مداد، مجله آنلاین مونترال

تبلیغات

نائومی کلاین، جنگجوی محیط زیستی کانادایی

واژه اکوفمنیسم در سال ۱۹۷۴ توسط فرانسوا دوبن در کتابش استفاده شد و بعدها به موج سوم فمنیسم مشهور گشت. این مفهوم مشابهت نگاه نظام مردسالار به طبیعت را با نگاهش به زنان و گروه‌های به حاشیه رانده شده، مطالعه می‌کند.
همانطور که این نظام، زنان را دارایی خود می‌بیند و آنها را با فرو کاستن به سوژه‌ جنسی، وسیله باروری و نیروی کار ارزان، مورد تبعیض قرار می‌دهد، طبیعت را نیز مایملک خود می‌بیند و از آن بی‌محابا بهره‌کشی می‌کند.

تبلیغات

در محل تلاقی دو مفهوم محیط‌زیست و مبارزه با تبعیض، فمنیست‌های نوظهوری وجود دارند که وارد رزم سیاسی شده‌‌اند. آنها عقیده دارند حل بسیاری از مشکلات جهان امروز و از همه مهمتر مسائل زیست محیطی، بر حل مساله نابرابریِ نهادینه شده در سیستم مبتنی بر قدرت، ثروت و رقابت، استوار است.

به مناسبت هشتم مارس، روز جهانی زن قصد داریم تا یکی از زنان فعال محیط‌زیستی کانادا را که با کتاب‌ها و نظرات برابری خواهانه و انتقادی خود، در جهان مشهور است، معرفی کنیم.

نائومی کلاین (Naomi Klein) کیست؟

نائومی کلاین نویسنده، فعال اجتماعی و فیلم‌ساز کانادایی متولد مونترال است که با تحلیل‌های سیاسی و نظرات انتقادیش در مورد جهانی‌سازی و سرمایه‌داری، یکی از مشهورترین فعالان اکوسوسیالیستی جهان است.

او درخانواده‌ای رشد کرد که فعالیت اجتماعی، یکی ازستون‌های آن بود.

پدر و مادر او در سال ۱۹۶۷ به دلیل مخالفت با جنگ ویتنام، از آمریکا به مونترال نقل مکان کردند. مادر نائومی، مستند‌سازی بود که با فیلم «این یک داستان عاشقانه نیست» شهرت یافت. موضوع این فیلم نقد صنعت پرنوگرافی بود. پدرش پزشک و از اعضای گروه «پزشکان دارای مسئولیت اجتماعی» بود.

نائومی برخلاف پدر و مادرش، نوجوانی خود را به دور از سیاست و غرق در یک زندگی مصرفی طی کرد. آن روزها به گفته خودش اعتقاد داشت که «داشتن یک مادر فمنیست طاقت فرساست».

دو حادثه مهم، راه زندگی او را تغییر داد. سکته و معلولیت مادرش در ۱۷ سالگی موجب شد که خانواده نائومی مجبور به مراقبت از او در منزل شوند و او نیز ناچار به کاهش فعالیت‌های درسی‌اش در تورنتو شد. شاید همین اتفاق او را از نزدیک با مفهوم محرومیت آشنا کرد.

حادثه دوم کشتار دانشجویان زن مهندسی در مدرسه پلی‌تکنیک مونترال در سال ۱۹۸۹ بود که او را با چاپ مقاله‌ای در «ورسیتی» به دنیای روزنامه‌نگاری کشاند. در سال سوم از دانشگاه تورنتو انصراف داد و در نشریه «گلوب اند میل» و سپس نشریه «دیس» به عنوان سردبیر شروع به کار کرد.

در سال ۱۹۹۵ به دانشگاه در رشته فلسفه و ادبیات بازگشت ولی در آخرین مراحل، دوباره برای گذراندن یک دوره خبرنگاری آن را ترک گفت.

آثاری که اندیشه‌های نائومی کلاین را به رزمگاه آورد!

