مداد، مجله آنلاین مونترال

تبلیغات

مهاجرت و نقش «اضطراب» در یادگیری زبان دوم گفتگو با الهام آریاپور، مدرس زبان فرانسه و دانشجوی رشته دکترای آموزش در دانشگاه مونترال

یکی از بزرگترین چالش‌های مهاجرت، یادگیری و استفاده از زبان کشور میزبان است و این چالش به مشکلی بزرگ تبدیل خواهد شد اگر فرد دچار اضطراب زبانی هم باشد! مشکلی که طبق تحقیقات از هر سه زبان‌آموز، یک نفر دچار آن است.
در این رابطه گفتگو کرده‌ایم با خانم الهام آریاپور. خانم آریاپور ۱۵ سال است که مدرس زبان هستند و در پایان‌نامه فوق‌لیسانس و درحال حاضر دکترای خود به موضوع اضطراب یادگیری زبان خارجی و زبان دوم پرداخته‌اند.

تبلیغات

چرا تصمیم گرفتید درباره اضطراب زبانی تحقیق و مطالعه کنید؟

من فراگیری زبان فرانسه را در کشور فرانسه آغاز کردم و از همان ماه‌های اول درگیر این مسئله بودم که چرا گاهی اوقات نمی‌توانم از دانسته‌هایم استفاده کنم. چرا حرف زدن با بعضی افراد برایم مشکل‌تر است و بسیاری چراهای دیگر که در آن روزگار جوابی برای آنها نداشتم. سال‌ها بعد در دوران فوق‌لیسانس و دکترا به دلایل آنها پی بردم. حالا پانزده سال است که به عنوان مدرس زبان فرانسه به عنوان زبان خارجی و زبان دوم مشغول هستم. یعنی هم به عنوان فراگیرنده و هم مدرس با این مسئله اضطراب زبانی در ارتباط بودم و هستم.

الهام آریاپور: از هر سه زبان‌آموز یک نفر دچار اضطراب زبانیست

میان زبان خارجی و زبان دوم چه تفاوتی دارد؟

اگر فردی زبان را جایی بیاموزد که آن زبان، زبان روزمره نباشد، می‌گوییم زبان خارجی و اگر زبان در جایی آموزش داده شود که همان زبان، زبان روزمره باشد، می‌گوییم زبان دوم. اضطراب زبانی در هر دو مورد وجود دارد اما نتایج آن متفاوت است. موضوع تحقیق من در مورد زبان دوم است.

اضطراب زبانی دقیقا تجربه چه حسی است؟

برای اولین بار در سال ۱۹۸۶ پروفسور هورویتز که در تگزاس استاد هستند، برای این پدیده تعریفی ارائه دادند. از نظر ایشان اضطراب زبانی پدیده‌ایست پیچیده و متفاوت با اضطراب عمومی. در ارتباط با خودباوری و درک از خود، هویت و باورهای زبانی فرد در دوران فراگیری و بعد در هنگام استفاده از زبان دوم یا خارجی. این خانم و همکاران‌شان وسیله‌ای هم برای اندازه‌گیری این اضطراب درست کردند. اما اشکال اینجاست که تا سال‌ها اضطراب زبانی در کلاس مورد تحقیق قرار می‌گرفت. در حالی که مورد استفاده از زبان دوم در خارج از کلاس است. تنها چند سال هست که این مسئله خارج از کلاس مورد تحقیق و توجه قرار گرفته است.

اضطراب زبانی فقط زمان صحبت کردن خودش را نشان می‌دهد؟

خیر، این مسئله می‌تواند موقع حرف زدن، نوشتن، گوش کردن و یا خواندن متن ایجاد شود. اما تحقیقات نشان می‌دهد که حرف زدن بیش از هرچیزی برای افراد اضطراب‌زاست.البته باید بدانیم که اضطراب زبانی با ترس صحبت کردن در جمع، متفاوت است.
شخص ممکن است در زبان مادریش به هیچ وجه مشکل صحبت کردن در جمع را نداشته باشد، اما این تجربه ترس و اضطراب را در مورد زبان دوم داشته باشد. دوم اینکه اضطراب حرف زدن در جمع، مربوط به حضور در جمع هست. در حالی که اضطراب زبانی می‌تواند با صحبت کردن با یک فرد، به خصوص اگر آن فرد زبان مادریش همان زبان دوم باشد.

علائم این اظطرب چیست و چگونه خودش را نشان می‌دهد؟

برحسب شخصیت افراد و تجربه‌های زبانی آنها در گذشته و شرایط، می‌تواند موجب واکنش‌های کاملا متفاوتی شود. واکنش‌هایی مثل: احساس ترس یا بی‌قراری. می‌تواند ادراکی باشد، مثل پایین آمدن ظرفیت ادراکی و قدرت پردازش اطلاعات و یا رفتاری باشد و باعث انجام ندادن تکالیف، نشستن در ردیف آخر کلاس و نهایتا ترک یادگیری شود. ممکن است فیزیولوژیکی باشد و موجب بالا رفتن ضربان قلب، عرق کردن، لرزیدن، تپق زدن و یا لالی (بلوکه شدن) کامل شود.

آیا آماری هست از درصد کسانی که با چنین مسئله‌ای در یادگیری زبان مواجه هستند؟

بله، طی تحقیقات این سال‌ها مشخص شده که یک سوم زبان‌آموزان دچار این اضطراب هستند، که رقم بالایی است.

