناسبت سالگرد انتخاب نخستین فرماندار فرانسوی کانادا

تبلیغات

زمان: اول اوت 1959
مکان: ساختمان پارلمان کانادا، اتاوا، اونتاریو

همه ما مونترالی‌ها، حتما برای یکبار هم که شده اسم جورج ونیه Georges Vanier به گوشمان خورده‌است.
یک ایستگاه مترو در خط نارنجی، بزرگراهی به همین نام که از کنار این مترو شروع می‌شود و در حد فاصل خیابان‌های نوتردام و ژاک‌کارتیه واقع شده‌است. یک کالج بسیار بزرگ و معتبر به زبان انگلیسی و فرانسه در منطقه سنت لوران مونترال، یک مدرسه، یک کتابخانه عمومی و یک کتابخانه در دانشگاه کنکوردیا همه به افتخار این شخصیت تاریخی مهم کانادایی و البته متولد استان کبک و شهر مونترال، نامگذاری شده‌اند. مردی که اگر جنگ جهانی اول رخ نمی‌داد، شایدهنرمندی گمنام در کلیسا باقی می‌ماند و یک کشیش معمولی می‌شد. اما جنگ مسیر زندگی‌‌اش را طوری تغییر داد که او را با وجود قطع عضو به اولین فرماندار فرانسوی کانادا تبدیل کرد.
مردی که تمام زندگی‌اش را در راه صلح و اتحاد مردم کشورش و دیگر مردم دنیا صرف‌کرده است.

جنگ، مسیر زندگی دانشجوی دانشگاه کنکوردیا را تغییر می‌دهد

در آوریل 1888 جورج ونیه، در یکی از مناطق جنوب غربی شهر مونترال به نام بورگاندی کوچک La Petite-Bourgogne در یک خانواده ایرلندی-فرانسوی چشم به جهان گشود. زبان فرانسه را از پدر و انگلیسی را از مادر آموخت و به همین دلیل از مزیت یک شهروند دو زبانه برخوردار شد. در نوجوانی به کالج لویولا (Loyola) رفت (جایی که امروز پردیس دانشگاه کنکوردیا به همین نام و در خیابان شربروک واقع شده ‌است).
در آنجا لیسانس هنر خود را دریافت کرد و بلافاصله برای ادامه تحصیلاتش در زمینه حقوق به دانشگاه لَوَل رفت. او در مدت تحصیل دانشجوی بسیار ممتاز و درخشانی بود و مدال طلای درس فلسفه را دریافت کرد. بعد از گذراندن این دوره، جورج ونیه در آزمون انجمن وکلای کبک پذیرفته شد و از آنجایی که به کار در کلیسا علاقه‌مند بود تصمیم گرفت تا یک کشیش شود.
او تمام کارهای خود را هم انجام داده بود ولی ناگهان جنگ جهانی اول آغاز شد. جنگی که سرنوشت او و خیلی‌های دیگر را تغییر داد.
جورج جوان تصمیم گرفت در این جنگ برای ارتش بریتانیا به خدمت برود و جزو سربازان کانادایی باشد که در جنگ شرکت می‌کردند. ونیه آن‌قدر به خدمت برای ارتش عشق می‌ورزید که با همکاری و تلاش‌های بی‌وقفه او یک گروه ارتش فرانسوی زبان در سال 1915 به طور خاص در زیر مجموعه ارتش کانادا ایجاد شد که امروزه به نام «هنگ بیست و دوم ارتش سلطنتی» Royal 22e Régiment شناخته می‌شود. او فرماندهی این هنگ ویژه را بعد از جنگ در سال‌های 1926 تا 1928 به عهده داشت.
ونیه بسیار مثبت‌اندیش و با روحیه‌ بالا در جنگ ظاهر می‌شد و به زیر دستانش قوت قلب می‌داد. او در نامه‌ای که به مادرش در سال 1917 نوشته چنین می‌گوید: «ما به زودی پیروز می‌شویم، روحیه نیروهای ما بسیار بالا است.» هرچند جنگ یک‌سال و نیم بعد با تلخی برای ونیه تمام شد. او پای راستش را بر اثر انفجار خمپاره‌ای از دست داد؛ اما حاضر نشد برای درمان به کانادا برگردد و ترجیح داد در کنار همرزمانش باقی بماند.

