مداد، مجله آنلاین مونترال

تبلیغات

بیا با هم بچرخیم

تبلیغات

رفته بودم براى دادن آزمایش خون. اول صبح بود و پسرک پاک حوصله‌اش سر رفته بود. کمى این طرف و آن طرف چرخید تا اینکه بالاخره سوژه را پیدا کرد، پسرکى بلوند حدود سن خودش.

برگشت سراغ من و پرسید: مامان این پسر به چه زبانى حرف میزنه؟

گفتم: روسى.

گفت: من که روسى بلد نیستم، فکر می‌کنى انگلیسى بلد باشد؟

گفتم: بپرس ازش!

رفت جلوی پسر روس ایستاد و شالش را کمى آورد بالا تا روى چشمانش، بعد هم شروع کرد چرخیدن و خندیدن. پسر بلوند هم کلاهش را کشید روى چشمانش و به او پیوست! بى هیچ زبان مشترکى براى حرف زدن هى چرخیدند و چرخیدند. بعد سرخوش از بازى به هم نگاه کردند و براى هم شکلک و ادا درآوردند و خندیدند به شکلک‌هاى یکدیگر!

مادر پسرک هر چند دقیقه یک بار سرش را از روى تلفنش بلند می‌کرد و می‌گفت شششش!

اما پسرها هیچ صدایى جز صداى شادى و بازى خودشان را نمی‌شنیدند. کمى بعد هرکدام رفتند سراغ کیف‌هاى مادرها، یکى چوب‌شور برداشت و دیگرى بیسکوییت، به هم نگاه کردند و شروع کردند به خوردن. بعد یکى ظرف شیر را درآورد و دیگرى ظرف آب را، سرکشیدند و باز دویدند طرف یکدیگر و بازى باز شروع شد!

پسرکم مهدکودک انگلیسى زبان می‌رود و زبان دومش انگلیسى هست. اغلب بچه‌های این‌جا زبان دوم‌شان فرانسه است. براى همین پسرک می‌داند تا اطلاع ثانوى که به مدرسه برود و فرانسه یاد بگیرد، زبان بازى و شادى، زبان مشترکش با همه کودکان این شهر خواهد بود.

آمار «مداد»

  • 142
  • 14,829
  • 2019-09-20
عضو رسانه‌های اجتماعی «مداد» شوید
عضو رسانه‌های اجتماعی «مداد» شوید
close-image