برگردیم به توضیح شما راجع به اضطراب زبانی، به مسئله هویت اشاره کردید. هویت چطور می‌تواند با زبان و زبان‌آموزی عجین شود؟

هر فردی که در حال یادگیری یک زبان است، در واقع در حال یادگیری میراث زبانی و فرهنگی ملتی دیگر است. زبان و هویت رابطه تنگاتنگی با هم دارند و در معرض خطر قرار دادن یکی به مثابه تهدید دیگریست. قبول اینکه فرد می‌تواند در زبان مادریش، خوش‌زبان و شوخ و بذله‌گو باشد و از ظرافت‌های زبانی استفاده کند در حالی که در زبان دوم تبدیل به انسانی می‌شود که به نظر کم گو، بیمزه و محافظه کار می‌آید، آسان نیست. و شخص مواجه می‌شود با این سوال که این آدم من نیستم و آن منی که از خودم می‌شناسم، نیستم، پس کیستم؟ درواقع وقتی فردی تصویری که از خودش ارائه می‌دهد با واقعیت خودش در تناقض است، مثل این است که اصلا فرد دیده نشده و وجودش نادیده گرفته شده و این فرد را متزلزل می‌کند و مشکل هویتی ایجاد می‌کند. من مثالی برایتان می‌زنم. خانم اوا هافمن که اصلیتش لهستانی است و در ۱۳ سالگی به کانادا مهاجرت کرده در کتاب بیوگرافی خودش می‌نویسد: من از دست این آدمی که در قالبش فرورفته‌ام عصبانی هستم. انگار لباس فضانوردی پوشیده‌ام و در آن کاملا دست و پا چلفتی و عجبیب هستم. از دست دوستان نوجوانم عصبانی هستم که نمی‌توانند واقعیت مرا در این لباس مبدل بیبند که تا چه حد جالب و متفاوت هستم.

الهام آریاپور: برای زبان‌آموز قبول اینکه در زبان مادریش می‌تواند خوش‌زبان و شوخ و بذله‌گو باشد و از ظرافت‌های زبانی استفاده کند در حالی که در زبان دوم تبدیل به انسانی می‌شود که به نظر کم گو، بیمزه و محافظه کار می‌آید، آسان نیست.

و آیا با بالا رفتن سطح زبان این اضطراب کاهش می‌یابد؟

تحقیقات زیادی در این باره انجام شده. عده‌ای معتقدند که در سطح مبتدی یادگیری زبان این اضطراب طبیعی است و عده‌ای معتقدند این چنین نیست که اولا در سطح ابتدایی آدمها سعی می‌کنند کمتر ارتباط بر قرار کنند (حداقل کلامی)، دوما در سطح پیشرفنه افراد چون شناخت بیشتری از زبان دارند به اشتباهات خودشان هنگام حرف زدن واقف‌ترند و این بیشتر دچار اضطرابشان می‌کند. من با توجه به تجربیات خودم می‌توانم بگویم هرچه سطح زبان بالاتر می‌رود این اضطراب زبانی نیز افزایش پیدا می‌کند و دلیل منطقی آن هم این است که هرچه سطح زبان بالاتر می‌رود در شرایط بیشتری از استفاده از این زبان بخصوص با کسانی که این زبان، زبان مادریشان است قرار می‌گیرد. و خوب این به شخصیت افراد و شرایط هم مربوط است، ممکن است فردی در حضور کسی دچار اضطراب نشود ولی در شرایط متفاوتی با همان انسان دچار اضطراب شود.

عواقب این اضطراب بخصوص برای فردی که مهاجر است چه می‌تواند باشد؟

یادمان باشد که نگاه من به این اضطراب یک نگاه اجتماعی_احساسی است. آسیب این اضطراب زبانی برای مهاجران به مراتب بالاتر است. به طور مثال همین ترس و اضطراب باعث می‌شود افراد برای بسیاری از شغل‌ها که قابلیت انجام آن را دارند تقاضا ندهند. به دلیل اینکه فرد حس می‌کند قادر به گرفتن آن شغل نیست. و به همین دلیل بسیاری از موقعیت‌های شغلی از دست می‌رود و این مسئله می‌تواند موجب منزوی شدن فرد و در نهایت ایجاد مشکلات روحی و جسمی شود. و یا اینکه به دلیل همین اضطراب از پس آزمون‌ها و مصاحبه‌ها برنیایند و در نتیجه دچار بحران و مشکل مالی شوند و از پس امرار معاش برنیایند و در نهایت مجبور به انجام کاری شوند که با مدرک تحصیلی و سطح اجتماعی‌شان همخوانی ندارد. اضطراب زبانی می‌تواند برای یک مهاجر تبدیل به اضطراب حیاتی و زیر سوال بردن کل مهاجرت شود.

خوب، چه باید کرد؟ آیا در طول این سال‌ها راه حل کاربردی ارائه شده است؟

اولا می‌بایست اساتید برای شاگردان توضیح دهند که چنین مشکلی وجود دارد و یک سوم فراگیرندگان زبان دچار آن هستند. دوما شاگردان باید راجع به مشکلشان صحبت کنند و از بیان آن نترسند. حالا دیگر اساتید می‌دانند که در کلاس‌های زبان می‌بایست مسایل فرهنگی و روحی و… را در نظر گرفت . دیگر نمی‌بایست در کلاس‌های زبان دوم همه را یکسان تصور کرد و درسی داد و رفت. مهمترین راه حل این است که اساتید زبان دوم به طور مداوم روی مشکلاتی از این دست تعلیم ببینند و همیشه به روز باشند.

ویدئوی پیوست در «آوا تی‌وی»، بخش فارسی‌زبان تلویزیون ICI تولید و پخش شده است.

آمار «مداد»

  • 719
  • 17,694
  • 2019-07-23