Georges Vanier

آغاز مسیر سیاست از دیپلمات شدن

بعد از جنگ، جورج ونیه به خاطر شجاعت‌هایش مدال افتخار از طرف ارتش انگلستان دریافت کرد و به مونترال بازگشت. ازدواج کرد و صاحب 5 فرزند شد.
در سال 1930، ونیه وارد اداره دیپلماسی کانادا در انگلستان شد. او به مدت ده‌سال در این اداره در نقش یک دیپلمات، زیر دست فردی به نام ونسان مسی Vincent Massey خدمت می‌کرد که بعدها او را در راه فرمانداری کانادا یاری فراوان کرد. بعد از ده سال در زمانی که جورج ونیه به همراه پسرش در رژه مخصوص شاه جدید انگلستان، جورج پنجم، که تازه تاجگذاری کرده ‌بود حاضر شد، یکی از فرمانداران آینده کانادا یعنی هارولد الکساندر Harold Alexander را ملاقات کرد.
این ملاقات در آینده او تاثیر فراوانی داشت و جورج را به سمت مهمی در پاریس ارتقا داد؛ اما با آغاز جنگ جهانی دوم و اشغال پاریس توسط آلمان، ونیه دوباره به کانادا و کبک بازگشت و ارتش فرانسوی زبانان را به خدمت فراخواند. ونیه در زمان جنگ جهانی دوم نقش بسیار مهمی در تشویق کانادا به پذیرفته شدن بازماندگان و مهاجران جنگی ایفا کرد و تلاش‌های زیادی برای تغییر قوانین مهاجرت در کانادا انجام داد.

Georges Vanier

او که بعد ازجنگ، سفیر کانادا در فرانسه و نیز نماینده سازمان ملل بود، در نطق‌های آتشینی کانادا را به حمایت از آوارگان و پناهندگان جنگی تشویق می‌کرد. او و همسرش در حدود حداقل 186 هزار پناهنده اروپایی بعد از جنگ را نجات داده‌اند. در سال 1953 ونیه از دیپلمات بودن بازنشسته شد و به مونترال بازگشت. او وهمسرش پائولا فعالیت‌های اجتماعی زیادی را سروسامان دادند. ونیه، وارد بانک مونترال شد. یک شرکت بیمه عمر را راه اندازی کرد و با توجه به تحصیلاتش به مشاوره هنری در شورای هنر کانادا هم می‌پرداخت.

فرمانداری کانادا

ونیه به دلیل دو زبانه بودنش در محافل سیاسی نقش بسیار مهمی داشت. در مدتی که دیپلمات و در خدمت ونسان مسی بود در نقش یک رابط مستحکم بین افراد فرانسوی و انگلیسی ظاهر می‌شد و همین باعث شد که به شدت مورد حمایت سیاستمداران کانادایی برای نقش فرماندار باشد. سرانجام او در اول اوت سال 1959 به سمت فرمانداری کانادا رسید. ونیه در سخنرانی مراسم انتصابش چنین گفت: «من در این لحظات فقط به درگاه خداوند دعا می‌کنم. من می‌خواهم کشورم همیشه در صلح و عشق ابدی برقرار بماند و من یک خدمتگزار برای پیشرفت آن خواهم بود.»
ونیه به دلیل نزدیکی‌اش به انگلیسی ‌ها و خدماتی که به ارتش آن کرده بود از سوی بسیاری از تندرویان و جدایی طلبان کبک به عنوان خائن خطاب می‌شد و همیشه در سخنرانی هایش با توهین‌های آن‌ها مواجه بود.
با این حال همیشه یک پاسخ می‌داد: «رمز صلح و آرامش برای همه کانادایی‌ها، اتحاد انگلیسی زبانان و فرانسوی زبانان است. ما نباید کشور را بر اثر نزاع‌های خود به خطر بیندازیم.»
ونیه به دعا برای انجام کارهایش اعتقاد داشت و طبقه بالای دفتر کار خود را تبدیل به عبادتگاهی کرده بود که روزی چندساعت را در آن برای عبادت می ‌گذراند.
در اواخر عمرش او که دیگر روی صندلی چرخدار می‌نشست در جمع دانشجویان دانشگاه مونترال در یک سخنرانی گفت:
«ما هرگز نباید تصور کنیم که آرامش ما در جدایی و اختلاف است. کانادا باید همیشه متحد و یکپارچه باقی بماند. درس بزرگی که کانادا به سایر کشورهای دنیا می‌دهد باید این باشد که قدرت در نگاه داشتن افراد متنوع و با اعتقادات و زبان‌های مختلف در کنار هم است.»


چند ماه بعد از این سخنرانی تاریخی در 5 مارس 1967، ونیه بر اثر نارسایی قلبی در دفتر کارش درگذشت. بیش از 15 هزار پیام تسلیت برای او ارسال شد. ونیه در کلیسایی در کبک سیتی به خاک سپرده شد. در سال 1998 نام ونیه در صدر لیست صد کانادایی برتر تاریخ قرار گرفت. جک گراناتشتاین Jack Granatstein، که یک مورخ مهم است درباره ونیه چنین می‌نویسد: «مردی بی پروا و مهربان. فرمانداری که نماد اخلاق و اتحاد کانادا خواهد ماند.»

آمار «مداد»

  • 377
  • 15,230
  • 2019-07-19