 نائومی اولین بار با کتاب «بدون مارک» (No Logo) در سال ۱۹۹۹ شناخته شد. این کتاب فرهنگ مصرفی «برند محور» و عملکرد شرکت‌های بزرگ را مورد انتقاد قرار می‌داد.  کلاین در این کتاب، شرکت نایک را مورد حمله قرار داد و آن را وادار به پاسخ‌گویی به پرسش‌هایش کرد.

«حصارها و پنجره‌ها» کتاب دیگری است که شامل تعدادی از مقالات و متن‌های سخنرانی‌های او در خصوص جنبش‌های ضد جهانی‌سازی است.

 در سال ۲۰۰۴ نائومی با همکاری همسرش، «اوی لوییس» مستند The Take را ساخت که درباره کارگرانی در آرژانتین است که بطور دسته‌جمعی، کارخانه‌ای را بستند و سپس خودشان تولید را از سرگرفتند.

کتاب «دکترین شوک: ظهور سرمایه‌داری فاجعه»، یکی از کتاب‌های بسیار مشهور و جنجال‌برانگیز نائومی است که به ۲۸ زبان، از جمله فارسی، ترجمه شده است. این کتاب دربارهٔ سواستفاده ابرشرکت‌های چندملیتی از شوک اول  یعنی حوادثی چون جنگ، حمله‌های تروریستی، کودتا و حوادث طبیعی است.

در شوک دوم، بنگاه‌های بزرگ با استفاده از سیاستمداران وابسته خود و بُهت و پریشانی مردم  تغییرات رادیکال اقتصادی و سیاسی به وجود می‌آورند. در این میان افرادی که با موج دوم شوک به مقابله برمی‌خیزند با شوک سومی که شامل پلیس، ارتش، زندان و بازجوئی است روبه‌رو و سرکوب می‌شوند.

نئومی در کتاب «این همه چیز را تغییر می‌دهد» به طور مشخص‌تری به ارتباط سیاست‌های سرمایه‌داری و بحران‌های محیط‌زیستی می‌پردازد. این کتاب به چنان درجه‌ای از توجه رسید‌ که مجله نیویورک تایمز در ستون بررسی کتاب‌های خود، آن را مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین کتاب محیط‌زیستی، بعد از کتاب «بهار خاموش» خواند. نائومی با این اثر در سال ۲۰۱۴ در بین یکصد نامزد اول نوبل کتاب بود.

 در کتاب «نه کافی نیست» در سال ۲۰۱۷، کلاین به سیاست‌های شوک ترامپ انتقاد می‌کند و مخاطبانش را دعوت می‌کند که از موضع انفعال بیرون بیایند و به صراحت با آنها مخالفت کنند.

آخرین کتاب او «جنگ برای بهشت» به نابرابری‌ای که باعث ایجاد بحران‌های شدید انسانی می‌شود، می‌پردازد و به دنبال راهی به سوی برابری و توسعه پایدار است. توسعه‌ای که از گروه‌های مردمی و متن جامعه برآید و نه از سیاست‌هایی که تامین‌کننده‌ی منافع سرمایه‌گذاران بزرگ هستند.

زنان بسیار بیشتر از مردان در معرض آسیب‌های ناشی از تغییرات اقلیم قرار دارند. شاید برای همین است که زنان همیشه در صف نخست فعالیت‌های زیست‌محیطی هستند. قابلیت باروری و طبیعت پرورنده زنانه که با روح مادرزمین پیوند عمیقی دارد، آنها را به پیوستن به مبارزه‌ای سخت برای حق زندگی می‌کشاند.

زنان نه فقط برای منافع خود، بلکه برای تمام گروه‌های به حاشیه رانده شده، اقوام بومی، رنگین‌پوستان، دگرباشان، حیوانات و طبیعت تلاش می‌کنند. آنها دختران زمینند که برای حق حیات، همه در کنار هم می‌جنگند.

آمار «مداد»

  • 157
  • 11,077
  • 2019-05-20